تک بیتی امیر المؤمنین علیه السلام
ای مَظهر و مُظهر العجائب بر جمله ی خلق گشته غالب
تک بیتی امیر المؤمنین علیه السلام
سر مرا ببرید و به سینه ام بنهید به جرم آن که به جز یا علی سخن گفتم
دو بیتی – امام حسن عسکری علیه السلام
به دریا کشتی من لنگری دارد به صحرا روی کن باروبری دارد تمام خلق وابسته به خلق اند خدا از بهرخود یک عسکری دارد
غزل- سروده در سال ۱۳۳۵
زلف مشکین بتی بسته به زنجیرم کرد شیخ چون دید مرا حکم به تکفیرم کرد درد هجر تو ز سر برده همه وجد و طرب من جوان هستم و عشق تو چنین پیرم کرد یوسفی بودم و در مصر دلان جایم بود چون زلیخا غم تو سخت زمین گیرم کرد خواستم بوسه بگیرم ز لب […]
غزل- سروده شده در سال ۱۳۳۶
تا که در بارگه دوست پناهم دادند لشگر از خیل ملک بهر سپاهم دادند شادی و وجد و طرب داشتم از دست برفت در عوض درد و غم و غصه و آهم دادند عشق خوبان به جهان بی سرو سامانم کرد در خرابات مغان منصب و جاهم دادند بسکه در گوشه ی میخانه نشستم امری […]
تک بیتی – امام حسین علیه السلام
خادمان حسین الله اند من اله پرستم ای الله
غزل ورودیه محرم
تا شد به پا خیام غم کربلای تو زد خیمه ی بقا به دل ما هوای تو هستی گرفت عرش عُلیٰ آن زمان که دید نور سُرادقات تو در نینوای تو افتاد از ازل، ازل و از ابد ، ابد بر پای عشق و همتِ بی منتهای تو نشناخت قدرِ رفعت ذات تو را کسی […]
غزل مصیبت – خواتین کربلا و امام حسین صلوات الله علیهم اجمعین
گر بگویم که چه شد کرب و بلا جاسوسى است سخن از فاطمه و زینب ما ناموسى است روى نیزه سرِ سردار، انا اللهىِ اوست ضربت خنجر و شمشیر و سنان روبوسى است آتش خیمه که سوزد همهء عالم را بهر طفلان حرم مسألهء ققنوسى است تشنگى حرف اضافیست که ما مى گوییم عطش کرب […]
مثنوی غدیر
در کنار خُم دو ساقی مست هم جام می چشمان و دست در دست هم با نگاه یکدگر مستی کنند چیره دستی بر سر هستی کنند خم ز مستی می زند جوش و خروش از خدا خواهد بیاید می فروش اولین جامی که ساقی زان چشید تا ورای عرش روحش پر کشید دید آنجا دست […]
ای مایهی حیات بیا ترک آب کن
ای مایهی حیات بیا ترک آب کن مارا به عشق ساقی کوثر شراب کن خالی نما سبوی دلم ز آب زندگی تا روز حشر قالب من پر تراب کن آنجا که سر نهاده فلک زیر پای او ما را چو ذره ریزه خور بوتراب کن در بحر عشقِ بوالحسنی ، ای سحاب لطف یک قطره […]