ای مایهی حیات بیا ترک آب کن
مارا به عشق ساقی کوثر شراب کن
خالی نما سبوی دلم ز آب زندگی
تا روز حشر قالب من پر تراب کن
آنجا که سر نهاده فلک زیر پای او
ما را چو ذره ریزه خور بوتراب کن
در بحر عشقِ بوالحسنی ، ای سحاب لطف
یک قطره ام بساز ولی چون حباب کن
ای شاهدا به رقص بیا مطربا برو
با نیم جرعه حالت ساقی خراب کن
اندر بغل بگیر مرا و رها مکن
بر سینه ام دو دست خودت را قلاب کن
جنات و خلد و دوزخ و برزخ همه یکیست
بر من ببخش هر دو جهان و ثواب کن
در راه تو نشسته تخلص به صد نیاز
در پیشگاه عشق خودت مستطاب کن