زندگی نامه و معرفی آیت‌الله کربلایی آقا سید احمد نجفی

ایشان در مصاحبه‌ای در معرفی خود فرمودند:

 بنده «سید احمد»، شهرت و‌فامیلی‌ام «نجفی» است و نام پدرم «سیدتقی نجفی» و در سال ۱۳۱۶ در «تربت حیدریه» به دنیا آمدم. تحصیلات ابتدایی و مقداری از دبیرستان را در همان شهر خواندم و تحصیلات علوم دینی را چند سال در «تربت حیدریه» و بقیه را در «مشهد» و «قم» و «نجف» گذراندم. ولی درس نخواندم که سواد داشته باشم، چون حواسم جای دیگری بود. آن‌ها بهانه بود که چیزی را پیدا کنم و هنوز امیدوارم که پیدا کنم. مرحوم «شیخ جعفر شوشتری» وقتی به درجه‌ی اجتهاد رسید در مقدمه‌ی کتاب «وسایل‌المحبین» یک فرمایشی دارد، ایشان می‌گوید: «خیلی فکر کردم و خیلی خودم را مطالعه کردم که آیا در این درس خواندن‌ها و رسیدن به اجتهاد طریق نجاتی هست؟ و مرا با حقیقت آشنا کرده؟ دیدم که نه، و خیلی چیز‌ها که فکر می‌کردم که باید دنبالش بروم تا به حقیقت برسم، ولی قانع نشدم. و تنها چیزی که مرا قانع کرد و دنبالش رفتم راه امام حسین علیه‌السلام بود. که من باید بروم و از امام حسین علیه‌السلام صحبت کنم. و از دیگران هم حرکت در راه امام حسین را آموختم. ولی این چیزی است که در درون خود انسان حرکت می‌کند و آموختنی نیست و تعلیم و تعلّم هم انسان را به این راه نمی‌کشاند.
 

همچنین در مصاحبه دیگری فرموده بودند: 

تحصیلات را تا سوم دبیرستان در تربت حیدریه پشت سر گذاشتم و همزمان وارد مدارس علوم دینی شدم. در این زمان به توصیه آقای محقق دامغانی واعظ، برای کسب فیض از آیت الله کوهستانی با سختی و مشقت فراوان به شاهرود رفتم و از آن جا به گرمسار و سرانجام با شوق و ذوق بسیار پس از سه شبانه‌روز بی‌خوابی و خستگی زیاد به شهر گرگان و به خدمت آقای کوهستانی رسیدم. ایشان از من سوال کردند آیا پدر و مادر شما از آمدنتان به اینجا راضی هستند؟ گفتم: خیر. ایشان فرمودند: معطل نکنید، برگردید و الان هم باید نمازهایتان را تمام بخوانید. ناامید به تربت حیدریه برگشتم، ولی این بزرگوار روی من اثر بسیار عمیقی گذاشت که من شوق رفتن به مشهد را پیدا کردم. با این انگیزه به خدمت والدین رسیدم و رضایت‌شان را خواستم؛ که آنها به این شرط پذیرفتند که باید ضمن تحصیل علوم حوزوی، دروس جدیده را هم ادامه دهم. من پذیرفتم، به مشهد رفتم و مشغول تحصیل شدم.
ادبیات را در تربت حیدریه فراگرفتم و هم زمان به خدمت آقای قدسی رسیدم و علوم حوزوی را پشت سر گذاشتم. سپس به مشهد رفتم و به خدمت حاج محمد ادیب نیشابوری رسیدم و ادبیات را به پایان بردم. سطح را نیز خدمت آقامیرزا احمد مدرسی گذراندم و در ۱۳ فروردین سال ۱۳۴۰ به قم هجرت کردم و در مدرسه خان مشغول به تحصیل شدم. در سال ۱۳۴۱ [یک سال بعد از] رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی، در حالی که حدود یک سال بیشتر در قم نمانده بودم پیروی از دل کردم؛ چون دلم از ابتدا با نجف گره خورده بود، بار سفر برگرفتم و راهی نجف اشرف شدم و در آن جا مشغول به تحصیل شدم که تا سال ۱۳۴۹ ادامه داشت. در این سال به خدمت امام خمینی رحمه‌الله‌علیه رسیدم و از محضر ایشان کسب اجازه نمودم، به تهران آمدم و در منطقه غیاثی (دولاب) در یکی از مساجد مشغول به فعالیت امور دینی شدم.
 
لازم به ذکر است:
آیت‌الله سیداحمد نجفی، داماد آیت‌الله حاج شیخ عباس قوچانی از عالمان و اوتاد نجف و وصی آیت‌الله سیدعلی قاضی بودند.
 

اساتید ایشان:

شیخ محمدرضا قدسی، تربت حیدریه، استاد جامع المقدمات
آیت الله شیخ محمد تقی ادیب نیشابوری، در مشهد، استاد ادبیات
آیت الله میرزا احمد مدرس یزدی، در مشهد، استاد فقه و اصول و رسائل
آیت الله شیخ مجتبی قزوینی ، در مشهد
آیت الله صالحی، در مشهد، استاد فقه 
آیت الله آقا جلال مدرس یزدی، مشهد، استاد فقه و اصول و لمعتین 
آیت الله سید محمد کشمیری، در نجف، استاد اخلاق
آیت الله میرزا باقر زنجانی، در نجف، درس خارج
آیت الله شیخ محمد کوهستان
آیت الله راستی، در نجف، استاد کفایه 
آیت الله سید مرتضی خلخالی، در نجف، استاد فقه و اصول
آیت الله سید ابوالقاسم خویی، در نجف
آیت الله توحیدی تبریزی، در نجف، استاد فقه و اصول
 
همچنین همشیره ایشان همسر مرحوم حاج اسماعیل دولابی بود.
 

تاریخ رحلت:

ایشان در ۱۹ آبان سال ۱۴۰۲ شمسی در مشهد مقدس به ملکوت اعلی پیوست و در رواق حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد.