ولایت قائم به امیرالمومنین است یاامیرالمومنین قائم به ولایت است؟ جلسه پنجم_(بیستم و سوم رمضان 1371)

کربلایی سید احمد نجفی اعلی الله تعالی مقامه الشریف:

💠بسم الله الرحمن الرحیم💠

 

💠ولایت قائم به امیرالمومنین است

《بِسم الله الرّحمنِ الرَّحیم، اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین، الصَّلاةُ وَ السَّلام علی خَیرِ خَلقه مُحَمَّد وَ عَلی آله الطَیبینَ الطّاهرینَ المَعصُومین وَ الْلَعْنَةُ الدَّائِمَ عَلَي أعْدَائِهِمْ وَ مُخَالِفِيهِمْ وَ مُعَانِديهيمْ وَ مُبغِضیهِم وَ مُنْكَري فَضَائِلهمْ وَ مَناقِبِهم مِنَ الان إلی قيامِ يَومِ الدّين.آمینَ یا ربَ العالَمین》.

 

《أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم》

《بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم》

《إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‌ لَیْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (2) لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (4) سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (5)》

 

یکی از لیالیِ مُحتَمَله قدر شب بیست و هفتم ماه رمضان است، غیر از آن لیالیِ ثلاثه که نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم هست، شب بیست و هفتم هم محتمل به لیله قدر است.

در معنای قدر هم تفاسیر سخن گفته اند و هم اهل معرفت به مناسبت مباحث معنوی اش قلم فرسایی کردند.

قدر در لغت به معنای اندازه است، و گاهی به معنای اندازه گیری هم گفته شده، قدر یعنی اندازه، قدر یعنی اندازه گیری، به جهت اینکه مصدر معنا بشود، قدر یعنی اندازه گیری کردن.

خب لیلةُ القَدر یعنی شب اندازه، لیلةُ القَدر یعنی شبی که در او اندازه گیری می کنند، یک معنای دیگر هم برای معنای لیلة القدر غیر از این معانی مفروض است، لیلة القدر شب اندازه یا از باب اضافه صفت به سوی موصوف، لیلة القدر یعنی اندازه شب، یا اندازه گیری کردن شب.

پس چهار معنا برایش متصور است، اندازه شب، اندازه گیری کردن شب، شب اندازه و شب اندازه گیری.

هر چهار معنا را چه کسی تصدی می کند، اندازه شب، شب اندازه، اندازه گیری کردن شب، شب اندازه گیری کردن، چه کسی این کار را تصدی می کند؟

یعنی چه کسی در لیله، قدر را به موجودات می دهد؟

اینکه سرنوشت را تقسیم می کنند این قدر است دیگر، اندازه هر شئیی به سرنوشت اوست، متصدی این کار کیست؟

امام صادق علیه الصلاة و السلام فرمودند《 خَاصِموا اَعدَائَنا بِصورَةِ اِنا اَنزَلناهُ فِی لَیلَةِ القَدر》آنهایی که ولایت ما را قبول ندارند، آنهایی که منکر ولایت ما هستند، با سوره《 إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‌ لَیْلَةِ الْقَدْرِ 》، با سوره قدر با آنها مُخاصمه کنید، احتجاج کنید، راهش را هم یاد دادند، اینگونه بگویید برای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که لیله قدر بوده است و نزول قرآن، [ طرز مخاصمه و احتجاج امام صادق علیه الصلاة و السلام] آیا این سوره فقط برای رسول الله در یک مرتبه یا در مدت عمر رسول الله چند مرتبه بوده؟

دو جور خواهد بود، یک) خواهد گفت که فقط برای رسول الله بوده است و بس، یا یک مرتبه یا چند مرتبه.

یا خواهد گفت برای رسول الله بوده بعد هم هست.

آیا اگر برای دیگری بعد از رسول الله هست او کیست؟

که 《تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ 》برای کیست؟

موردش را معیَن کن بگو کیست؟ هر که را گفت همان است که ولیِّ مطلق است، اما اگر گفت نه فقط برای رسول الله بوده یک مرتبه یا چند مرتبه، به او بگو اینکه آیا قرآن برای زمان محدودی است یا قرآن برای همه اَزمنه است؟ اهل قرآن نمی تواند بگوید که قرآن برای زمان محدود و معدودی است، 《يَجْرِي كَمَا يَجْرِي اللَّيْلُ وَ النَّهَار》قرآن جاری می شود مثل اینکه روز و شب جاری می شود. چطور روز و شب همیشه هست، دوام دارد، ثبات دارد، این هم همین جور است، قرآن همیشه هست، حالا که همیشه هست، همه قرآن، سوره های قرآن، آیه های قرآن، چندتا آیه قرآن هست که آن ها هم شمرده شده، یک آیه هست که دیگر تمام شده فقط امیرالمومنین علیه السلام به آن عمل کردند و دیگر هم مورد ندارد.

مردم می آمدند کنار رسول الله می نشستند و بعد از نماز و بعد از اعمال مستحبه ای که رسول الله انجام می دادند می آمدند درِ گوشی با رسول الله صحبت می کردند، دهانشان را می آوردند درِگوش رسول خدا[ خدا نکند که ماه رمضان هم باشد دهان ها هم بو می دهد، خب ماه رمضان این حالت هست دیگر، این بخار معده متصاعد می شود با آن حال می آمد درگوش رسول الله صحبت می کرد. رسول الله هم اینقدر تمیز، نظیف، رسول الله اینقدر از نظر بهداشت( حالا ما اسمش را بهداشت می گذاریم دیگر)‌ مراعات اصول را می کردند که حد ندارد، آنوقت ها‌ که سیگاری نبوده، چپق هم که کسی نمی کشید، قلیون هم کسی نمی کشید، کسی هم که اهل دود نبود اما خب بوی دهان که بوده، با این بوی دهان آمدند کنار گوش رسول الله درِگوشی سخن می گفتند] می خواستند توی اجتماع بگویند که ما با این کائنات و سید کائنات، رسول الله، خیلی صمیمی هستیم، خصوصی هستیم، می توانیم درِ گوشی صحبت کنیم.

آیه نازل شد اگر می خواهید با رسول الله سخن بگویید《 فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً …》(سوره مبارکه مجادله/۱۲). هر که می خواهد یکمرتبه درِگوش رسول الله صحبت کند باید صدقه بدهد، پول بدهد، تا دست به جیب کسی نکنی، به جان خودت همه اهل دین و دیانت هستند، چون خرجی ندارد، مخصوصا اینکه افطاری سحری هم یک جایی بدهند، مخصوصا مجلس امام حسین باشد که چلو کباب…

چایی اش را که می خورد، قلیونش را هم که می کشد، جای خنک هم که هست، نهار و شام هم که هست، چه کسی هست که نیاید؟

بله؟

اما اگر خواسته باشی دست به جیب کسی بزنی، جمعیت را هی نصف کن، نصف کن، نصف کن، لذا 《وَجاهِدوا بِأَموالِكُم》(سوره مبارکه توبه/۴۱) اول مجاهده در اموالت.

《 وَأَنفُسِكُم》اول در جیبت دست کن بعد جان بده. یعنی معلوم می شود جان دادن از پول دادن آسانتر است، واقعا جان را می دهد هاا، حاضر است به او بگوید که…

《وَجاهِدوا بِأَموالِكُم وَأَنفُسِكُم…》اول مجاهده، مجاهده مال است، هر کسی می خواهد با رسول الله سخن بگوید، باید پول بدهد، 《فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً 》.

نماز خواندن خیلی آسان است.

به آن آقا گفتند برای چه مسجد محل است، بغل مغازه ات است، تجارت خانه ات است، برای چه نمی روی مسجد نماز بخوانی؟

آن بالای حجره اش یک جایی درست کرده بود، یک متر در یک متر، تنگ و تاریک، آنجا نماز می خواند.

گفت حاج آقا آخر من هر وقت مسجد می روم هر دو رکعت نمازی دویست، سیصد تومان برایم تمام می شود!!!

بله، 《جاهِدوا بِأَموالِكُم 》اول مجاهده، اول این است که جیبت را خالی‌کنی، بعد《 وَأَنفُسِكُم》اگر‌ که در مرتبه محبت و عشق قدم بگذارد آن که حرف دیگری است، اصلا عاشق پول خرج کن است، عاشق همه هستی اش را پای معشوق می ریزد.

 

سر چه باشد که فدای قدم دوست شود

این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد

 

این پول خرج کردن و دست بردن در جیب، و پرداختن…

لذا ببین بابا خداوند تبارک و تعالی غنیِ بِذات است، مومن هم غنیِ بِذات است، چون 《اَلمؤمِنُ مِرآتُ الْمُؤمِنْ》، مومن اسم خداست.

خب مومن چطور هستی؟

این همان مومن هست که تو داری صدایش می زنی؟

چطوری مومن؟

وقتی مومن می گویی باید صورتت را فرش کنی پایش را روی صورتت بگذارد، اگر که تو معتقد هستی که به او می گویی مومن.

مومن این کارها چه هست که تو می کنی؟

مومن خجالت نمی کشی؟

کسی با مومن این جور صحبت می کند؟

بگوییم مومن کیست، این مومن است نگاه کن؛

《مَن زَارَ المُومنً کَمَن زَار الله فِی عَرشه》بفرمایید.

《زِیارتُ المُومن زِیارتُ الله》،

《فَمَن اَکرَم المُومنً فَقَد اَکرَمَ الله》، این مومن است.

اینقدر حدیث، حدیث، حدیث راجع به مومن هست.

علامت مومن را بگوییم، مومن چیست؟

تا به تو مومن می گویم، سه تا انگشتر یکی عقیق، یکی فیروزه، یکی حدید سینی که از همین آهن رباهاست، دست کرده و انگشت هایش را هم حنا بسته، ریش بلند و یک بشقاب تَرحلوا هم جلویش است، [گفت رفت دیدم آقا بشقاب ترحلوا جلویش است نه می خورد نه اینکه تعارف می کند نگاه کردم دیدم مُهر بزرگی است از این مُهرهای بزرگ لبه اش هم کنگره ای بود…] تو این را مومن می دانی؟

این مومن است، بله نزدیک به درک واصل شدن آن اَشقَی اَلاشقیا است، یک مقداری خب…

مومن این نیست، مومن را به تو معرفی کنم، مومن کیست؟

همان است که نماز می خواند؟ نه

آن است که زیاد روزه می گیرد؟ نه

آن است که زیاد حج رفته؟ نه

آن است که ریش بلند دارد؟ نه

آن است که انگشتر در دستش است؟ نه

آن است که جلویش سجاده و مُهربزرگ است؟ نه

مومن آن کسی است که به بغل دستی اش امنیت بدهد.

این مومن است، روایت داریم، امام صادق علیه السلام مومن را معنا کردند.

در صف نماز جماعت، صف اول نشسته، این یکی از آن یکی خائف است، آن یکی از این یکی خائف است، مومن هستیم؟

کجایمان مومن است؟

《 اَلمؤمِنُ مِرآتُ الْمُؤمِنْ》، آخر سوره حشر است《الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ…》(سوره مبارکه حشر/۲۳) مومن است، خدا مومن است، این اسم اوست، مثل شهید که اسم خداست، او را نمی شناسیم، نه این اسم را می شناسیم و نه آن اسم را می شناسیم، مومن کسی است که بتواند هر چه درجه ایمان بالاتر است به خلق بیشتر امنیت می دهد، این مومن است.

امام صادق علیه السلام فرمودند مومن آن کسی است که بتواند امنیت بدهد، نزدیکترین مردم به کفر کیست؟

روایت، ببینید، چه کسی از همه خلق به کفر نزدیکتر است؟ چه کسی؟

[حالا ببینید چه جور مومن را رد می کند، اینجا آن جوری که من و تو حسابش را می کنیم] نزدیکترین اشخاص به کفر آن کسی است که با دیگری مدتی دوستی و رفاقت کند، خب، لغزش های او را در ذهن بسپارد 《لِیُعَنِتَهُ یَوَمً مَا》به جهت اینکه یک وقتی به سرش بکوبد، آبرویش را بریزد، حیثیتس را از بین ببرد، این نزدیکترین افراد عالم به کفر است، روایت است مومن این است که وقتی بغل دستش نشستی با او دوستی کردی با او همسایگی کردی…

آقاجان [رسول الله] راجع به جَار(همسایه) فرمایشی بفرمایید.

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند مسلمانی، خوبی، ایمان، درستی، این نیست که همسایه ات را اذیت نکنی، اذیت نکردن همسایه این ایمان، اسلام، حقیقت، آن چیزی که دنبالش هستی، این نیست.

اسلام و ایمان و حقیقت، این است که در مقابل اذیت همسایه صبر و تحمل کنی.

خب ببینید این طرف هم باید مومن بسازیم، جاهایش را عوض می کند، همه چیز ها را.

یک روایت از آقا امام صادق علیه السلام بخوانیم؛ امام صادق فرمودند که خداوند تبارک و تعالی رزق خلایق را عهده دار شده،《 وَفِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ》(سوره مبارکه ذاریات/۲۲).

《الله يَرْزُقُکُم》، خیلی خب، این که خدا تَکَفُلش کرده همه غصه اش را می خورند، این در و آن در می زنند که این را تحصیل کنند، این که خدا گفته من متکفلش هستم، غصه اش را می خورد. بندگی خدا که به عهده عِباد گذاشته گفته خودت باید بکوشی، هر وقت به او می گویی برای چه نماز نمی خوانی، روزه نمی گیری، کار خوب نمی کنی می گوید خدا توفیق بدهد، آن را به عهده خدا می گذارد، بله این است جایش را عوض می کند.

این جوری زیاد است هاا.

کسی که برای خدا حرف می زند، تبلیغ می کند، ترویج می کند، این نباید به مال دنیا چشم داشت داشته باشد، بله باید چشمش را ببندد، نگاه به دست مردم نکند، حق متکفل روزی اوست، خیلی هم خوب و آبرومند.

از آن طرف آن کسی که می بیند مومنی برای خدا زحمت می کشد، و دارد تبلیغ می کند، ترویج باید او را مَکفِیُ المَعونِه کند، بعکس شده، وقتی که به او می گویی بِرس، می گوید خدا کارش را درست می کند، به این می گویی که چشمت را ببند، می گوید نخیر ما باید خودمان را اداره کنیم، هردو جایش را عوض کرده.

مومن اسم خداست، آن که به من و تو امنیت بدهد، هر جا دیدی امنیت درونی تأمین می شود آنجا بوی ایمان می آید، آنجا دارُالایمان است، آنجا دارُالاَمن است.

با یک عده ای مسافرت می کنی، رفیق ایمانی تو هستند، برادرهای ایمانی تو هستند، خدا نکند جامه ات پاره باشد تا آخر عمر می گوید، عجب نشسته بودیم گوشه جامه اش پاره بود، چه برسد که یک تَرکِ اُولایی از تو صادر بشود، چه برسد به اینکه خدای نکرده یک گناهی از تو ببیند.

کسی حقیقت ایمان را درک نمی کند، به حقیقت ایمان نمی رسد، مگر برای فعل ناشایسته برادر مومنش هفتاد مَحمِل درست قائل باشد، هفتاد محمل برای فعل ناشایسته برادرش، هفتاد توجیه دارد، و اینها در تربیت ائمه علیهم السلام است، اینها تربیت امام صادق علیه الصلاة و السلام است، اینقدر از این روایت ها هست، هست، هست، ماه رمضان دارد تمام می شود خودمان را درست کنیم، لیله قدر را درک کنیم، بفهمیم لیله قدر چیست.

این آیه از آیاتی است که فقط امیرالمومنین علیه السلام به آن عمل کردند و دیگر کسی عمل نکرده ولی سوره قدر هر سال جاری می شود، بعد از رسول الله بر ولیِ مطلق و وصیِ بلافصلش امیرالمومنین علیه الصلاة و السلام تنزل ملائکه و روح می شود بعد بر آقا امام حسن علیه الصلاة و السلام، بعد بر آقا امام حسین علیه الصلاة و السلام، صدیقه طاهره سلام الله علیها، متن این مَشیَّت است، ببینید《هِیَ لَيْلَةُ الْقَدْر》، یعنی تمام صحنه را دائرمدارش بی بی هستند، چون(مانند) حدیث کِساء، 《هِيَ فاطِمَةُ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها》، محور بی بی هستند، خودِ لیلة القدر است.

اگر می خواهید با رسول الله درِگوشی بگویید این آیه؛

《 فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً …》(سوره مبارکه مجادله/۱۲).

مثل نماز، نماز را خداوند تبارک و تعالی واجب فرمود، در قرآن آیه اش هم آمد، آمدند پیش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، خب این نماز که فرمودید چه جوری است؟ 《صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي‌ أُصَلِّي》مثل من که نماز می خوانم شما هم نماز بخوانید.

اینها هم آمدند پرسیدند، آقا، یا رسول الله، آخر صدقه بدهیم، چقدر بدهیم؟

یک درهم، ده درهم، دو درهم، صد درهم، هزار درهم، یک دینار، دو دینار، صد دینار، چقدر بدهیم؟

تمام قرآن اینجوری است ها، اصل مسئله را، اصل حُکم را، موضوع را به اَجمَعِه به ما می فرمایند بعد تمام ابعادش را خود رسول الله( آن هم اتصالِ به وحی است) و ائمه علیهم السلام برای ما تعیین می فرمایند.

نماز این گونه است، روزه این گونه است، حج این گونه است، بقیه احکام، عبادات، همه آنها این گونه هستند، فقط خمس است که اندازه اش را هم خدا تعیین کرده، 《أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ …》(سوره مبارکه انفال/۴۱).

خوب دقت کنید، خمس را که فرموده هیچ، اندازه اش را هم فرموده، یک پنجم.

حالا برداشتن خیال کرده یک چیزی، گفتن نوآوری، درست هم هست، فقه ما فقه کاوش است، تحقیق است، اجتهاد است، استنباط، و تنها فقهی که در عالم زنده است، بسیار خوب، این خیال کرده نوآوری به این است که ممکن است خمس بشود…

خمس در قرآن نداریم ، زکات است!

این خیال کرده مُلا می شود.

نه بابا مُلا نمی شوی، منکر می شوی.

بله زکات هم هست، خمس هم هست، تصریح آیه قرآن هم هست،

《أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ …》حق خدا را به رسول الله می دهند، بعد از رسول الله، حق رسول الله و خدا را به ائمه علیهم الصلاة و السلام می دهند، خمس هم دو قسم است، سهم امام و سهم سادات.

سهم سادات، وَلِذِي الْقُرْبَىٰ او را می گیرد.

که لذا اینجاست که ذریه زهرا سلام الله علیها اینها تا دامنه قیامت اینها مورد هستند، مورد حکم هستند، مورد یک حکم بزرگ، همه اینهایی که آمدند در بعضی چیزها خدشه کردند نتوانستند در مسئله خمس در بُعد سهم ساداتش خدشه کنند، مورد هستند.

خب ماه رمضان دارد تمام می شود، ما که آن جوری نیست که ترویج امر مال کنیم ولی 《جَاهِدُوابِأَمْوَالِكُمْ》، می خواهیم این بُعد را بشکافیم، مالت را تصفیه کردی؟

این راه را رفتی؟

این قدم اول هم هست ها.

نه چیزی ندارم، خب چیزی نداری باید بیایی مُقید باشی، به محاسبه اموال ملتزم باشی.

ما چیزی نداریم که خمس بدهیم!

مثل اینکه به یکی می گویند تقلید کن، باید تقلید کنی، رساله عملیه زیر بغلت باشد، لذا [بگوید]اینکه بابا ما که مسئله ای برایمان پیش نمی آید.

چطور نمی آید، مگر نماز نمی خوانی؟ مگر روزه نمی گیری؟

دین همین است، چرا لطائف دارد، ظرائف دارد، با حفظ تمام اصول، در احکام و شریعت…

به او گفتند آقا برای چه نماز نمی خوانی؟

گفت اینکه《وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ 》(سوره مبارکه حجر/۹۹).

ما به یقین رسیدیم. انحراف را ببینید، دیگر نه نماز، نه روزه، اولا اینکه حتی اقتضای دخول ما بعدش را در ماقبل دارد.

《حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ 》یعنی اگر به یقین هم رسیدی نماز بخوان،《وَاعْبُدْ رَبَّكَ》نه اینکه 《حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ 》رهایش کن.

اولا اینکه از نظر عبارت این جوری است، خب حالا رسول الله یقینش بیشتر بود یا تو تارک نماز و روزه؟

امیرالمومنین، اهل بیت، اولیاء خدا؟

یک وقتی دنبال این عرفان های من در آوردی، نروید.

عرفان بسیار شیرین است، چاشنی دین است، عرفانی که از منطق ائمه علیهم السلام باشد، عرفانی که توجیه کلام آنها باشد، شرح کلام آنها باشد، به فرمایشاتی که از آنها نقل می کنیم لذت بدهد، نه عرفان من در آوردی، نه نمازی، نه روزه ای، نه عبادتی، نه خُمسی!

هیچی نداریم خمس بدهیم!

ما حکمی برایمان نیست که تقلید کنیم!

نخیر باید تقلید کنی، تقلید واجب است، منتها اگر نورانی باشی بدانی از کجا تقلید کنی، اگر اینکه نه

از عامه باشی با همین ادله ای که در دست من و خودت هست باید عمل کنی.

اگر نورانیت باطنی داشته باشی می فهمی آن ولیّیی‌ که باید دامنش را بگیری و تمام دین را از او اخذ کنی، و خودت را در اختیار او بگذاری و ظاهر و باطن تسلیم او باشی، او یک نورانیت دیگر می خواهد، او یک چیز دیگر است.

ولیِّ فقیه را به تو بگویم چه جوری باید شناخت.

آن گونه که دلیل و برهان از عالم غیب می آید به حرمت ضریح قبر علی بن موسی الرضا علیه الصلاة و السلام، ضریح قبر مطهرامیرالمومنین، ضریح قبر مطهر امام حسین و ائمه علیهم السلام، چه جوری آن حرمت را به تو می دهد، هان؟

ولیّ فقیه را باید از آن باب بشناسی، لذا همان جور که دیگر کسی نمی تواند به ضریح کج نگاه کند، چشمانش را در می آوری، او هم همان جور است.

اگر از راه دیگر باشد، تبلیغ، ترویج، نمیدونم چطور باشد، جزء ناکثین و مارقین و قاسطین می شوی، یک وقتی، حالا نشوی یک سال دیگر می شوی.

مگر اینجاها قرص بروی، از آن باب.

اندازه و معیار را صاحب شرع تعیین می فرمایند، [خوب دقت کن] خب یا رسول الله چقدر بدهیم درگوشی صحبت کنیم؟

خوب حرف را گوش بدهند، رسول الله

فرموند علی جان در جیبت چقدر پول هست؟

آقا امیرالمومنین علیه السلام که هیچ وقت توی جیبشان پول نبود.

وارد خانه شدند چهره امام حسن و امام حسین علیهما السلام از گرسنگی زرد شده بود، صدیقه طاهره سلام الله علیها به امیرالمومنین فرمودند علی جان بچه ها گرسنه هستند یک کاری بکن، فرمودند فاطمه جان تو که می دانی دیگر چیزی در بساط نیست، دیگر چیزی نداریم.

یک زره ای آویزان بود، زره امیرالمومنین را هم کسی نمی خرد، چون پشت ندارد، چون که به دشمن پشت نمی کند، حالا هر چه می خرند، آمدند و زره را شصت درهم فروختند،

قُوتی برای خانه فراهم کنند، حالا صدیقه طاهره سلام الله علیها آقازاده ها را وعده دادند الان بابایتان می آید، کنار ردایشان آذوقه ریختن.

فُقَرای مدینه متوجه شدند امیرالمومنین پول دستش آمده، دور امیرالمومنین ریختند(جمع شدند)، حضرت همه پولها را به فقرا دادند، گوشه رِدا را جمع کردند، خالی، [ باز معنا دارد] اینجوری در خانه آمدند.

صدیقه طاهره جلو آمدند علی جان برای بچه ها چیزی آوردی؟

امیرالمومنین علیه السلام ردا را تکان دادند.

عه زره را نفروختی؟

چرا.

چند فروختی؟

شصت درهم.

چه شد؟

فرمودند فاطمه جان فقرای مدینه آمدند گرفتند.

صدیقه طاهره سلام الله علیها فرمودند علی جان خب ما و بچه هایت را هم یکی از فقیرهای مدینه حساب می کردی.

رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم وارد شدند فاطمه جان گفتگوی شما با 《علی》چیست؟

تکرار کردند که زره را شصت درهم فروختند به فقرا دادند من این را گفتم.

رسول الله فرموند فاطمه دیگر این جوری با 《علی》صحبت نکن.

《علی》مظلوم است.

فاطمه سلام الله علیها اول《علی》شناس عالم.

چقدر بدهیم با رسول الله درگوشی صحبت کنیم؟

رسول الله فرمودند 《علی》جان در جیبت چقدر پول هست؟

اتفاقا شش درهم در جیب امیرالمومنین پول بود، حکم از او می خیزد، دین از او می خیزد، حالا خدا می خواهد حکم کند، دو رکعت نماز صبح هم از این باب است، چهار رکعت نماز ظهر هم از همین باب است، یکی از اینها را می دانی بقیه را نمی دانی، ان شاءالله بخواه که بفهمی، ماه رمضان دارد تمام می شود، این معرفت را بخواه.

سه رکعت نماز مغرب از همین باب است.

چطور امیرالمومنین علیه السلام حقیقت صلاة است، 《 يا سلمان و يا جُندب أنا صلاةُ المومنين وَ صِیامُهُم》

من نماز نمازگزارانم و روزهِ روزه گیران هستم.

حالا این حقیقت نماز، دو رکعت شده نماز صبح، چهار رکعت ظهر شده، چهار رکعت عصر شده، سه رکعت نماز مغرب شده، چهار رکعت عشاء شده، بی خبر اط حقیقتش است؟

جبرئیل نازل شد یا رسول الله به عدد پول جیب 《علی》باید صدقه را تعیین کنی، شش درهم.

حالا تعیین کردند، آقا امیرالمومنین علیه السلام شش درهم را گذاشتند درگوشی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سخن گفتند، چه گفتند ما که دیگر نمی دانیم، ان شاءالله حالی ات کنند که چه گفتند.

آنهای دیگر نیامدند.

《جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ》، دیگر حالا می خواهد پول خرج کند…

یک چیز حالا بگوییم سراغ مطلب خودمان برویم. مقصد ماست.

اسلام به تمام ابعادش، تشیُع با تمام ابعادش، هر وقت که این مسئله را خواستی پُر تماشا کنی 《جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ》، در همه ابعادش در باب امام حسین پول خرج کردن است، به هر کسی بگویی هر جور، حسینیه زود سرپا می شود، مسجد هی باید التماس کنی برای آهنش[پول] بدهید، برای چه بدهید، حسینیه دایر است.

شام برو، هان، مسجد اَمَوی به آن بزرگی را نگاه کن، دوتا آن طرف نشستن، پنج تا آن طرف نشستن، موقع نماز هم که می شود معلوم است عده شان چقدر است، ده قدم آن طرف تر کنار قبر حضرت رقیه برو ازدحام جمعیت را ببین[ وول زدن جمعیت].

سفیر امام حسین علیه السلام است، هر چه می خواهی اینجاست.

عه این مسجد اموی است، مسجد خانه خداست، بله خانه خداست،

آن طرف را نگاه کن؛

 

طاق و رواق میکده هرگز تهی مباد

از های و هوی عربده میگسارها

 

اینجوری است.

 

💠روضه حضرت رقیه سلام الله علیها

 

خیلی خب حالا که به شام رفتیم و ذکری از حضرت رقیه سلام الله علیها، عمه خودِ ما که این بی بی اجازه تکرار حاجت را نمی دهد که حاجتت را دو مرتبه بگویی، اینقدر زود جواب مرحمت می کنند، اینقدر سریع حاجت را می دهند که حد ندارد.

یک وقتی ما حرم حضرت رقیه مُشرف بودیم، خب آنجا اگر سابق یادتان باشد[ حالا توسعه دادند] یک چندتا از این کمدهایی که سیسمونی بچه ها هست ها، گذاشته بودند این خانم های عرب می آیند و اسباب بازی نذر می کنند.

این بزرگ سفیر امام حسین است، عقل ما کم است، ولی چون طریق محبت و وِداد و طریق ولایت است عیب ندارد می بخشند.

یک آقای تُرکی آمد او هم آن گوشه ایستاد گفت خانم اینها به درد شما نمی خورد من برات یک سوزن آوردم، دست کرد در کنار کُتش، پالتو این سوزن آورد گفت خانم من این سوزن را آوردم که بنشینی خارهای پایت را در بیاوری.

لذا وقتی سر بریده امام حسین علیه السلام را آوردند اول بی بی سلام الله علیها این کف پا را نشان داد باباجان نمی دانی چه به ما رسیده.

 

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحة و الاخلاص و الصلوات.

《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》

یاعلی مدد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *