《بِسم الله الرّحمنِ الرَّحیم، اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین، الصَّلاهُ وَ السَّلام علی خَیرِ خَلقه مُحَمَّد وَ عَلی آله الطَیبینَ الطّاهرینَ المَعصُومین وَ الْلَعْنَهُ الدَّائِمَ عَلَی أعْدَائِهِمْ وَ مُخَالِفِیهِمْ وَ مُعَانِدیهیمْ وَ مُبغِضیهِم وَ مُنْکَری فَضَائِلهمْ وَ مَناقِبِهم مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین.آمینَ یا ربَ العالَمین》.
《أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ》
《وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِینَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّهࣰ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِینَ》(سوره مبارکه قصص/۵).
امروز که روز شهادت امام یازدهم، ابن الرضا حسن بن علی العسکری علیه الصلاه والسلام است و وجود مقدس حضرت به تصریح اکثر محدثین و مورخین در امروز که روز هشتم ربیع الاول است، آن هم در روز جمعه ذکر شده است که به فضای نامتناهیِ عالمِ وجود که همان حقیقت نوریِ خودشان است برگشتند.
و قطعا طبق روایات عامهای که در این باب داریم و روایات خاصه، ائمهی اطهار انوار مقدسهی معصومین علیهم الصلاه والسلام هیچ کدام به موت عادی از دنیا نرفتهاند. یا به قتل بوده یا به سَمّ.
حضرت عسکری علیه الصلاه والسلام در سن بیست و نه سالگی که شش سال دورهی امامت حضرت بوده است، مسموماً شهادت فرمودند.
به مناسبت اول که شایدان شاءالله توفیق پیدا بشود و
تناسبی هم در آیهی مبارکه ذکر بشود و اداء حق ولاء نسبت به وجود مقدس امام یازدهم و والد معظم و پدر بزرگوار حضرت حجه ابن الحسن صاحب الزمان عجلالله تعالی فرجه الشریف و مناسبت دیگر برای تشکیل این مجلس در امروز به مناسبت فوت جانگداز و رحلت غمبار یکی از مخلصین خاندان عصمت و طهارت و از مبلغین این خاندان، محدثی بسیار ارزشمند و توانا که عمر پر قیمت و پر بهای خودش را صرف تبلیغ و ترویج خاندان عصمت و طهارت نمودند مرحوم مغفور حجه الاسلام و المسلمین، ثقهالمحدثین جناب آشیخ علی اکبر شریف الواعظین تَغَمَّدَهُ الله بِرَحمَتِه، به این مناسبت هم که سابقهی دوستی و رفاقت و ارادت نسبت به ایشان داشتیم و داریم، دیگر دنیا خیلی باید زحمت بکشد تا یک محدثی که در سینهاش سیصدهزار حدیث گنجانده شده بیاورد.
ایشان صدهزار حدیث مَتناً و سَنَداً حفظ بود.
شما خیال کردید این صدهزار حدیث که میگوییم آسان است؟
در تمام علمای شیعه که الآن اگر جستجو کنیم هزار حدیث متناً و سنداً الآن پیدا نمیشود که از نظر سند و متن هزار حدیث بتواند حفظ باشد.
از اجازهای که بزرگان حدیث به ایشان داده بودند از مشایخ حدیث از چند طریق، ایشان صدهزار حدیث متناً و سنداً حفظ بود و سیصدهزار حدیث را متفرق حفظ بود، یعنی مقطوعه.
از هر جای کتاب، دیگر مجموعهای بزرگتر از بحارالانوار ما نداریم و از کتاب عوالِم ، هر حدیثی که در هر باب از بحار من از ایشان خواستم بقیهاش را خواند، هر حدیث در هر باب.
دوستی اهلبیت در سینهاش موج میزد. وجودش پر از ارادت به خاندان عصمت و طهارت بود و دأب روزگار هم بر این است، این را بدانید هر که با آنها آشناتر، در این دنیا غریب تر. این یک قاعده است. هرکه با آنها در درون و سرّ آشناتر است در این دنیا در نزد اهل دنیا غریبتر است.
مرحوم آشیخ علی اکبر واعظ معروف به آشیخ علی اکبر تُرک، قضایایی دارد این بزرگوار در مدت زندگیش.
او از مخلصین خاندان عصمت و طهارت بوده.
سالها در صحن مطهر آقا سیدالشهدا علیه السلام منبر میرفت. آنوقتها راهها باز بود و ایرانیها همیشه کربلا بودند و اصلا کربلا شهر ایرانیها بود. تمام کسبه ایرانی بودند، تمام کسبه.
و آنقدر این کربلا، اصلا دیدن در و دیوارش واقعا آدم به یادش میآید، این کوچهها را نگاه میکردی و این خیابان ها را، تا به زیارت برسی خیلی راه بود ها، خیلی راه بود، آدم این در و دیوار را نگاه میکرد، این آجرها را نگاه میکرد ، ساختمان ها را نگاه میکرد، پشت پا میزد به بهشت موعود، باور کنید ها !
نه تنها فراموش میکرد بهشت را، تمام قلبش و دلش را و وجودش را میبست به این خشت گل و التماس میکرد که خدایا من را از اینجا به بهشت نبری ! من همین جا را میخواهم.
از مرحوم آشیخ علی اکبر نقل کردم تا برویم ان شاءالله سراغ مسائل مناسب امروز که این شیرینی سخن و این لطافت کلام و این نمک گفتار را از کجا گرفتی؟
گفت از سر نهادن به آستانهی حسین علیه الصلاه والسلام. الآن قضیهای برایتان نقل کنم که مرحوم مطهری هم این را مکرر نقل کردند ولی من از موردی خیلی نزدیکتر و موثقتر عرض میکنم. نه موثقتر از آقای مطهری، موثقتر از دیگران.
آقای مطهری از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان و بقیهی کتب که کسی باید قدرت و بنیهی علمی داشته باشد و با معارف شیعه آشنا باشد و بداند که در شیعه مثل علامه طباطبایی، آسید محمد حسین نیامده. اصلا در شیعه نیامده .
نظریات ایشان یک نظریات اختصاصی است. یعنی قبلا هم حکما و عرفا و مفسرین نتوانسته اند این نظریات را داشته باشد، آدمی بوده برای خودش! و اینها بعدا شناخته میشوند.
نقل کردهاند از این بزرگوار که این همه جهش و پَرش معرفتی و علمی و این قدرت را از کجا آوردی؟
راست هم همین است، سخن همین است، از مطالعه نیست ها !
از استاد نیست، از سر از کتاب درآوردن نیست.
خیلی ها کتاب مطالعه کردهاند، خیلی ها استاد دیدهاند ولی همین دور و بر خودش را نتوانسته روشن کند.
فرموده بود تا نجف مشرف بودم، ماه رمضان روزه که میگرفتم، یک روز نشد، یک افطار نشد که من نانی، آبی، خرمایی بخورم. قبل از هرچیز میرفتم به بوسهای بر ضریح امیرالمومنین افطار میکردم. تا نمیبوسیدم آن ضریح را نمیآمدم.
بعد هم که آمدم، بیشتر در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها بودم.
فرمودند یک ماه رمضان، یک روز از ماه رمضان یادم نمیآید که من به غیر از بوسیدن ضریح مطهر حضرت معصومه افطار کنم.
خب، اینطور میدهند. بی خود نیست که به یک نفر میدهند.
از استاد نمیدهند ، چرا ، مگر یک کسی اینجور استادی داشته باشد، یک استادی داشته باشد!
این ضریح است، روی قبر امیرالمومنین است، انتساب دارد، این پاره آهن ها، این پاره چوب ها انتساب دارد و میتواند عالم دین پرورش بدهد.
پرورد خاک سر کوی شما عالم دین
در حق آل نبی معرفت این است مرا
این با بوسه گرفته. این یک سرّی ست.
تا کسی اهل هنر نباشد، اهل معنا نباشد، اهل درد نباشد نمیفهمد.
تمام استیفای حظ از معشوق و از مطلوب و از محبوب به بوسه است.
ولی، جای بوسه را یک موقع گم نکنید، جای بوسه را گم نکنید. در و دیوار آنها را ببوس، آستان آنها را ببوس. با بوسه اتصال کامل است.
مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ
که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن
با بوسیدن ضریح مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها، میفرماید من همه چیز دارم. درست هم همین است.
تو خیال کردی مرحوم علامه طباطبایی صاحب المیزان چه جوری از دنیا رفت؟
غریب وار در یک بیمارستان گمنام در تهران، بالای سرش هم دوتا آدم بیشتر نبود. آنهایی هم که میبینید دور و بر میآیند باید یک رنگ دنیا را ببینند. اینکه میبینید یکی تجلیل میکند یا یکی تکریم میکند، اینکه میبینید اینجوری تسلیت میگوید، این رنگ دنیا دلش را برده است، بشکاف عمقش را.
سرور همهی اولیاء، سرور همه انبیاء، معشوق ملائکهی سماء ، میبینی که غریب، کسی نیست سرش را به دامن بگیرد در کربلا موقعی که به خاک و خون میغلتد.
آقا امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام، یا از اول بگو خود آقا رسولالله، تو خیال کردی غیر از این است؟
امیرالمومنین مکرر فرمود تنها من مشغول تجهیز جنازهی رسول خدا بودم، سلمان و ابوذر و مقداد میرفتند و میآمدند.
همه رفته بودند به سقیفه و داشتند خلیفه تراشی میکردند.
بر اصحاب سقیفه همهشان لعنت، که ائمه تا آخر فرمودند که هرچه ما دیدیم از روز دوشنبه بود. دوشنبه روز وفات خاتم انبیاء و روز سقیفه بود.
امیرالمومنین مرد است در عالم، شاه مردان فتوّت از اوست،
فرمود فقط من تجهیز کردم جنازهی رسول خدا را و هیچ کس نیامد از این مسلمانها. رفتند سقیفه و مشغول دسیسه بودند.
غریبند، همهی ائمه از رسول خدا تا آخر همه. ولی هیچ کس مثل امام حسین علیه السلام نیست، هیچ کدام مثل کربلا نمیشود.
علی کل حال امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام وصیت کردند حسن جان جنازهی من را سه تا درست کن از دست این مردم، از دست این مردم، تا هیچ کسی نفهمد و نداند.
تا زمان حضرت صادق کسی نمیدانست که قبر امیرالمومنین کجاست، هیچ کس نمیدانست. چرا؟
از دست این مسلمانها، از دست این کسانی که ادعا دارند.
خیال کردی از دست چه کسانی بود؟
از دست یهودیان بود؟ یا ارمنی ها؟ یا زرتشتی ها بود؟ از گبر ها بود؟ از آتش پرستها بود؟ از دست کی بود؟
رگ رگ است این آب شیرین و آب شور
در خلایق میرود تا نفخ صور
همیشه هم همینطوری است، هدف تیر ملامت هستند دوستان اهلبیت. هرکس با اهلبیت پیوند برقرار کند مصداق شعر حافظ است.
عشق بازی و سلامت طلبی عین خطاست
عاشقی شیوهی رندان بلاکش باشد
مردم اگر رنگ دنیا داشته باشد دنبال این کارند.
این بزرگ شیعه، این مظهر عالم تشیع مرحوم علامه طباطبایی در بیمارستان آن هم بیمارستان درجه پایین، به غربت و بی کسیاش باید گریه کرد.
بعد رنگ دنیا پیدا کردند، حالا همه شاگرد آقای طباطبایی اند!
همه حالا ارادتمند آقای طباطبایی اند، چون وقتی میگوید شاگرد آقای طباطبایی است از این مطلب بار میگیرد و رونق پیدا میکند و الّا کاری با آقای طباطبایی ندارد، اما او زنده است.
یک کلام دیگر برایت بگویم از این بزرگ عالم شیعه، به یک حسینیهی قدیمی در قم رفته بود، یک حسینیه قدیمی که متجاوز از صد سال است که در آن روضه میخوانند.
سه مرتبه قسم خورده بود مرحوم علامه طباطبایی، وَالله ، بِاللّه ، تَاللّه ، اینها قسم های شرعی است، دستش را کشیده بود به این دیوار، به این گچ و خاکها و فرموده بود روز قیامت همین خاکها از اهل قیامت و محشر شفاعت میکند، همین خاکها، چون اینجا روضهی امامحسین خوانده شده، اینجا مرثیه خواندهاند برای سیدالشهدا، بله همین است، در عالم دنیا هم هست، فطرت ها را زنده کن میبینی.
مگر ضریح روی قبر امام هشتم علیه الصلاه والسلام، مگر درب حرم مطهر امام هشتم علیه الصلاه والسلام، مگر آن کاشی های اطراف ، مگر اینها حَجَر نیست؟ مگر جماد نیست؟ چطور میروی و میبوسی و بغل میکنی؟ این معنای شفاعت است.
یعنی خودت را از تنهایی درمیآوری، از غربت درمیآوری، از بیکسی درمیآوری. چطور میشود؟ این معنای شفاعت است. همین جا شفاعتت کرده.
ما که با نگاه به ضریح شفاعت را میگیریم به خودش قسم، ما که با یاد به آن سامان شفاعت را میگیریم.
یاد میکنیم آن بارگاه جلال را و میبینیم شفاعت حاصل شد تا به خودشان برسد، تا به خودشان برسد خیلی است.
مرحوم آشیخ علی اکبر تُرک فرمودند( موقع رحلت در بستر خوابیده و پاهایش رو به قبله است و هیچ کس نیست جز خانمش)، خانمش گفت آقای آشیخ علی اکبر کجا هستند این مردمی که دسته دسته، هزارتا، پنج هزارتا، ده هزار تا از پای این منبرت بلند میشدند و میآمدند پای آن منبرت، آن وقت بلندگو که نبوده، آخر یک کدام از این مردم نباید بیایند و الآن به تو سر بزنند؟
گفت خانم ما ارباب داریم، ما آقا داریم، امام حسین بالای سر من است.
بله، وقتی آنها به یک جایی قدم بگذارند دیگر اجازه نمیدهند ناخالص بیاید و پا بگذارد، از این قسم اشخاص امام حسین پذیرایی میکند، اهل بیت علیهم السلام پذیرایی میکنند، سرشان روی دامن اهلبیت است و آن خوب است و آن سزاوار است.
امام عسکری علیه الصلاه والسلام روحی و ارواح العالمین له الفداء در سنهی دویست و شصت هجری دار دنیا را به شهادت وداع کردند.
یک کلمه از کلمات نورانی آن حضرت را من نقل میکنم، در یک روایتی بسیار نورانی که آن روایت از زبان مبارک حضرت به ما رسیده است.
روایت این است که حضرت سال ظهور موفور السُّرور حضرت بقیهالله حجه بن الحسن روحی و ارواح العالمین له الفداء را به رمز تعیین میکند .
به رمز تعیین میکنند و میفرماید:
《بَعد المَضی مِن حَوامیم و الطَواسین》ظهورِ حقیقتِ کل است.
خیلی از بزرگان آمدهاند و نسبت به این طواسین و حوامیم محاسبه کردهاند ولی تا به حال هیچ کدام به نتیجه نرسیدهاند.
هرچه گفته شده آن نتیجهی کامل نبوده و کسی هم تا الآن نتوانسته این مسئله را دربیاورد.
بعد از آن سخنی دارند که آن سخن به درد من و شما و اهل عالم و اهل معرفت میخورد. این از کلمات دُرَربار امام عسکری علیه الصلاه والسلام است:
《اِنَّ روحُ القُدُس فِی الجَنانِ الصّاقورَه اَکَلَ حَدائِقنَا الباکورَه اَو ذاقَ مِن حَدائقَنا الباکورَه》
نغمه سرای وحی مثل جبرئیل، که اگر روح القدس جبرئیل باشد، در بعضی از روایات هست که روح القدس مَلکی ست عظیمتر از جبرئیل و اسرافیل و میکائیل. یعنی استاد همهی این ملائکهی مقربین است به نام روح القدس.
این روح القدس با این جلال و شوکتش چه جبرئیل و چه ملکی که استاد جبرئیل است، این روح القدس در جَنان صاقوره، جنان جمع جنت است، جنت همان مقام امن پنهان است.
《فِی الجَنانِ الصّاقورَه》یعنی در آن بهشت کوچک کوچک کوچک که یک مؤمن و دوست امیرالمومنین بالاترین بهشت را به او مرحمت کردهاند.
《اِنَّ روحُ القُدُس فِی الجَنانِ الصّاقورَه》
در بهشت کوچک که از آن کوچکتر نیست، 《ذَاقَ اَو اَکَلَ مِن حَدائِقَنَا الباکورَه》
او از میوهی کال و نرسیدهی درختِ ولایت ما خورده و توانسته امینِ وحیِ خدا بشود.
توانسته به همهی انبیاء راه پیدا کند.
بادهی دُردآلودتان مجنون کند
گر بود صافی ندانم چون کند
از میوهی درخت کال و نرسیده، غوره خورده از این انگور ولایت، غورهاش را خورده و چشیده این اینقدر ارتقاء پیدا کرده ، اینقدر جلال و شوکت پیدا کرده چه برسد به کسی که آقا امامحسین صلوات الله و سلامه علیه از دست باکفایت خودشان شراب طهور به او بدهد!
《وَ سَقاهُم رَبُّهُم شَراباً طَهوراً 》
اگر به این مثابه یک کسی بار بگیرد خدا میداند که به او چه بدهند و تا کجا اوج پیدا میکند.
《اِنَّ روحُ القُدُس فِی الجَنانِ الصّاقورَه، ذاقَ اَو اکَلَ مِن حَدائقنَا الباکورَه》.
💠روضه آقا امام عسکری علیه الصلاه والسلام
امام عسکری علیه الصلاه والسلام در موقع شهادت فقط دو نفر بالای سرشان بودند، یکی حضرت نرجس خاتون که ملقب به صِیقل هستند. اسم مبارکشان یکی نرگس یا نرجس و لقب گرفتهاند به صیقل ، و یک غلام سیاهی هم داشتند. چهرهی امام عسکری را هم که وصف کردهاند: گندمگون با چشمهای درشت و بسیار جذاب بودند، یک غلام سیاه چردهای هم داشتند که جزء محارم بودهاست.
حضرت فرمودند جگرم میسوزد. غلام بلند شد که برود آب بیاورد، حضرت فرمود یک مقداری مَصطکی بیاور.
مَصطَکی یک دارویی ست که انسانی که مبتلا میشود به کسالتهای خاصی که استسقاء باید داشته باشد،
آب مصطکی میخورند.
حضرت فرمود آب را با مصطکی بجوشان.
غلام آمد آب مصطکی را درست کرد و داد دست حضرت، حضرت وقتی محاذی دهان مبارک آوردند، دستشان لرزید و جام آب افتاد و نتوانستند.
غلام میگوید که من دیدم که به دندانهای ثنایای حضرت خورد و این جام آب از دستشان افتاد و نتوانستند دو مرتبه جام آب را به دست بگیرند. دو مطلب است یکی ضعف و ناتوانی حضرت، و یک مسئله هست در این باب که امام عسکری دم آخر به یاد عطش و تشنگی جدّ غریبش ابی عبدالله الحسین علیه السلام افتادهاند.
همهی ائمه حتی رسول خدا دم آخر با یاد کربلا، با یاد امامحسین دنیا را وداع کردهاند و از دنیا رفتهاند.
غلام هست، حضرت نرجس خاتون هست، بعد هم نوشتهاند سامرا یکپارچه عزاخانه شد، اما دلها بسوزد به حال آن غریبی که:
《مُلقاً ثَلاثاً بِلا غُسلٍ وَ لا کَفَن، قَتَلوهُ عَطشانا》
《لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم 》
امروز چون شهادت امام حسن عسکری علیه السلام است رفقا میخواهند عزاداری کنند و سینه بزنند و این حق هم برای حضرت عسکری هست. ائمه مظلومند و ما بتوانیم حقوقشان را به اندازهای که توفیق پیدا میکنیم ادا کنیم. رفقایی که تشریف دارند به فیض میرسانند و ان شاءالله از دعا فراموش نمیکنند.
خداوند تبارک و تعالی روح همهی بزرگان و اولیا را از این مجلس بهرهمند بگرداند مخصوصا روح حجه الاسلام و المسلمین عزیز خودمان، رفیق شفیق مان مرحوم مغفور آقای آشیخ علی اکبر شریف الواعظین رحمه الله علیه را یک حمد و سه قل هو الله برای همه اموات مخصوصا ایشان تلاوت بفرمایید.
یاعلی مدد