《بِسم الله الرّحمنِ الرَّحیم، اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین، الصَّلاهُ وَ السَّلام علی خَیرِ خَلقه مُحَمَّد وَ عَلی آله الطَیبینَ الطّاهرینَ المَعصُومین وَ الْلَعْنَهُ الدَّائِمَ عَلَی أعْدَائِهِمْ وَ مُخَالِفِیهِمْ وَ مُعَانِدیهیمْ وَ مُبغِضیهِم وَ مُنْکَری فَضَائِلهمْ وَ مَناقِبِهم مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین.آمینَ یا ربَ العالَمین》.
《أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ》
《وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِینَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّهࣰ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِینَ》(سوره مبارکه قصص/۵).
بنابر مبحثی که در سال قبل چند جلسهای داشتیم و نیتی که قبلاً هم این نیت بود ان شاءلله توفیقش داده بشود، بنا بود درباره وجود مقدس خاتم اوصیا حجت بن الحسن روحی و ارواح العالمین ان شاءلله صحبت کنیم،
و چون سال نو از دو جهت سال نو هست عید فطر را به قانون سنت اسلامی اول سال میدانند و هم عید نوروز که تحویل حَمَل هست، سال نو میدانند این توافق شده است در هر دو سال، البته آنچه که سالگرد شرعیست اول محرم است. آقا سیدالشهدا علیه الصلاه و السلام که مسئله شهادت و مسئله کربلا برایشان پیش آمد، کم کم شیعیان محرم را به عنوان اول سال و اول محرم عید بگیرند این را فراموش کردند و درست هم همین بود، دیگر حادثه کربلا و مصیبت حضرت سیدالشهدا علیه الصلاه و السلام بنابر روایت امام صادق علیه الصلاه و السلام که فرمودند: بنی امیه برای ما عیدی نگذاشتند. واقعا عیدی نگذاشتند، دیگر شیعه فقط از نظر تاریخی به این محرم اعتنا میکند و هر سالی را اول محرم ابتدای آن سال میداند فقط همین. گرچه بعضی از فرق هستند هنوز این مراسم عیدشان را در اول محرم، جاهلاً نه اینکه عامداً این کار را نمیکنن، آنها هم وقتی که برایشان مشخص میشود که در این ماه و در این دهه اول این سالی که آنها عید کردند، حادثه عاشورا بوده واقعه کربلا بوده مظلومیت امام حسین، آنهایی که اهل فهم و درک و اهل یک نوع انصاف هستند آنها هم یک مقداری دیگر برایشان گوارا نیست لباس نو بپوشند و دید و بازدید بروند.
با توجه به این نکته الان شما میبینید در بعضی جاها این مراسم انجام میشود، این آثار زشتی دارد آثار دست و پاگیری دارد، مثل عقد نکاح و عقد ازدواج در محرم و صفر از نظر رساله عملیه اشکالی ندارد از نظر موازین شرعی کسی که زن بگیرد و عقد کند نه حرام است نه اینکه اشکال دارد ولی این تجربه شده کسانی که در محرم و صفر زن گرفتهاند اینها به بی سر و سامانی کارشان خورده است ،هر کس در این دو ماه این عقد و ازدواج را برقرار کرده با اینکه هیچ مدرک شرعی ندارد… امام حسین کارهایش…، یعنی اهل بیت همه اینجوری هستند بالاتر از این قواعد ظاهری شرعی حرکت میکند او در عمق وجود حرکت میکند در عمق وجود. شما نگاه کنید ! اگر که در تمام مدارک اسلامی بگردید از قرآن، حدیث، روایت، سیره اهل بیت، نگاه کنید! یکجا ندارد راجع به ضریحِ قبر مطهر حضرت ثامن ائمه علیه الصلاه و السلام روایتی، آیهای، حتی سیره ای، سیره ی شرعیه میگویند، سیره علمای فقها ؛ نداریم، که ضریح روی قبر مطهر ساختنش استحباب داشته باشد آداب نداریم، گنبد و بارگاه، نداریم. صحن و سرا، نداریم. حوض و سقاخانه اسماعیل طلا اینها را نداریم، اینها مدرک شرعی ندارد، هیچ کدام حتی مدرک شرعی ضعیف هم ندارد. اما فوق مدرک شرعی، میبینیم آن ضریح سر جایش نشسته. اگر کسی کج به آن ضریح نگاه کند شما چشمهایش را در میآورید، اگر بگوید بابا ما که به این ضریح بد نگاه کردیم مدرک شرعی ندارد، قرآنی، روایتی.. اینجا دیگر شیعه از یک مدرکی بالاتر از مدرک… آره اینجا مدرک ،مدرکِ باطنی شیعه است مدرک قلبی شیعه است. و اگر کسی اینطور مذهبش را پیدا کرده باشد این دوام دارد، اگر نه از لای کتاب و مدرک اینها باشد باز با یک مدرک و کتابی دیگر از دست میدهد، نه! مدرک اگر اینطور که من عرض کردم.. به چه مدرک ضریح را احترام میکنی؟! به چه مدرک؟! به مدرک دلم، به مدرک اعتقاد درونم، به مدرک بستگی تمام وجودم، من احترام میکنم. به آن مدرک، دلم همین جا کار میکند. اگر دل مدرک باشد همین جاست، جای دیگر دل مدرک نیست. شما میبینید هیچ جا ندارد که دسته حرکت بدهید و کتل و علامت و پرچم و زنجیر وسینه … و اینها ندارد، ولی اگر کسی کج نگاه کند، ببینید! همه را کشیده است دنبال خودش، از بچه دو سه ساله میفهمد تا آن پیرمرد که پایش لب گور است، میفهمد و اعتقاد دارد، میفهمد و پایش ایستاده است، اینها مدارک فوق شرع است. اگر از آن طُرقی که مردم به مدرک میخواهند مسائلشان را دریافت کنند، زود هم از دست میدهند، با این مدارک هیچکس از دست نمیدهد، برای اینکه این یک مدرک باطنی قویست و یک مدرکی است که
با هیچ چیز از بین برداشته نمیشود و زائل نمیشود آنهایی که میخواهند همیشه شیطنت کنند، به سینه زنی میپردازند.
سینه زنی را خدشه میکنند، قمه زنی را خدشه میکنند، زنجیرزنی را خدشه میکند، علامت را خدشه میکند، بیرق و کتل و حسینیه و سیاهی و دسته… چون این خیلی اثر دارد، تمـــام این مخالفین و معاندین بردارند کتابها بنویسند، سمینارها بگذارند، هر کاری میخواهند بکنند یک محرم میآید همه را از بین میبرد و شست و شو میدهد. مدرکش عین مدرک ضریح است، ببینید! مدرک پرچم، مدرک علامت، مدرک دسته،مدرک… حتی این عکسها، ببینید! این عکسها، عکس واقعی ائمه است!؟ نه عکس واقعی نیست، کی گفته! یک نفر نگفته، ولی اینها نشان دهنده آن معناست. وقتی شما《 علی》 مینویسید عین و لام و ی با حروف مینویسید! مگر این خود 《علی》 صلوات الله و سلام الله علیه است؟مگر شما محمد صلوات الله علیه که مینویسید با حروف مگر، این نشان دهنده خود آن حقیقت است؟ نه نیست. این عین خود اوست نه این نیست، عکس هم خب خود او نیست. الفاظ و کلمات این لفظ هم که میگویید 《علی》، عین و لام و ی، این که او نیست، این ما را به او متصل می کند.
لذا لفظی، نوشتنی… یکی هم از چیزهایی را که ما را اتصال میدهد همین صورت است تمثال است، شمایل است، بعضی ها کج سلیقه کج فهم ندانستن، اتفاقاً مدرک عقلی دارد در این مسئله یعنی جز ادله است. یکی از دلالات، یکی از دلالاتی که ما را به مدلول راهنمایی میکند عکس است، صور است، خطوط است، نقوش است، علامات است، که ما را به یک مدلولی راهنمایی میکند این احترام دارد به جهت مدلولش. اسم احترام دارد به جهت اینکه مسمی است. دست بیوضو نمیشود به عین 《علی》 زد چرا؟ به جهت اینکه این اسم برای آن مسمی گواهی میدهد، به اعرابش هم نمیشود دست زد اینها احترام دارد به جهت اینکه به ما یک نوع توجه میدهد، یادآوری میدهد، این هم احترام دارد این هم… کسی که اینها را یک وقتی خدشه میکند! یا جاهل است نادان است، یا یک غرضی در وجودش دارد، یا عوام است که از آنهای دیگر گرفته تحویل ما میدهد منظور جاهل و نادان یا یک غرض با او است.
شما در این جادهها در ایام تعطیلی که[ شماها مسافرت نرفتید] رفقای دیگر ما که رفتهاند تشریف ندارند میآیند از آنها بپرسید در جاده که دارید میروید، میبینید که یک علامت آنجا نوشته است که اینجا پیچ است، اینجا راه آهن است، اینجا سبقت نگیرید! خب اینکه نه لفظ است، نه کلمه است، آن علامت است. میبینید اینکه پایتان را دیگر از روی گاز برمیدارید و روی ترمز می گذارید، کسی با شما حرفی نزده ، کسی ننوشته، بغل دستتان هم کسی ننشسته است که راهنمایتان کند او علامت راهنمایی است، تمام دنیا هم قبول دارند نه!؟ مسلمان قبول دارد، کافر قبول دارد، مسیحی قبول دارد، یهودی قبول دارد، آن علامات همه جا هست، این هم علامت است علامت قابل احترام است.
در قواعد بین المللی، قوانین بینالمللی راهنمایی و رانندگی قابل قبول است آنها، خب اینها هم قابل قبول است. یک عده شیعه به ذوقش، به شوقش، این کار را کرده یعنی 《یاعلی》 نوشته، این《 یاعلی》 نوشته شده است به رسم. 《یاعلی》 را یا به خط مینویسند یا به رسم، برای همین هرجا هست نمیشود پا به طرفش دراز کرد، هرجا هست نمیشود اینکه بیتوجه از آن گذشت ، هر جا هست آدم باید احترام کند. اینها بت پرستی نیست ها!! حالا یک کسی میگوید، مقدس، نادان نفهم می گوید، اینها بت پرستی نیست، اگر بت پرستی باشد ما خودش را بیشتر از عکسش میپرستیم آن بت پرستی است!! اگر بت پرستی باشد در آن اشکال بیشتر است. ذات را که در وجود مان نشسته.
خودمان هم آن را نمیپرستیم ، او یک کاری با ما کرده که همه هستی ما را تصاحب کرده، یعنی یک کاری امام حسین با ما کرده که نمیتوانیم به طرفش نباشیم، نمیتوانیم. هرچه هم صورتمان را این طرف کنیم باز دوباره با دست مبارکش میگیرد صورت ما را نگاه میکند، این کار را وجود مقدس خودش انجام داده. ما چه وقت بت پرست شدیم!؟ ما چه وقت میخواهیم بت پرست بشویم!؟ خود این موجود ناشناخته …
یک روایتی است که برایتان عرض کنم دلیل بر آن، اول کسی که نقشه کشیده و این تمثال را با دست مبارکش را کشیده خود خداست.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به معراج که میرفتند در بعد از آسمان چهارم نگاه کردند دیدند اینکه آقا امیرالمؤمنین صلوات و سلام الله علیه 《واقفٌ بین یده ملائکه الله》 ایستادند جلوی عدهای از ملائکه و اینجا دارند ملائکه احترام و تعظیم میکنند.
دو سه تا روایت است،حالا، حضرت به جبرییل (جبرییل در آسمان چهارم نبوده) به یکی از ملائکه فرمودند که
《هذا علی بن ابی طالب قد سَبقَنی إلی رَبی》؟ قبل از من آمده به معراج؟ آن مَلک عرض کرد که یا رسول الله نخیر، این علی بن ابیطالب نیست، این تمثال علی بن ابیطالب است، به به جهت اینکه ما ملائکه مقربین به خدا شکایت کردیم که دلمان برای… خب مَلَک دل ندارد!؟ مشتاق لقاء 《علی》 هستیم، و میخواهیم او را ببینیم، دسترسی نداریم چه کار کنیم؟ خداوند تبارک و تعالی اینجا یک ملکی را به صورت 《علی》 خلق کرده ، که ما هر وقت مشتاق لقاء علی بن ابیطالب می شویم 《نَظرنا إلی هذا المَلک》
حال روایتی دیگر…
خداوند تبارک و تعالی یک نقشی کشیده لذا حق مُصورُ الاَرحام است، تصویر میکند، خداوند تبارک و تعالی مُصورالاَرحام است.
جواب صلوات را با همان روایتی که امام صادق علیه السلام فرمودند هر کس یک صلوات بفرستد خدا بر او ده صلوات میفرستد هر کس ده صلوات بفرستد خدا صد صلوات بر او میفرستد هر کس صد صلوات بفرستد خدا بر او هزار صلوات میفرستد. حالا همه صلوات بفرستید.
روایت هم هست که 《إن اشدَّ العذاب یَومَ القِیامه المصوّرون》《 لعن اللهُ المُصوَّرین》 این روایات.. خدا لعنت کند آنهایی که تصویر میکنند و صورت میکشند، عذاب صورت کشیدهها از همه بیشتر است، اینها آنهایی هستند که جز صورت محبوب چیز دیگر را در به ذهن میآورند، صورت پول، صورت ریاست، صورت مال، صورت هرچه هرچه… خدا اینها را لعنت میکند، عذاب اینها از همه بیشتر است یکی این معنایش است، آن روایت که آمده، یکی این است که صورت می کشیدند و میگذاشتند عبادت میکردند، بت پرستی میکردند آن هم اشکال دارد. لذا موقعی که نماز میخوانی باید از جلوی چشمت، از جلوی قبله جوری که ایستادهای شکلی نباشد، صورتی نباشد،چیزی نباشد، به جهت اینکه رمز بت پرستی است، اما اگر اینکه آدم آن کسی را که در تصویرخیالش، ذهنش بیاورد؛ که او خودش مصورالارحام است اینکه اصلاً ممدوح است.
حالا الحمدلله اینجور چیزها ور افتاده است سابق که خیلی… مثل خود شعر خواندن، مثل اینکه《 یاعلی》 گفتن، مثل 《یاحسین》 گفتن، خیلی چیزها، وهابیت سابق خیلی چیزها مُد بود در مقدس مآبها.
این جزء هنر است، یعنی راه ارتباط دل به مبادی عالیه همیشه از مجرای هنر است.
حالا آنها هنرمندان اگر بدانند ما اینقدر از آنها تعریف کردیم این را مدرک می کنند خوب است، این هم مدرکش… مثل صدای خوب آقای اشرفی که هنر ما را متصل میکند به مبادی عالیه، نقشه و صورت کِشی، تمثال کِشی.. اینها هم همه اش ما را به آن مبادی متصل میکند. هر که چیز خوبی است یک مدرک کاذب شرعی در بغلش گذاشتند به جهت اینکه لطافتهای مردم را از بین ببرند، ظرافتهای مردم را از بین ببرند، اینهایی که لطیفند، اینهایی که ظریفند، اینهایی که باهنر آشنا هستند، اینهایی که از صدای خوش خوششان میآید، از صدای خوب خوششان می آید، گوش میدهند به صدای خوب، به این مظاهر طبیعت آشنا هستند، خوششان میآید اینها ظلم نمیکنند، تعدی نمیکنند تو سر کسی نمیزنند اینها سیلی به صورت کسی نمیزنند، مال کسی را نمیخورند، اینها لازم است، اینها را میگیرند، حرامش میکنند که ظالم در دنیا زیاد بشود. سابقه ندارد، شما در تمام این پروندههای جنایی نگاه کنید! یک هنرمند کسی را نکشته، نگاه بکنید در دنیا یک هنرمند قاتل نمیتواند بشود، بر سر کسی نمیتواند بزند، به این مسائل وقتی کسی… شاعر… شما نگاه بکنید شاعر چرا … حسان بن ثابت مثلا شاعر بود، شاعر ترسو میشود، اینکه برای همه شان نه، شعرایی هستند که جزو با شهامتترین مردم زمان خودشان بودند، ولی اینکه ظالم نمیشود، حَسان بن ثابت شاعر بوده اول کسی هم هست که برای امیرالمومنین شعر گفته. حسان بن ثابت اول کسی است که غدیریه درباره امیرالمومنین علیه السلام گفته است، مرحوم آقای امینی هم غدیریه اش را نقل میکنند، حَسان او بوده است. دعایی هم که رسول الله برایش کردهاند این بود که حسان تو مؤیدی به روحالقدس، مادامی که ما را کمک کنی. چون بعد از ترسش بود وقتی که آنها روی کار آمدند یعنی اولی و دومی و اینها، میترسید از ترسش رفت با آنها پخت و پز کرد.
به او گفتند مگر این شعر را تو نگفتی؟ گفت چرا گفتم ولی اینکه چه کنم اینکه الان کار دست آنهاست ما زن و بچه داریم.
در جنگ ظاهرا خندق هم بود در یک جنگی بود که مسلمین میجنگیدند رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به حسان گفتند تو برو در مدینه با زنان آنجا بمان چون روحیه تو ترسناک است به بقیه مسلمانها هم اثر میکند روحیه بقیه را هم تضعیف میکنی، اصلاً تو نباش، برو پیش زنان، رسول الله را خیلی دعا کرد، میلرزید ناراحت بود رفت در قلعه مدینه جایی که بسته بودند یکی از این کفار در یک جایی بلاخره روزنهای پیدا کرد، نفوذی پیدا کرد و آمد در مسلمانها آنجایی که خانمها بودند حسان هم که زنها دوره اش کرده بودند و مواظبش بودند، بعد صفیه عمه رسول خدا و عمه امیرالمومنین، حضرت صفیه سلام الله علیها فرمودند حسان دیگر این مرد بلند شده است آمده است این هم شمشیر وسایل برو او را بکش، با او جنگ کن، گفت هیچی از این حرفها نزنید، که من الان قالب تهی می کنم، من کار ندارم، این کارش را میکند یک چیزی می خواهد می دزدد و میرود به زنها کاری ندارد بگذارید بدزدد، حضرت صفیه یک چوب بزرگی گرفتند دستشان و رفتند او را کشتند، زدند و آن کافر از بین رفت، بعد به او فرمودند خب بلندشو برو زره و شمشیر و چیزهایش را در بیاور! گفت: نه من به مردهاش هم کاری ندارم… معلوم می شود که اینجوری هم بودند اما خب، شعرایی هم بودند مثل خود سید اسماعیل حِمیری ، کمیل،دِعبل اینها شجاع بودند ووو… شجاعتشان را صرف این مسائل میکردند ولی ظالم نبودند، هیچ ظالم نبودند. شاعر ظالم نمیشود، هنرمند ظالم نمیشود، اینها نمی توانند به کسی ظلم کنند کسی که از مظاهر طبیعت خوشش میآید، این نمی تواند به دیگری ظلم کند حتی به حیوانات حتی به حیوانات هم ظلم نمی کند، ان شاءالله خدا مایه ظلم را، مایه ستم را، مایه پلیدی را، از دل ما از ریشه وجود ما بکند.
پس به حرف سابقمان برگردیم حرفمان را بزنیم.
پس تمثال اشکالی ندارد چون مدرکش مدرکِ ضریح است، قمه زدن اشکالی ندارد چون مدرکش مدرکِ ضریح است.
من سراغ دارم توی همین علما و مراجع مراجع شیعهها! از او سوال کردند که آقاجان، به عربی به فارسی، آقا مرجع تقلید همین شیعیان! قمه زدن روز عاشورا چه حکمی دارد؟ هر کس دستش لرزید با تأمل جواب داد اشکال دارد، تمام مرجعیت را خدا از او گرفت، یعنی نشست به آن روز سیاهی که باید بشود، هر کس با جرات نوشت که اشکال ندارد و از مظاهر شعاعر شیعه است خدا به او آبرو داد، در راه اهل بیت هر کس دستش، قلمش، زبانش، فکرش نلرزد و اینها را تایید کند این رشد پیدا میکند از حرف دیگران هم نهراسد. سابقه دارد ها!.. این مسائل سابقه دارد. لذا با اینکه دین ما، مذهب ما، آیین ما، پیروی ما از بزرگان، اقتضا میکند که این صهیونیستهایی که الان دارند آنقدر به فلسطینیها ظلم میکنند اینها را نفرین کنیم، با اینها جنگ کنند… اینها جزء ضوابط دینی اخلاقی ماست تایید هم میکنیم، همه اینها باید باشد، ولی یکی از جاهایی که اول محرم را لباس نو میپوشند و نمیدانند جهلشان است همین فلسطینیها هستند، با آنها صحبت کنی قشنگ قبول می کنند میگویند ببخشید نفهمیدیم، ولی اثر دارد، این بی سر و سامانی میآورد. کسی اول عیدش را لباس نو بپوشد هفت هشت ده روز هم پاکوبی و رقص و عروسی هایشان را هم آن وقت میگذارند، این اثر میکند این اثر میکند. خوب دقت کنید با اینکه اعتقاد ماست با اینکه دین ماست، با اینکه وظیفه ماست بر علیه این صهیونیستها، بر علیه اینهایی که دارند به فلسطینیها اینقدر ظلم میکنند، بر علیه آنها قیام کنیم، با آنها بجنگیم زباناً، قلماً همه اینها … یک توجیه روایی، یک توجیه ولایی هم نسبت به آنها داشته باشیم، اگر یک فلسطینی را دیدیم، بگوییم آقا جان! میدانی کسی که اول محرم را دهه محرم را عید قرار بدهد شادی کند پایکوبی کند لباس نو بپوشد عروسیهایش را ان وقت بگیرد، این بی بندو باری می آورد، بعد بی سر و سامانی میآورد، این ناراحتی می آورد، نه اینکه این را آدم یک جوری که باز بد تر از قبلش بشود با آنها صحبت کنید، ما خیلی صحبت کردیم قبول کردند و فهمیدند، کم کم هم دارد برداشته میشود، کم کم دارند به صهیونیست ها و یهودی ها غلبه پیدا میکنند.
همه مسائل علت معنوی دارد علت باطنی دارد، اینها دارند از این طرف درست میشوند خدا از آن طرف درستشان میکند. رمز غلبه بر دشمن… صهیونیست کیست؟ یهودی کیست؟ قرآن وعده داده اینها را از بین میبرند، شیعیان و دوستان امیرالمومنین.
مسلمان که میگوییم مسلمان یعنی شیعه، این را بدان، هر وقت صحبت از مسلمان است یعنی شیعه، غیر از شیعه مسلمان کسی را نداریم، همه دارند به این طرف روی میآورند و شیعه را قبول میکنند، حالا که دارند قبول میکنند نوید پیروزی، نوید برتری، نوید غلبه دارد پیدا میشود، وقتی به کلی برطرف شد یک مرتبه میبینید، صهیونیست و یهودی در دنیا ور افتاد، این یک قدرت ولایی میخواهد، یک قدرت 《علی》 دوستی، اهل بیت دوستی می خواهد، این دارد می آید این دارد نفوذ میکند دارد کم کم آنها را از بین میبرد.
ما حرف سیاسی هم زدیم که خوشتان بیاید ، کسی که بلد نیست اینجوری در میآید. حرف سیاسی هم که آدم میزند باید از طریق ولایت بزند، چون مسیر ما همین است، مرام ما همین است، کسانی که از جور دیگر حرف بزنند که مورد قبول نیست، آن هم اشکال تراشی به وجود میآید.
💠روضه آقا علی اصغر صلوات الله و سلامه علیه
خب امروز که روز اول سال، اول دو سال ما، هم بعد از ماه رمضان است هم اینکه عید نوروز ماست توسل به ذیل عنایت باب الحوائج علی اصغر صلوات الله و سلامه علیه.
ان شاءلله از هفته دیگر ما بحثمان را میبریم سر سفره ولی نعمت عالم وجود، سفره داره عالم هستی صاحب الزمان حضرت بقیه الله علیه السلام.
آن سفرهداری که خودش نیرو و بنیه و توانایی و سرمایهاش را از گریه بر جد غریبش از امام حسین علیه السلام در صبح و شام تامین میکند، صاحب الزمان، بقیه الله، حجت بن الحسن، عهده دار اداره عالم وجود، عالم کون، هستی، برای اینکه این سرمایه سرمایه باشد با گریه بر امام حسین تامین میکند.
آقا سیدالشهداء علیه السلام آمدند تا دم خیام حرم، به خیمه خواهر زینب آمدند، یا به خیمهای رفتند که خواهر آنجا بوده است، شاید این گونه بوده است که طفل رضیع اباعبدالله حضرت علی اصغر بی تاب بودند، دیدید شما در خانه ها هم رسم است که وقتی بچه شیر خواری بیتابی میکند گریه میکند و بغل مادر آرام نمیشود عمه، خاله، اینهایی که از بستگان هستند میآیند بچه را میگیرند و میگویند بده به من، خانم بی بی رباب این کار را کردند، بچه را گذاشتند در دامن عمه
و از عمه خواستند که آقازاده را خاموش کنند، آرام کنند، عمه به جای اینکه … دیدید بی تابی در تابستان، بچه را باز میکنند بند قُماط را باز میکنند لباسها را… چون گرما، حرارت، تشنگی اقتضا میکند که بچه یک خوردهای از نظر لباس تخفیف پیدا کند، عمه به جای اینکه لباسها را باز کنند، قماط را باز کنند، بند قماط را محکمتر کرد… همه نگاه میکنند کسی هم نمیتواند به عمه بگوید که چرا بند قماط را محکمتر کردید، وقتی که آن گره آخر قماط زده شد پرده خیمه بالا رفت آقا امام حسین علیه السلام به خواهر خطاب کردند:《 یا اُختاه یا زینب ناوَلینی بِولدی رَضیع حَتی اُوَدِعَه》خواهرم طفل شیرخوار مرا بیاور که با او وداع کنم، وقتی که آقا علی اصغر را روی دست امام حسین دادند آقا سیدالشهدا دم خیمه روی خاکها نشستند، 《و أرادَ أن یُقَبِّلَهُ》خواستند از گونه علی اصغر بوسه بگیرند
《وَ رَماهُ فُلانُ بنُ فُلان فَذَبَحَهُالطِّفلُ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ، وَ مِنَ الْوَریدِ اِلَی الْوَریدِ
الوَرید》.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد