《بِسم الله الرّحمنِ الرَّحیم، اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین، الصَّلاهُ وَ السَّلام علی خَیرِ خَلقه مُحَمَّد وَ عَلی آله الطَیبینَ الطّاهرینَ المَعصُومین وَ الْلَعْنَهُ الدَّائِمَ عَلَی أعْدَائِهِمْ وَ مُخَالِفِیهِمْ وَ مُعَانِدیهیمْ وَ مُبغِضیهِم وَ مُنْکَری فَضَائِلهمْ وَ مَناقِبِهم مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین.آمینَ یا ربَ العالَمین》.
《أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ》
《وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِینَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِی ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّهࣰ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِینَ》(سوره مبارکه قصص/۵).
القاب و عناوینی که برای ائمهی هدی علیهم الصلاه والسلام ذکر شده است هرکدام از این عناوین و القاب و اوصاف نسبت به تمام ائمه و تمام معصومین و همهی اهلبیت علیهم الصلاه والسلام جاری و ساری ست.
اگر لقب آقا علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثّناء و سلام الله علیه را ما امام رئوف میدانیم، همهی ائمه به این وصف متّصف هستند.
آقا امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه هم امام رئوف اند، خود رسول خدا رئوف اند، صدیقهی طاهره سلام الله علیها رئوف اند، آقا امام حسن مجتبی رئوف اند، سیدالشهدا علیه الصلاه والسلام رئوف اند تا امام زمان هریک از ائمه امام رئوف اند.
منتها ظهور این رأفت در علی بن موسی الرضا علیه الصلاه والسلام مناسب تر و اَنسَب ذکر شده است به جهاتی که در خارج تحقق پیدا کرده.
اگر امام صادق علیه الصلاه والسلام را ما متّصف و مُعَنوَن به عنوان صادق میدانیم، همهی معصومین علیهم الصلاه والسلام صادق اند، از خود رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم تا حضرت بقیهالله حجه بن الحسن علیه الصلاه والسلام صادق اند.
امام موسی بن جعفر علیه الصلاه و السلام را ما کاظم میدانیم، همه شان کاظم اند. به معنای کظم غیظ.
اگر به طرف آنها رو کند یک ناگواری روحی و یک ناگواری باطنی برایشان هموار است و کظم غیظ میکنند. خشم خود را فرو میبرند، کظم غیظ به معنای فرو بردن خشم است.
این یک توضیحی دارد که عرض میکنم.
اگر کسی برایش اسباب عصبانیت مهیّا شد، این غیظ همان عصبانیت است که در جامعه متداول است، اگر کسی برایش فراهم شد اسباب عصبانیت و این عصبانیت را از خودش به دیگری سرایت نداد، به زبان، به لفظ، به کلام، به خَم به پیشانی و به ابرو آوردن، چین بر پیشانی زدن، گره به ابرو زدن، اگر این کار را در ترکیب ظاهر انجام نداد، دستش را بلند نکرد تا بزند، چون الآن خشم آمده، غضب آمده، دستش را بلند نکرد تا به صورت برادر مومنش، برادر دینی اش بزند و در خودش فرو برد، غیظش را کظم کرد این مثل یک بذر میماند که در زمین وجودش کاشته میشود و بعد درختی پهناور و تنومند میشود و ثمره و میوه میدهد که ثمرهی آن میوهی رضا و تسلیم است.
کسانی که نتوانسته اند کظم غیظ کنند و ظهور دادند و بروز دادند و غیظ را به دیگری سرایت دادند ، او اختیار دهانش را نداشت. اختیار زبانش را نداشت که:
《المؤمِنینُ مُلجَم》یکی از علائم مومن این است که به دهان مومن لِجام خورده است لجامش هم در دست خداست.
هروقت بفرماید دهانت را باز کن باز میکند و هروقت ممانعت فرموده باشد دهان را به هر سخنی و به هر گفتی و به هر کلامی باز نمیکند.
《المؤمِنُ مُلجِم》حالا این لجام از دهان کسی برداشته شد و سخنی بیجا گفت، حرفی ناشایسته گفت، این پاداشش رد کردن سخن نیست.
دربارهی مومن و صفات او یک روایتی هست که خیلی مفصل است، در علائم عاقل است.
مومن عاقل آن است که اگر کسی به جهل به او سخنی بگوید به این عبارت که اگر یک حرف به من بزنی ده تا جوابت را میدهم. اگر کسی اینجوری گفت، این یک روایت است، فرمایش امام صادق علیه الصلاه و السلام است که ما قول دادیم این هفته را ان شاءالله دربارهی وجود مقدس حضرت صادق علیه الصلاه والسلام صحبت بکنیم.
امام صادق علیه السلام فرموده است مومن علامتش این است، مومنی که به عقل متّصف است، عاقل است این مومن اگر در تهاجم لفظی قرار بگیرد از طرف کسی، اگر به او بگوید اگر یک حرف به من بزنی من ده تا به تو پس میدهم ، او باید چه بگوید؟
باید بگوید اگر تو ده تا حرف به من بزنی یکی را هم جوابت نمیدهم. این علامت مومن است.
علامت غیر مومن، کسی که جاهل است این است که او میگوید اگر تو به من یک حرف بزنی ده تا جوابت میدهم ولی عاقل به عکس میگوید که اگر ده سخن، ده حرف، ده کلمهی ناشایسته به من بگویی من حتی یکی را هم جواب نمیدهم.
این راه ایمان است. این را اسمش را کظم غیظ میگذارند.
آقا موسی بن جعفر، کاظم بودهاند. همهی ائمه کظم غیظ کردهاند.
آقا امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام فرمودند: 《اَمُرُّ عَلیَ اللَّئیمِ یَسُبُّنی فَقُلتُ هَا هُوَ لَم یُعنینی》،
من بر مردمی عبور میکنم، بر سر کوچه و گذر بعضی هستند دیگر در چهارراهها میایستند، به پیرمرد یک جور متلک میگوید، به جوان یک جور متلک میگوید، به قد کوتاه یک متلک میگوید، به قد بلند یک متلک میگوید.
با هم میایستند هِرّو هِر میخندند، که این بدترین صفت است.
یکی از کارهای قوم لوط همین بود که سر چهارراه ها در نادی، میدانها، مینشستند و مردم را مسخره میکردند و هر کس رد میشد به او چیزی میگفتند.
آقا امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام میفرمایند که من گاهی عبور میکنم بر کوچهها، امیرالمومنین علی علیه الصلاه والسلام است! شوخی که نیست!
بعضی از این نادانها و جاهلها ، حضرت میگوید بعضی از این لئین ها ، به لئین تعبیر میکنند، اینها به من سخن ناشایسته میگویند من هم میشنوم ولی به خودم میگویم که او مرا قصد نکرده بلکه با دیوار بوده، با کس دیگری بوده.
امیرالمومنین مظهر قدرت الهی ست.
امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام که اگر اراده بفرماید، به قول سلمان و ابوذر که هر دو گفتهاند، اگر اراده بفرماید زمین و آسمان به هم دوخته میشوند.
همهشان کاظم اند، امیرالمومنین هم کاظم است، آقا امام حسن هم کاظم است، آقا سیدالشهدا هم کاظم است، آقا زین العابدین هم کاظم است منتها ظهورش در آقا موسی بن جعفر بیشتر بوده.
این کظم غیظ است. همهی ائمه علیهم الصلاه والسلام همه تقی اند، همه نقی اند، همه اوصاف یکدیگر را دارند.
منظور ذکر این روایت است که کَنانی نقل میکند، از امام باقر علیه الصلاه والسلام نقل میکند
که این آیه را شنیدم، یا اینکه در نزد حضرت کسی تلاوت کرد، همین آیهای که عنوان بحث ماست:
《وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلیَ الَّذینَ استُضعِفوا فَی الاَرض وَ نَجعلَهُم ائمه و نَجعلَهمُ الوارِثین》
وقتی امام باقر علیه الصلاه والسلام این آیه را شنیدند یا این آیا را تلاوت فرمودند به من فرمودند: ای مرد کنانی میدانی این آیه در بارهی کیست؟
عرض کردم در مورد قائم شما آل محمد علیهم الصلاه و السلام است.
[چقدر این ادب خوب است که آدم این جوانها را میبیند که وقتی این کلمه مبارک را به زبان جاری میکنیم همه پا میشوند و تعظیم میکنند. این همان ادب شیعی ست. ادب شیعی معنایش همین است].
امام باقر فرمودند این آقا زادهای که جلوی من دارد راه میرود، اشاره کردند به عزیز خودشان و دلبند خودشان امام صادق علیه الصلاه والسلام که در حالت طفولیت جلوی حضرت راه میرفتند، اشاره کردند و فرمودند این مصداق این آیه:
《و نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلیَ الَّذینَ استُضعِفوا فی الارض و نَجعلهُم ائمَه و نَجعلَهُمُ الوارِثین》
مصداق این آیه فرزندش است. خودشان هم هستند.
در یک روایتی صریح تر وقتی که راوی سوال کرد از امام باقر علیه الصلاه والسلام که کلمهی مبارکهی ایستاده که اگر به عربی بگوییم ادب خاصی لازم است، این در بارهی کیست؟
حضرت فرمودند در بارهی فرزندم جعفر ، منتها مصداق اتم و ظهور کامل و اکمل آن در بارهی امام دوازدهم حجه بن الحسن روحی و ارواح العالمین له الفدا است.
همهی اوصافی که دربارهی حضرت بقیهالله هست، همه بقیهالله اند، همه حجت اند و همه امام زمان اند.
معنایش این نیست که حضرت همیشه در مقابلِ نشستن و جلوس ، ایشان ایستاده باشند. این معنایش قیام است و قیام در معنای پُرِ ولایتیِ خودش یک بحث اختصاصی لازم دارد. یعنی 《قائِمٌ فی کُلِّ شَیء》 همینطور که 《حُجَهٌ لِجَمیعِ الخَلائق》 برای همهی هستی حجت اند، همینطور همهی اشیاء خالی از حضرت نیست. از حجت خدا هیچ شیئی نمیتواند خُلوّ داشته باشد و خالی باشد.
ولیّ، کائن است در همهی کائنات.
موجود است در همهی موجودات.
اشعهی نوری او و شعاع وجودی او همهی هستی را گرفته. این معنای قائم است.
این معرفت اگر حاصل بشود که انسان ولیِّ خدا را ، امام زمان خودش را در همهی اشیاء، موجود ببیند دیگر روش فکری اش و روش عملی اش فرق میکند، جور دیگری عمل میکند.
لذا این بزرگوار به نام جعفر ولادت پیدا کردند از مادری به نام ام فَروِه که کنیهی آن بزرگوار است و اسم مبارکهی آن مخدّرهی عالَم 《قَریبه》 بوده که تأنیث قریب هست.
از نزدیکترین زنان به خدا در زمان خودش بوده. همانی که قُربهً الی الله میتواند هستی بدهد وقتی عبادت میکند، وقتی قربهً الی الله نیت کند.
لذا موصوفه است به قریبه، و کُنیَت به ام فروه گرفته است، که روایات اینجا دو جور است. محدثینِ خبیر و کسانی که اهل حدیث بودهاند از علمای شیعه، ام فروه را مادر امام صادق علیه الصلاه والسلام دانستهاند نه مادر امام باقر.
قطعاً هم همین است، قطعاً.
مادر امام صادق که امام زین العابدین علیه الصلاه والسلام برای آقازادهی خودشان حضرت باقر علیه الصلاه والسلام انتخاب کردند ام فروه بوده.
چون ایام تبرّی هم هست این را میگویم، باز تذکر بدهیم، اشاره به ام فروه است که امام فرمود: 《وَلَدَنی مِن اَبی بَکر مَرَّتَین》
منظور من همه اش این است یک کسی خدمت حضرت نشسته بود و مقداری دهان باز کرد به گفتن حرف ناشایسته در جنبههای عِرضی ، حضرت اوقاتشان تلخ شد، عصبانی شدند و غضب الله.
این غَضَبَالله غیر از کظم غیظ است.
غضب الله، خدا هم غضب میکند، ولیِّ خدا هم که غضب کند از همان غضب الله شر چشمه گرفته است. این غضب سرچشمه اش رحمت است. تمام غضب های عالم سرچشمه اش نفس است مگر غضب ولیّ، که از غَضَبَ اللهِ عَلَیه است این غضب سرچشمه اش رحمت است، اگر که امام، ولیّ، حجت خدا بر کسی غضب کنند منشأ آن رحمت وجودی آن بزرگوار است. این فرق میکند.
تمام عالم بدون استثنا هرکس در عالم غضب میکند این از نفس است.
لذا غضب مضموم است، 《جُندٌ مِن جُندِ الشَّیطان و شُعبَهٌ مِن شُعَبِ الجُنون》،
غضب یکی از شعبه های دیوانگی ست و جُندی از جنود شیطان است.
همینطور در بارهی زُکام داریم که 《جُندٌ مِن جُنودُ الله》
هروقت زکام شدید مداوا نکنید. زکام غیر از آنفولانزا ست.
اینهایی که ویروسی هست اینها زکام نیست.
سرما خوردگی اصلا یک چیز دیگریست.
کسی که سرما میخورد غیر از کسی ست که از ویروس آنفلوآنزا میگیرد.
اگر سرما خوردید دستور است که هیچ معالجه اش نکنید چون 《جُندٌ مِن جُنود الله》یک لشکری ست از لشکریان خدا که آمده سراغتان تا بدنتان را سالم کند پس معالجه اش نکنید بگذارید خودش خوب شود. غیر از آنفلوآنزا ست.
《غضب شُعبَهٌ مِن شُعَبِ الجُنون و جُندٌ مِن جُنودِ الشَّیطان》، در مقابل زکام که 《جُندٌ مِن جُنودِ الرَّحمَن 》است.
اگر کسی اهل ولایت و اهل محبت اهلبیت باشد این غضب را از خودش دور میکند.
سخن در این بود که امام صادق فرمودند به اوّلی فحش عِرضی ندهید چون دودمان ائمه از امام صادق علیه الصلاه والسلام به بعد به اُمّ فَروِه متّصل میشود و ام فروه دختر قاسم است، قاسم پسر محمد است، محمد پسر ابی بکر است، باید مواظب باشید.
که آدم باید همانجوری که به او گفته اند همانطور عمل کند.
پس ان شاءالله ما مؤدب باشیم به آن آدابی که ذکر کردهاند را رعایت کنیم. هرچه میخواهید او را لعن کنید و از خدا او را دور بدانید ولی در این منطقه هیچ وقت تجاوزی نکنید که انسان چوب میخورد.
محمد که پسر ابی بکر است و جدّ ام فروه هم هست از عشاق و دلباختگان امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام است.
مادرش اسماء است که اسماء خودش از خانمهایی بود که عاشق امیرالمومنین بود. عیال ابی بکر بود اما این اسماء بچه را برمیداشت و روزها خانهی امیرالمومنین می آمد.
اهل ولایت همین جورند اهل ولایت پدر و مادر و برادر و خواهر و شوهر نمیشناسد میخواهد ببیند این بوی ولایت از کجا به مشامش میخورد میرود به همانجا و سر بر آستانهی خضوع میگذارد. اسماء از اینها بود.
این بچه را بغل میکرد خانهی آقا امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام می آمدند.
حضرت با محمد بازی میکردند. در سن دو، سه سالگی بود و وقتی میخواست این بچه را ببرد، از خانهی امیرالمومنین کنده نمیشد. اسماء میگفت برویم پدرت منتظر است، میگفت من پدری جز 《علی》 ندارم.
امیرالمومنین هم این را ….
از بچگی تصدیق شده. این بچه است ببینید به مادر میگوید بابای من فقط 《علی》 است.
《اَنَا و عَلی اَبَواهُ هَذِهِ الاُمّه》،
هر شیعهای بابایش 《علی》ست، این را بدانید!
هرکس در دوستی اهلبیت بنشیند بابایش امیرالمومنین است.
آقا امیرالمومنین هم در مقابل همین فرمایش را فرمودند، فرمودهاند:
《مُحَمّدٌ اِبنی لَکِن مِن اَبی بَکر》
معلوم میشود نطفه ها هم در ولایت جایش را عوض میکند.
امام جعفر صادق علیه السلام این نهر پر از معرفت، نهری در بهشت جاری است و اسمش جعفر است. این ولایت از ناحیهی آن حضرت به کام دوستان میریزد .
💠روضه بی بی صدیقه طاهره سلام الله علیها
بیبی صدیقهی طاهره سلام الله علیها حضرت فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها، اسماء همینطور که به امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام علاقه داشت و سر بر آستان امیرالمومنین در ولایت گذاشته بود به همین اندازه و به همین مَثابه هم به صدیقهی طاهره سلاماللهعلیها آنقدر ارادت داشت که روزها میآمد کمک میکرد کارهای خانهی حضرت فاطمهی زهرا را انجام میداد تا جایی که در موقع دفن حضرت صدیقهی طاهره هیچ کس از مخدرات حضور نداشت،مگر اسماء.
آنقدر نزدیک بود این اسماء به امیرالمومنین و به فاطمهی زهرا نزدیک بود که موقع غسل دادن صدیقهی طاهره، امیرالمومنین علیه السلام به اسماء فرمودند:
اسماء تو آب بریز تا من بدن فاطمه را بشورم ولی ساکت باش، آرام باش.
دستور دادند سروصدا نکنید، گریه نکنید.
ناگهان دیدند امیرالمومنین سر به دیوار گذاشته و دارند بلند گریه میکنند.
اسماء جلو آمد عرض کرد 《علی》 جان شما ما را امر به سکوت میکنید چه شده شما را که اینقدر بلند گریه میکنید؟
فرمودند اسماء الآن دستم به پهلوی شکستهی فاطمه و بازوی متورم او رسید.
《لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون بفرما
رحم الله من قراء الفاتحه و الاخلاص و الصلوات》
یاعلی مدد