《بِسم الله الرّحمنِ الرَّحیم، اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین، الصَّلاهُ وَ السَّلام علی خَیرِ خَلقه مُحَمَّد وَ عَلی آله الطَیبینَ الطّاهرینَ المَعصُومین وَ الْلَعْنَهُ الدَّائِمَ عَلَی أعْدَائِهِمْ وَ مُخَالِفِیهِمْ وَ مُعَانِدیهیمْ وَ مُبغِضیهِم وَ مُنْکَری فَضَائِلهمْ وَ مَناقِبِهم مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین.آمینَ یا ربَ العالَمین》.
《أللَّهُمَّ عَجِل فَرَجَ ظُهُورَ وَلِیِنا وَ وَلِیِّکَ الْحجّه بن الحَسن، صَلَوَاتُکَ وَ سَلامُهُ عَلَیْهِ وَ اَرواحُنا لَهُ الفِداء》 یکی از مسائل معنوی که جزء معتقدات خاصه شیعه، آن هم خواص شیعه است مسئله اعتقاد به ظهورِ وصی دوازدهم خاتم انبیاء حجت بن الحسن علیهما السلام است، معرفی این ذات مقدس را حق جل و علا با القاب خاصه و اوصاف مخصوصه آن حضرت به ما اِحاله فرمودهاند.
بحث در چند هفته قبل در این معنا از ولایت کلیه و مطلقه آن حضرت بود که این ولایت زمانش به هنگام ظهور آن حضرت که ما داریم انتظار میکشیم و متوجهش هستیم، اختصاص به آن وقت ندارد، شیعه خیال میکند حضرت باید تشریف بیاورند و وقتی که تشریف آوردند ظهور تحقق پیدا کرد، فرج تحقق پیدا کرد، ولایت آن حضرت در میان خلق جاری و ساریست، اینگونه نیست قبل از خلقت، قبل از اینکه نقش هستی را بزنند این حقیقت با آن موجود نورانی ناشناخته بوده است، ولایت مَنوط به این ذات مقدس و جاری در خلق است. کافیِ شریف روایتی نقل میکند، بقیه محدثین هم نقل کردند شیخ صدوق هم نقل می فرماید، نقل است، نقل درست، صحیح از روایات بسیار ارزنده است که شیعه با آن
میتواند اساس معرفتِ ولایی خودش را تامین کند، این روایت است:《الحُجَّهُ قَبْلَ الخَلْقِ وَمَعَ الخَلْقِ(《هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ》)، وَبَعْدَ الخَلْقِ(《وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ》)》
این شاهد عرض ماست، این دلیلش…
معنای انتظار این نیست که در زمان آینده که ما آن زمانش را نمیدانیم و هرکسی هم که زمانش را تعیین کند، دروغ گفته،《کَذَبَ الوَقّاتُون》 آنهایی که تعیین میکنند زمان ظهور را دروغ می گویند و به حرفشان اعتنا نکنید، یکی از مناطق ممنوعه که باید پیشگیری بشود و جلوگیری بشود، تعیین وقت ظهور است. خدا میداند؟ بله فقط خدا میداند.
خود آن بزرگوار؟ اینجا دو رأی پیش می آید دو رأی در شیعه هست که خود حضرت هم نمی دانند، این برای عوام است،
این عوام که هیچی آگاهی ندارند می گویند خود حضرت هم نمیدانند، خواص با یک ادله وافیه و کافیه و شافیه آنها اعتقادشان بر این است که حضرت میدانند و زمان ظهور برای حضرت مشخص و معین است، ولی خب یک عده هم هستند که از عوام هستند و پایه معرفتشان، پایه دیدشان، پایه بینششان در معرفت وِلایی به آن حد نرسیده، آنها می گویند نه فقط خدا میداند، خیال میکنند با این معنا حقِ خدا را حفظ کردند و معنای صحیح ولایت را توانستند بفهمند، نه این تَضییع کردن حقِ خداست، تَضییع کردن حقِ 《ولیّ》 است. خدا زمان ظهور را می داند، آن ولیِّ مطلق زمان ظهور را می دانند، اولیاءِ خدا که ائمه هدی علیهم الصلاه و السلام هستند آنها هم می دانند، کسان دیگر نمیدانند، اگر کسی توقیف کرد و وقت را برای خودش و دیگران معین کرد دروغ گفته است،
《کَذَبَ الوَقّاتُون》 لذا در دعای ندبه هم به این معنا اشاره شده است، 《أَینَ وَجْهُ اللّٰهِ الَّذِی إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیاءُ؟
کجاست آن وجه اللهی که اولیاء به طرف او روی میکنند؟
《کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ■وَ یبقَی وَجْهُ رَبَّک》(سوره مبارکه الرحمن/۲۶_۲۷). این دوامش و معنای بقاء،《هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ 》(سوره مبارکه حدید/۴). چون باید هُو هویتِحق تحقق پیدا کند، یک مقدار اصطلاح ساخته شده هم بگوییم عیب ندارد،هُو هویت حق باید در مجلا و مجرای ظهور تحقق پیدا کند و این تحقق پیدا نمیکند مگر به وسیله 《ولیّ》. او با شماست هر جا باشید، این یک 《ولیّ》 لازم دارد، بله خدا با شماست هر جا، در هر نقطه، به هر کیفیتی باشید او با شماست.
پایینش را بگوییم، این طرف مسئله را قبول میکنی، آن طرف که بگوییم متأملی؟
اگر یکی به شما بگوید شیطان همه جا هست، ردش میکنید؟ شیطان همه جا هست،《یَجْرِی مِن بَنی آدم مَجْرَى الدَّمِ یَجرِی فِی العُروق》، به حق متعال هم عرض کرد《 …فَأَنْظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ》(سوره مبارکه حجر/۳۶). 《قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ﴿۳۷﴾ إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ》(همان/۳۷_۳۸)،
شیطان هست، همه جا هم هست، مثل خون که به همه جای
بدن انسان میتواند راه پیدا کند《یَجْرِی مِن بَنی آدم مَجْرَى الدَّمِ یَجرِی فِی العُروق》 خب این حرف را شما به هرکسی بگویی که شیطان همه جا هست نمی گوید نگو که صدمه به توحید میخورد، می گوید بله هست، همه جا هست، قبول است یا نه؟ بله قبول است همه قبول داریم که شیطان همه جا راه دارد، در بسته، از راه دل، می آید.
خب بابا به همین اندازه میخواهیم یک حقی را به حقدار بدهیم، میخواهیم بگوییم ولیِّ مطلق در《 وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ》تحقق بخش این آیه است، چون این را با آیه می گوییم، با قرآن میگوییم متأمل است، چون با دلیل و مدرک الهی میگوییم متأمل است، می گوید نه نگو.
اینها شُهَدٰاءً عَلَى الخَلق هستند، این ذوات مقدسه شهداء بر خلق هستند، امام زمان تو شاهد بر خلق است،《الحُجَّهُ قَبْلَ الخَلْق》 شاهد بر خلق تحقق بخش آیه کریمه 《هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ》است که برای حفظ مسائل توحید و شئون توحید در تعین بخشی باید هو هویت حق را ما در 《ولیّ》 محقق بدانیم و اِلا باورمان نیامده و اِلا درک نکردیم.
در شیطان هیچ کسی انکار نمی کند می گوید بله همه جا هست قبول هم داریم، از همه جا هم می تواند بیاید، وقتی بگویی امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام بر بالین هر مرده ای حاضر می شوند و تشریف می آورند می گویی چطور می شود، در یک آن ممکن است هزار نفر بمیرند یک موجود چه جور می شود هزار جا برود، ها!؟
چطور شیطان در یک آن می تواند همه جا باشد؟
بابا رحم کنید به مظلومیت امیرالمومنین گریه کنید، آی آنهایی که از معرفت حرف میزنید به قدری که شیطان را قبول دارید نستجیرُبالله، خاک به دهان هر کسی که این حرف را بگوید به این اندازه اقلاً به معنای ولایت به این اندازه اعتبار بدهید. امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام در حین جان دادن همه موت ها در عالم《یا حارَ هَمْدانَ مَن یَمُتْ یَرَنی مِن مؤمنٍ أو مُنافِقٍ》چه مومن، چه کافر، چه مشرک، چه منافق، حاضر می شوند.
یک معنای لطیفتری بگوییم، به جهت اینکه هرکسی هستی اش را از هر جا گرفته باید به او پس بدهد، تحقق بخش《إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ》 است.
مثل آیه کریمه 《هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ》 در 《إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ》 هم باید اینکه 《ولیّ》 آیه را تحقق بدهد.
شیطان حاضر است؟ می گوید بله.
همه جا می رود؟ بله.
شیطان میتواند در یک آن، همه که میبینند همه جا باشد؟ بله می تواند. چطور ایمان همه را می گیرد؟
شیطان دم آخر می آید ایمان عدهای را میگیرد، خب در آن لحظه ممکن است یک میلیون نفر آن بمیرند همه جا می رود ایمان همه را می گیرد؟ بله می گیرد.
《علی》ولیِّ خدا چطور؟ [صلوات مرحمت کنید. نه ولادت آقا علی بن موسی رضاست بله صلوات را خوب بفرست] آن را میپذیرد، هیچ وقت هم نمی گوید اشکال به توحید وارد می آید، خدشه ذهنی هم برایش ندارد، ولی از ولیِّ مطلق خدا که سخن به میان بیاید[تأمل می کند].
بالاتر از این به تو بگویم، نه ولیِّ مطلق با خلق تنهاست،
《الحُجَّهُ مَعَ الخَلْق》 نه هو هویت را او تعین میبخشد، در اتصال با خلائق《هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ》 نه تنها 《إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ》 را[تحقق می بخشد]، او با بشر است؟
او با موجودات است؟ بالاتر از این سخن است او همیشه با خداست و خدا همیشه با اوست. این که بالاتر است اگر می خواهی منکر بشوی این را منکر بشو اقلاً یک چیزی برایت داشته باشد، که نمی شود انکارش کرد. او با خداست.
[می گویند] اشکال دارد نگویید که امیرالمومنین سر جنازه موقع جان دادن همه می آید، این نمی شود.
نمی شود؟ اصلا غیر از این نیست، نه موقع جان دادن با همه موجودات است، از اول ولادتت ، از وقتی که نقش خلقتت را زدند با تو هست دواماً و ثباتاً و قواماً و وجوداً الی نهایه الوجود [حالا این لقب را استعمال میکنیم] لذا صاحب الزمان است.
ماه رمضان خدمت آقا امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه آمدند و حضرت را به افطاری دعوت کردند، حضرت دوستانی داشتند عرض کردند آقا جان به ما افتخار نمی دهید افطار خدمتتان باشیم؟
حضرت فرمودند باشد می آیم. سلمان آمد دعوت کرد حضرت فرمودند می آیم، ابی ذر آمد دعوت کرد حضرت فرمودند می آیم، حُذیفه یَمان آمد، مقداد آمد، عمار آمد، همه آمدند، یک کسانی دیگر هم بودند که رفیق حضرت بودند، دلباخته حضرت بودند آنها هم آمدند همه دعوت کردند، حضرت افطاری تشریف بردند، بعد از افطار برای نماز عشاء مسجد می رفتند، هر کدام برای اینکه این افتخار را به دیگری برساند می گفت جایت خالی، سلمان به ابی ذر گفت جایت خالی امیرالمومنین امشب سر سفره با ما بود، ابی ذر گفت چه می گویی سلمان تو که دروغ نمی گفتی، گفت والله به خودش قسم.
به سلمان گفت افطار با من بود من خودم دعوت کرده بودم. سلمان گفت ابی ذر رسول الله فرموده از تو راستگوتر در عالم کسی نیست چرا این حرف را میزنی؟!
عمار گفت عجب هر دویتان بیخود میگویید خانه ما بود. مقداد گفت بابا این حرفها را نزنید با ما افطار کردند، همه گفتند.
رسول الله فرمود چه صحبت میکنید؟ سلمان عرض کرد یا رسول الله علی ابن ابیطالب افطار خانه ما بود ابی ذر می گوید خانه ما بود، مقداد می گوید خانه ما بود، عمار می گوید خانه ما بود، اینها هم همه می گویند خانه ما بود.
رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم فرمودند والله با من افطار کردند.
《الحُجَّهُ قَبْلَ الخَلْقِ》
این مقامش نیست، این مرتبه اش نیست بالاتر از این است، خبر بردند خانه پیش حضرت زهرا سلام الله علیها که بی بی جان در مسجد پدر بزرگوارتان با اصحاب دارند صحبت میکنند که علی بن ابیطالب افطار آنجا بوده، رسول الله هم فرموده، صدیقه طاهره فرمودند والله اصلا از خانه بیرون نرفت با ما و حسن و حسین سر سفره نشست.
جبرئیل نازل شد یا رسول الله اصحاب نزاع نکنند، با هم حرف نزنند، حق به تو سلام میرساند و میفرماید یا رسول الله با ما بود، 《علی》 با ما بود.
《عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ 》، تو خیال میکنی این حقوق متصوره ای است که هیچی معلوم نیست؟
《عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ》، یعنی خیال میکنی حقِ خلافتش است فقط ؟!
این که مالِ ذهن و فکر ماست،《عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ》 با حق مطلق است《 وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ》 این حق مطلق است.
حقوق متصوره ای که ما ابعاد برایش قرار می دهیم که بعد از رسول الله خلیفه بلافصل است پس حق با اوست، شأن
پایین امیرالمومنین است، حقِ مطلق با 《علی》 و 《علی》 با حقِ مطلق است. چرا؟؟
چون ولایتش ولایت کلیه و مطلقه است.
آقا امام حسین علیه السلام در روز عرفه فرمودند اگر میخواهید این دین باقی بماند، قرآن باقی بماند، آی مردم اگر می خواهید رسول الله در عالم باقی بماند، اصحاب من، یاران من، خویش و قوممن بروید در میان مردم فضیلت پدرم 《علی》را بگویید.
این مظلومیت امیرالمومنین نیست، تو را به حق 《علی》 بگو این مظلومیت نیست که اگر بگویی شیطان همه جا هست، بر همه نفوذ دارد، بر همه سیطره دارد، به قلب مردم رخنه دارد، می گوید بله هست، اسم امیرالمومنین را ببری می گوید نگو. نگو که توحید به هم میخورد!!؟
حالا بر مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام گریه کن.
《الحُجَّهُ قَبْلَ الخَلْقِ》 امام زمان تو این حیثیت را دارد، منتها در هر عصری، زمانی، ولایت به نام یکی از این انوار متجلی بوده، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند وقتی میخواهید از ولایت کلیه و مطلقه در عالم حرف بزنید اسم من را نبرید اسم 《علی》 را ببر، چون خدا دوست دارد، من هم که رسول خدا هستم آنچه را که خدا دوست دارد همان را دوست دارم، از 《علی》 سخن بگوییم، لذا مجلس مناسب است به ذکر ولایت علی بن موسی الرضا عَلَیهِ آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ که ادای حق این ولی نعمت را هم داشته باشیم.
این 《علی》 هم چون آن 《علی》 است،《علی》است و وقتی پا به عرصه وجود گذاشتند و ولادت حضرت علی بن موسی الرضا عَلَیهِ آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ تحقق پیدا کرد خدا میداند که موسی بن جعفر علیهما السلام چقدر خوشحال بودند چون ادامه ولایت است و وقتی که ولایت تحقق پیدا میکند و این مجلا و این مجرا بر اصالت خودش هست اول کسی که در عالم لذت می برد و ذاتش در این معنا قرار می گیرد خودِ ولیِّ مطلق است، ولیِّ مطلق موسی بن جعفر است میداند اینکه این ولایت پایدار است وقتی که بشارت داده می شود به آن بزرگوار اول پدر خوشحال است، ولادت امام حسین صلوات الله و سلامه علیه که شد جبرئیل برای رسول الله خبر آورد یا رسول الله طفلی که روی دامنتان قرار گرفته می بینمش که بین دو نهر آب لب تشنه شهیدش می کنند.
آنهایی هم که او را میکُشند از امت خودت هستند، خودشان را از امت تو میدانند، می گویند ما مسلمانیم، رسول الله گریه کردند، فاطمه زهرا سلام الله علیها سوال کردند…
آخر زائو که در بستر است معمولاً دیدید که می گویند خبر ناخوش به او نرسد، مواظبت میکنند.
فاطمه سلام الله علیهاست، رسول الله هست، شوخی که نیست باید تمام ملاحظهها بشود، اما رسول الله این ملاحظه را نکردند وقتی صدیقه طاهره سوال کردند بابا جان چه شده؟ یا رسول الله مَا یُبکیک؟ چه شده که گریه میکنید؟ خبر دادند که فاطمه جان جبرئیل الان آمد و خبر شهادت فرزندت را داد بین دو نهر آب، لب تشنه…
حضرت فاطمه زهرا روز اول ولادت [امام حسین]شروع به گریه کردند، این مسئله را خانم ها خوب میدانند که چقدر مواظبت میشود که غم و غصه و جوش برای زائو نباشد، این را به هم زدند، امیرالمومنین آمدند دیدند رسول الله با فاطمه زهرا دوتایی گریه می کنند، چه شده یا رسول الله؟
خبر شهادت امام حسین…
گریه کردند، هرکسی آنجا بود گریه کرد، ناگهان جبرئیل نازل شد دیدند رسول الله تبسم فرمودند، خنده روی لب هایشان نقش بست، فرمودند دخترم فاطمه جان الان جبرئیل برای من پیغامی آورد که تو را خشنود می کند، یا رسول الله، یا اَبَتاه چیست؟ حق برای من به وسیله جبرئیل پیغام فرستاده است که ما ولایت را در صُلب او قرار دادیم تا این را فاطمه زهرا سلام الله علیها شنیدند متبسم شدند، امیرالمومنین متبسم شدند.
ولایت اینقدر ارزش دارد، ولایت اینقدر قیمت دارد من و تو نمیدانیم و درکش هم نکردیم،《الحُجَّهُ قَبْلَ الخَلْقِ》 عهده دار این حقیقت برای اینکه به ما ثابت بشود لقب صاحب الزمان است، صاحب است یعنی همراه است، مصاحب است، از زمان جدا نیست، زمان پدیده ایست که او را منظومه شمسی می سازد به ما می دهد، یعنی یا روز است یا شب است، زمان اینجوری است دیگر، یا روز است یا شب است یا هفته است یا ماه است یا سال است یا قرن است یا دهر است، همه این زمان که یک پدیدهای است که به وجود آمده است از گردش منظومه شمسی به دست ما آمده و صاحبش آن کسی است که دارای ولایت کلیه و مطلقه است، حالا صدایش می زنی یا صاحب الزمان چه معنا میکنید؟ همان معنای کوچکی که آی کسی که در این عصر حاضر که من زندگی میکنم تو امامی، این اندازه است؟ حیطه تصرفش و حیطه ولایتی اش در همین بُعد است؟ او صاحب الزمان است.
من همان دم بُدَم از طایفه دُرد کشان
که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان
شَـرِبْنَا عـلى ذکْـرِ الحبیبِ مُدامَهً
سَـکِرْنَا بها من قَبل أن یُخلق الکَرْمُ
《الحُجَّهُ قَبْلَ الخَلْقِ》
دو معنا دارد، در زیارت علی بن موسی الرضا میخوانی السلام علیک یا حجت الله، این معنای حجت آنجا هم هست، این نور متجلی بوده، برای خلق دو معناست؛ یکی به معنای مخلوقِ خلق، یعنی من و تو و همه موجودات، یک معنای دیگری لطیف تر دارد،《الحُجَّهُ قَبْلَ الخَلْقِ》خلق معنای مصدری است یعنی قبل از اینکه این مایه وجود که خلق است او بود و او هست. علی بن موسی الرضا حجت الله است، در آن زمان بوده، نورش بوده احاطه کرده.
《کَانَ وَ لَم یَکُنْ مَعهُ شَیْء》 این در زمینه توحید، 《ولیّ》 باید در 《کَانَ وَ لَم یَکُنْ مَعهُ شَیْء》 تحقق داشته باشد، چون با خداست، ولیُّ الله حدوث و قِدَم نمی پذیرد، مسائلی که راجع به حدوث و قدم ذکر شده است چه در علم کلام که در روایات آمده است، حدوث و قِدَم برای موجودات غیر از ولیّ است نه نقش حدوث میگیرد نه نقش قِدَم لذا این ذوات مقدسه را شما تبرئه کنید از اینکه نسبت خدایی به آنها بدهید، یک وقتی کسی اینها را خدا نداند ها، منزه هستند از این… چون تا بگویی خداست، محدود میشود، منزه است، هر کسی بگوید 《علی》 خداست، هر کسی بگوید یکی از این ائمه خداست و آنها را ربّ بداند این فاسد عقیده است، این خراب است چرا؟
چون این ولیِّ مطلق را حد زده به یک حد ذهنی خودش.
از آن طرف هم در امکان هم نمیگنجد، شئون امکانی هم او را نمیگیرد، این چهارده نور اینجوری هستند.
ولادت علی بن موسی الرضا علیه السلام است، این مسئله را از نظر آماده شدن اذهان که همین امروز از این مجلس نورانی اتصالتان برقرار بشود و جواب لبیکتان را ان شاءالله بگیرید، حضرت رضا علیه الصلاه و السلام زود حاجت می دهند.
در دربار آن ظالم ملعون نشسته بودند ناگهان صدایشان بلند شد لبیک لبیک لبیک، همه اطرافیان نگاه کردندگفتند چه خبر است علی بن موسی الرضا با چه کسی صحبت میکنند؟! [خوب دقت کن]، نشستند همه هم نگاه میکنند از جایشان هم تکان نخوردند، سؤال شد که آقا جان با این وِقار ولایتی، با این وِقار امامت که حجت خداست با چه کسی صحبت میکردید سه مرتبه لبیک لبیک لبیک؟
حضرت فرمودند آن پیرمرد سلمانی در نیشابور الان از دنیا رفت. آقا پیرمرد سلمانی کیست؟
وقتی وارد نیشابور شدم یک پیرمردی پولش را جمع کرده بود که به مدینه بیاید، به مکه برای حج بیاید، به بهانه حج من را هم مدینه ببیند، قسمتش نشد، تا من آمدم نیشابور و آنجا موی سرم را خواستم بتراشم. سلمانی درباری آوردند دیگر، سلمانی، سرتراشی که برای دربار بود.
حضرت فرمودند نه آن کسی که موی سر من را می تراشد یکی دیگر است.
در خانه آن پیرزن شتر رها کردند، این معنا دارد، شتر را رها کردند و شتر درِ خانه پیرزن می آید، پیرزن کور، ناتوان، نمیتواند حرکت کند، نخ ریسی میکند، این کلافها را جمع کرده که از پولش وسیله سفر برای خودش پیدا کند، پیرزن نخ ریس، چشم از دست داده، پا از دست داده هم آنجا دارد با خودش حرف می زند، آقا جان پول هایم را جمع کردم نتوانستم بیایم شما را ببینم.
حالا هم که آمدی پای آمدن مثل دیگران ندارم کنار کوچه ببینمت، زن های همسایه بالای پشت بام رفتند، اگر بالای پشت بام هم بیایم باز چشم ندارم تو را ببینم، ناگهان در باز شد آقا فرمودند ما خودمان می آییم، آنهایی که ما را دوست دارند ما خودمان می آییم، این علی بن موسی الرضاست،
فرمودند هرکسی به زیارت من بیاید سه جا من به دادش میرسم، یکی موقع وفات، موقع جان دادن، [خیلی جای خوبی است ها، این را به شما بگویم ها آی اهل محبت، اهل ولایت، جان علی بن موسی الرضا به خودِ امیرالمومنین، جان دادن خیلی بیریخت است ها، شب اولِ قبر خیلی بیریخت است، مگر آنها بیایند.
خیلی بیریخت است، سه جاست که بدترین مواقف عالم دنیاست و عالم آخرت، موقع جان دادن، موقع عبور از صراط، که همه میافتند و عِندَ تَطایَرَتِ الکُتُب، آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام نامه ها را نگاه میکنند، دوستان گنهکار، دوستان شرمنده، دوستان زمین خورده، اول میگیرند یک نگاهی میکنند، صاف و صوفش می کنند و به دستش می دهند. هر کسی یک مرتبه به زیارت من بیاید…
حضرت فرمودند الان رفتم بر بالین این دوست سلمانی حاضر شدم جان کندن برایش آسان شد برگشتم.
مامون گفت آقا یابن رسول الله شما که تکان نخوردید اینجا بودید، فرمودند همه را همین کار میکنم بدون اینکه از جایم تکان بخورم.《علی》است چون آن 《علی》است، حجت است چون آن حجت است، امام زمان تو هم همین جور است. معنای《إِنَّا أَنْزَلْناه》 در قرآن همین است.
《إِنَّا أَنْزَلْناهُ》 یعنی یک حقیقت واحده که منتشر و شایع در تمام هستی است، این معنای《إِنَّا أَنْزَلْناهُ》است،
《إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ》 سوره قدر، 《ولیّ》همه شئون خلایق را تقدیر میکند، در معنای《إِنَّا أَنْزَلْناهُ》است، او 《علی》است، او عالی است، او اعلاست، در همه شئون ولایت صاحب مقام و مرتبه است.
💠روضه آقا علی اصغر علیه الصلاه و السلام
یک 《علی》 هم روز عاشورا غم از روی دل امام حسین برداشت آن《 علی》باب الحوائجی است که او را علی اصغر گفتهاند، امام حسین صلوات الله و سلامه علیه درِ خیمه آمدند صدایشان بلند شد،《 یا اُختاهُ یا زینب اِیتِینِی بِوَلدیِ الرَضیع حَتی اُوَدِعَه》، خواهرم زینب طفل شیرخوار من را به من بده تا با او وداع کنم، برای امام حسین علیه السلام ناصرِ بزرگی است، معین بزرگی است، همچین که قنداقه طفل رضیع را بغل گرفتند روی خاکها جلوی در خیمه نشستند و اراده کردند که 《علی》 را ببوسند《وَ رَماهُ فُلانُ بنُ فُلان فَذَبَحَهُالطِّفلُ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ》.
امام حسین تا نگاه کردند دیدند گردن بچه روی شانه اش افتاد.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد