《بسم الله الرحمن الرحیم》
از امام صادق علیه السلام روايت است كه: «حَنِّكوا أولادَكُم بِتُربَةِ الحُسَينِ عليه السلام ؛ فَإِنَّها أمانٌ» كام فرزندان خود را با تربت حسين علیه السلام برداريد كه اين تربت امان است.
راجع به ولادت بچه های شیعه، اهل ولایت ، دستور است که کام نوزاد را با تربت اباعبدالله علیه الصلاه و السلام بردارند.و این سنت ولایی از دیر زمان شاید قبل از شهادت حضرت هم مثل اینکه خاک کربلا را جبرئیل برای رسول الله آورد و بیان کرد هر وقت این خاک آغشته به خون شد روز شهادت فرزند تو “حسین ” است .حضرت آن خاک را دادند به یکی از زوجاتشان و روز عاشورا که شد آن خانم در مدینه (در سفری که پیش آمد )هر روز نگاه میکردند، روز عاشورا به سر و سینه زدند و “قال الیوم قتل الحسین علیه السلام “به جهت اینکه این خاک به خون آغشته شد .شاید همانجوری که برای رسول الله این خاک به وسیله جبرئیل آورده شده است، برای اینکه بچه هایشان با امام حسین باشند.
والا چطور آن هفتاد و دو تن آمدند با امام حسین و بعضی ها نیامدند؟ آقا اباالفضل علیه الصلاه و السلام جوان و دلاور آمدند ، محمد بن حنفیه نیامدند که خیلی کارآمد بودند از نظر فکر جنگ و محاربه خیلی فوق العاده بود و برادر بزرگتر بود و نقشه های جنگی بلد بود و سابقه دار اما نباید می آمدند ، مسلمان های سابقه دار نباید می آمدند ،یک مسیحی (تازه مسلمان هم نبود )شب اول دامادیشان که حتی دو رکعت نماز هم نخوانده بود و تشهد را هم نگفته بود او باید در راه چشمش به امام حسین بیفتد آن هم از پشت سر و بیل را بیندازد و به همسر و مادرش می گوید من رفتم .
اینها مسائلی بوده که فقط خدا میداند و اهل بیت که چه بوده .
این زمان که میبینید بعضی ها تشکیک و تردید میکنند در مسائل ولایت ، این مال این است که اگر موقع ولادتش کامش را با تربت برمیداشتند او اینکاره نمی شد.اگر هر کار میکرد انکار مجالس امام حسین و گریه و…نمی کرد.
بچه هایتان را با انگشت سبابه، ابهام ( شست)
در تربت بزنید و کامش را بردارید.
بچه متولد که می شود پوست زیر فک بالایش آویزان است باید به سقف دهان چسبیده شود ، شستتان را به تربت بزنید و کام را بالا بچسبانید. ماماهای سابق قبلا اینکار را میکردند .حالا معلوم نیست با چه دستی و نیتی اینکار را میکنند .اما شما بچه را که خانه آوردید فوری یک خانم یا آقای صاحب نفسی کام بچه را با تربت امام حسین بزند بالا و با آب فرات.
فرمودند این امان است از هر چیز، عمده اش امان از بی دینی و بی مذهبی است .
مواظب باشید که اینها دین و ایمانشان از همانجا نقش میگیرد ، اینکه امام حسینی می شود ،گریه کن امام حسین می شود از همان کام برداشتن نقش میگیرد.
در همه خانه ها باید تربت امام حسین باشد اگر تربت بود این شر و پیش آمدهای ناگهانی که دودمانشان را از بین میبرد نمی شد، چون بر خداست که حفظ کند و خدا برای خودش یک و ظایفی قرار داده ” عاهدة على نفسى ” یعنی من با خودم عهد و پیمان بستم .
همين مهر نماز هم که دارید خوب است در خانه داشته باشید . و تربت خاص و آب فرات داشته باشید برای وقتی که ولادتی رخ میدهد .
امام صادق علیه السلام به سلیمان بن هارون بجلی فرمود :« ما اظن احدا یحنک بماء الفرات الا احبنا اهل البیت » .
گمان نمی کنم که کسی با آب فرات ، کام نوزاد را بردارد و آن بچه ما را دوست نداشته باشد ،حتما دوست میدارد .
«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ عَنْ عَمَّتِهِ قَالَتْ سَمِعْتُ اَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیهالسّلام) یَقُولُ اِنَّ فِی طِینِ الْحَائِرِ الَّذِی فِیهِ الْحُسَیْنُ (علیهالسّلام) شِفَاءً مِنْکُلِّ دَاءٍ وَ اَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ؛
محمد بن مارد از عمهاش روایت کرده است: از امام صادق (علیهالسّلام) شنیدم که فرمودند: در خاک حائر حسینی (علیهالسّلام) شفای از هر درد و امان از هر خوفی است.»
( پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
وَ قَالَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَكْرِمُوا عَمَّتَيْكُمُ اَلنَّخْلَةَ وَ اَلزَّبِيبَ
عمه های خود را گرامی بدارید ،عمه تان نخله . به جهت اینکه حضرت مریم هم به نخله پناه برد.
وقتی پیش آمدی می شود آدم عمه را خیلی توجه میکند.درخت خرما را میگفتند عمه بشر.
روایتی دیگری محمد بن زیاد هم از عمه شان نقل میکنند.
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَمَّتِهِ قُلْتُ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ فِی طِینِ الْحَائِرِ الَّذِی فِیهِ الْحُسَیْنُ علیه السلام شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.
محمد بن زیاد از عمهاش از امام صادق علیه السلام روایت کرده است در خاک حائری که امام حسین علیه السلام در آن مدفون است شفاى از هر دردى است و امان از هر ترسى است.
عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ اَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ (علیهالسّلام) یَقُولُ: طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیهالسّلام) شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ اَمَانٌ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ وَ هُوَ لِمَا اُخِذَ لَه؛ جابر بن یزید جعفی از امام باقر (علیهالسّلام) روایت کرده است: خاک قبر امام حسین (علیهالسّلام) شفای از هر دردی است و امان از هر ترسی است و به هر نیتی که خورده شود برآورده شود.»
و این خاصیت برای کسی است که خودش برود گل قبر مطهر را بیابد و بجوید و بگیرد نه اینکه برایش ببرند ، این سِرّاست .ما که سِرّ را نمی فهمیم به کسی هم که درکش را بدهند او سِرّ را نمی گوید ،چون اگر بگوید از سِرّ خارج می شود.اسرار محفوظ است.
«محمد بن عیسی الیقطینی قال: بعث الی ابی الحسن الرضا (علیه السلام) … رایت فی اصفاف الثیاب طینا فقلت للرسول: ما هذا؟ فقال: لیس یوجه بمتاع الاجعل فیه طینا من قبر الحسین (علیه السلام) ثم قال الرسول: قال ابوالحسن (علیه السلام) هو امان باذن الله » ; یعنی محمد بن عیسی یقطینی می گوید: امام رضا (علیه السلام) برایم مقداری لباس رزم فرستاد … در میان لباس ها مقداری خاک دیدم . از مامور پرسیدم: این خاک ها چیست؟ پاسخ داد: امام رضا هیچ گاه اساسی ،هدیه ای را به جایی نمی فرستد، مگر این که در آن، مقداری از خاک قبر امام حسین قرار می دهد . سپس فرستاده گفت: امام رضا می فرماید: این خاک، موجب حفظ و امان است به خواست خدا .
«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الْفَقِيهِ (علیه السلام) أَسْأَلُهُ عَنْ طِينِ الْقَبْرِ- يُوضَعُ مَعَ الْمَيِّتِ فِي قَبْرِهِ هَلْ يَجُوزُ ذَلِكَ أَمْ لَا- فَأَجَابَ وَ قَرَأْتُ التَّوْقِيعَ وَ مِنْهُ نَسَخْتُ- تُوضَعُ مَعَ الْمَيِّتِ فِي قَبْرِهِ- وَ يُخْلَطُ بِحَنُوطِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ».
من از امامم پرسیدم آیا تربت قبر مطهر سید الشهداء را با مرده هایمان در قبر لای کفنشان بگذاریم جایز است؟
حضرت جواب دادند من خواندم توقیع مبارک را حتی از روی آن رونویس کردم فرمایش امامم که فرموده بودند مرده را که خواستید بشویید با حنوطش صدر و کافور و تربت بریزید وتوی قبر و کفنش بگذارید خداوند تبارک و تعالی رحمتش را شامل حالشان میکند.
حَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ فِی الْمِصْبَاحِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عِیسَى أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) یَقُولُ مَا عَلَى أَحَدِکُمْ إِذَا دَفَنَ الْمَیِّتَ وَ وَسَّدَهُ التُّرَابَ- أَنْ یَضَعَ مُقَابِلَ وَجْهِهِ لَبِنَهً مِنَ الطِّینِ- وَ لَا یَضَعَهَا تَحْتَ رَأْسِهِ».
فرمودند هر وقت مرده هایتان را خواستید دفن کنید روی لحدش خاک قبر مطهر امام حسین علیه السلام بریزید و یک لبنه (خشت از تربت امام حسین) در قبرش جلوی صورتش بگذارید زیر سرش نگذارید .
نکیر و منکر از جلوی روی می آیند اگر چشمشان به این تربت بیفتد چنان فرار میکنند که کسی به گردشان نمی رسد.که بخواهند بیایند سوال کنند.
سجده جز بر خدا جایز نیست.
و سجده بر تربت امام حسین جزو دستورات لازمه است.
خدایا به برکت تربت امام حسین علیه السلام ما را اهل معرفت قرار بده.
به ما خواص تربت را خودت بشناسان.
از کسانی باشیم که انکار در وجودمان رخنه نکند.
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
حضرت امام صادق علیه السلام به صالح بن عقبه فرمود:
«من انشد فی الحسین علیه السلام بیتا من شعر فبکی و ابکی عشرة فله و لهم الجنة» هر کس در رثای جد غریب ما حسین علیه السلام یک بیت از شعری بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند،هم آ شخص که شعر گفته وهم آنهایی که گریه کردند بهشت بر آنها واجب است.
نکته ؛ یک معنا مورد توجه آن است همان وقتی که کسی شعری در مورد امام حسین علیه السلام می خواند و گریه میکند و ده نفر را هم می گریاند منتظر نباشد بعد از مرگ در بهشت قرار بگیرد همان وقت در بهشت است .این معرفت را آدم بخواهد. که فرمودند یکی از علائم شیعیان ما این است که قبل از اینکه بمیرد جایش را در بهشت میبیند .دیدن جای خود در بهشت حاصل نمی شود مگر در مجالس امام حسین که گریه میکند و حال و توجه پیدا کرده است.هیچ جایی جایش نیست.
حین گریه کردن و حال پیدا کردن در توسل به حضرت سید الشهداء ، غمناک شدن ،دلش سوختن این حالت ، حالتی است که به جنت راه پیدا کرده است. همان مقام عیش پنهان و مقام عالی که مقصد همه مومنین است.در مجلس امام حسین این بهشت نصیبش شده است.
امام صادق(علیه السلام) فرمود به صالح بن عقبه: من انشد في الحسين عليه السلام بيتا من شعر، فبكي و ابكي عشرة، فله و لهم الجنة و من انشد في الحسين عليه السلام بيتا من شعر، فبكي و ابكي تسعة، و لهم الجنة. فلم يزل حتي قال: و من انشد في الحسين عليه السلام بيتا، فبكي و اظنه قال او تباكي. – فله الجنة.
هر كه بخواند يك بيت شعر در مصيبت حسين عليه السلام، پس بگريد و بگرياند نه نفر را، پس براي او و آنهاست بهشت. پس پيوسته كم مي كرد تا آن كه فرمود: هر كس بخواند در مرثيه حسين عليه السلام يك بيت، پس بگريد و گمانم كه فرمود يا خود را شبيه گريه كنندگان كند، پس براي اوست بهشت.
همه جا دروغ و دورویی بد و زشت است که آدم اهل یک چیزی که نیست خودش را به آن حالت بزند.در توحید که شرک و کفراست.فقط در باب امام حسین علیه السلام دروغ را هم مثل راست حساب میکنند یعنی گریه ات نمی آید اما به سر و صورت میزنی و خودت را به گریه میزنی.این را مانند کسی که راست و درست گریه میکند یکجور مینویسند .لذا در کار امام حسین رو کن همه ببینند آنجا ریا و نقص راه ندارد.چون همه اعمال صحتش را خود عمل کننده میسازد الا گریه بر امام حسین که امام حسین آن را میسازند لذا نقصی ندارد.
پس تباکی آن است که کسی گریه اش نمی آید و خودش را به گریه و جزع و فزع میزند و هیچ اشکش هم نمی آید این با آن کسی که اشک میریزد یکی است.
این فقط در باب امام حسین علیه السلام است .هر کار میکنی بگذار همه بفهمند .
همه جا مبطل عمل زیاد هست مگر در باب امام حسین. مبطل عمل که هیچی رافع عمل هم هست ” یا رفیع الدرجات” .
ابو هارون گويد; امام صادق عليه السلام به من فرمود;
قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ علیه السلام يَا أَبَا هَارُونَ أَنْشِدْنِي فِي اَلْحُسَيْنِ علیه السلام فَأَنْشَدْتُهُ قَالَ فَقَالَ لِي أَنْشِدْنِي كَمَا يُنْشِدُونَ يَعْنِي بِالرِّقَّةِ قَالَ فَأَنْشَدْتُهُ هَذَا اَلشَّعْرَ اُمْرُرْ عَلَى جَدَثِ اَلْحُسَيْنِ فَقُلْ لِأَعْظُمِهِ اَلزَّكِيَّةِ َالَ فَبَكَى ثُمَّ قَالَ زِدْنِي فَأَنْشَدْتُهُ اَلْقَصِيدَةَ اَلْأُخْرَى قَالَ فَبَكَى وَ سَمِعْتُ اَلْبُكَاءَ مِنْ خَلْفِ اَلسِّتْرِ قَالَ فَلَمَّا فَرَغْتُ قَالَ يَا أَبَا هَارُونَ مَنْ أَنْشَدَ فِي اَلْحُسَيْنِ ع شِعْراً فَبَكَى وَ أَبْكَى عَشَرَةً كُتِبَ لَهُمُ اَلْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي اَلْحُسَيْنِ ع شِعْراً فَبَكَى وَ أَبْكَى خَمْسَةً كُتِبَ لَهُ اَلْجَنَّةُ وَ مَنْ أَنْشَدَ فِي اَلْحُسَيْنِ ع شِعْراً فَبَكَى وَ أَبْكَى وَاحِداً كُتِبَ لَهُمُ اَلْجَنَّةُ وَ مَنْ ذُكِرَ اَلْحُسَيْنُ ع عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنَيْهِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابَةٍ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَرْضَ لَهُ بِدُونِ اَلْجَنَّةِ .ابو هارون گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: اي ابو هارون شعري درباره امام حسين عليه السلام بخوان، پس من نيز شعري خواندم. امام عليه السلام فرمود: آن گونه بخوان كه رقت انگيزانه خوانند. من نيز خواندم: امرر علي جدث الحسين فقل لاعظمه الزكيه يعني بر مزار حسين عليه السلام گذر نما و به استخوانهاي پاك پيكرش بگو. راوي گويد: امام عليه السلام گرييد و فرمود باز بخوان و من قصيده ديگري خواندم و گرييد و گريستن زنان را از پشت پرده شنيدم. چون شعرخواني خويش را به پايان بردم، امام عليه السلام فرمود: اي ابو هارون هر كه در باره امام حسين عليه السلام شعري خواند و بگريد و ده نفر را بگرياند، بهشت براي او نوشته شود و هر كه شعري در باره امام حسين عليه السلام خواند و بگريد و پنج نفر را بگرياند بهشت براي او نوشته شود و هر كه شعري در باره امام حسين عليه السلام خواند و بگريد و يك نفر را بگرياند براي هر دو بهشت نوشته شود و هر كه امام حسين عليه السلام در نزدش ياد شود و به اندازه بال مگسي سرشك از ديدگانش فرو ريزد، پاداش او بر عهده خداي گرامي و بزرگ است و به فروپايه تر از بهشت براي او راضي نشود.
یاد سید الشهداء بهشت است .
مَنْ أَرادَ أن يَدْخُلُ اَلْجَنَّةَ لتی هي حُبِّ عَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ فَيَدْخُل.
هر کس دلش میخواهد وارد بهشتی شود که آن بهشت فقط محبت امیرالمومنین است بیاید وارد شود.
محبت اهل بیت بهشت برین است. گریه کردن بر امام حسین بهشت است .آدم از خدا بخواهد که به این معرفت برسد.
وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ ع بَیْتَ شِعْرٍ فَبَکَی وَ أَبْکَی عَشَرَةً فَلَهُ وَ لَهُمُ الْجَنَّةُ- وَ مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ بَیْتاً فَبَکَی وَ أَبْکَی تِسْعَةً فَلَهُ وَ لَهُمُ الْجَنَّةُ فَلَمْ یَزَلْ حَتَّی قَالَ مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ بَیْتاً فَبَکَی وَ أَظُنُّهُ قَالَ أَوْ تَبَاکَی فَلَهُ الْجَنَّةُ
ترجمه:محمّد بن جعفر، از محمّد بن الحسین، از محمّد بن اسماعیل، از صالح بن عقبه، از حضرت ابی عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرد که آن جناب فرمودند:
کسی که در مرثیه حضرت امام حسین علیه السّلام یک بیت شعر خوانده پس گریه کند و ده نفر را بگریاند بهشت برای او و آن ده نفر می باشد.
و کسی که یک بیت شعر در مصیبت حضرت امام حسین علیه السّلام خوانده پس گریه کند و نه نفر را بگریاند بهشت برای او و آن نه نفر می باشد.
و پیوسته امام علیه السّلام این فقره را با کاهش دادن نفرات تکرار نموده تا بالأخره فرمودند:
و کسی که یک بیت شعر در مصیبت حضرت امام حسین علیه السّلام خوانده و خود بگرید (راوی می گوید گمان می کنم امام علیه السّلام فرمودند: یا تباکی کرده و خود را به صورت گریه کن درآورد).
بهشت برای او می باشد.
ملاک را از عشره( ده نفر ) قرار دادند ؟ چون ده تا رمز عاشوراست .توافق با عدد عاشوراست.
در قرآن می فرماید :
“….تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ۗ …ْ( بقره/196) “اشاره به ایام عاشوراست .
عاشورا یعنی ایام دهگانه .
تاسوعا یعنی نه روز از محرم.
همان ایامی که ما عزاداری میکنیم و خبر نداریم ،امام صادق علیه الصلاه و السلام جزء اساس گریه بر امام حسین قرار دادند.در آن رموزی است که ما خبر نداریم .هر روز یک خبری هست و همه اینها تناسب دارند با هم.
فرمودند اگر کسی گریه اش نگرفت، کاری ازش ساخته نیست چون خداست که میگریاند و میخنداند .خداست که پشت چشمتان نشسته ،پشت وجودت نشسته.
خودت را ظاهرا همراه کن با گریه کنان امام حسین مثل این است که تو هم گریه کرده ای .
عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَيْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِي يَا دَاوُدُ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَيْنِ ع فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَكَرَ الْحُسَيْنَ ع وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ.
داود رقّى مى گويد: در محضر مبارك امام صادق عليه السّلام بودم، حضرت آب طلبيدند و زمانى كه آب را نوشيدند ديدم در حضرت حالت گريه پيدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد. سپس به من فرمودند: اى داود! خدا قاتل حسين عليه السّلام را لعنت كند؛ بنده اى نيست(هر بنده ای از بندگان خدا باشد ، حضرت طول و عرض برایش ذکر نکردند که چه خصوصیات داشته باشد فرمودند هر کسی ) كه آب نوشيده و حسين عليه السّلام را ياد نموده و كشنده اش را لعنت كند مگر آن كه خداوند منّان صد هزار حسنه براى او می نویسد و صد هزار گناه از او محو كرده و صد هزار درجه، مقامش را بالا برده و گويا صد هزار بنده، آزاد كرده و روز قيامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى كند.
جوانها این حرفها یادتان نرود اینها اساس دین و مذهب ماست .با این حقایق دین ساخته می شود .
این جمله را معنا میکنم ؛ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ.خداوند او را در قیامت ثلج الفواد محشور میکند.
یوم القیامه آن زمانی است که آدم تزلزل ندارد (تزلزل که داشته باشد هر ساعتی یک رنگ دارد).یوم القیامه وقتی است که آدم ،روشن پا بر جای بگذارد، از قیام می آید .به یوم القیامه وجودت برس یعنی فکرهای بیخود مردم تو را اینطرف و آنطرف نبرد(راجع به ولایت امیرالمومنین،عزاداری امام حسین،گریه بر امام حسین حرفهایی میزنند . دیگه فردا توی مراسم نمیاد).حرفهای مردم را گوش ندهید کسی که به این حرفها گوش بدهد نمیتواند یوم القیامه درک کند،یعنی مثل،یعنی مثل روز روشن باشد که او بر این قول و رای و نظری که دارد پا برجاست. اگر اینگونه بود یوم القیامه او ثلج الفواد خواهد بود.یعنی قلب بسته می شود و دیگر اینطرف و آنطرف نمی شود. و شخص از مقام قلب می رود بالا به مقام فواد میرسد .
و آنچه در فواد واقع بشود دیگر دروغ نیست و برنمیگردد به مرتبه قلب بلکه قلبش به منطقه فواد میرسد. ” مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ…(نجم/11)
در منطقه فواد یخ میزند و جابه جا نمی شود .
(هر روز یک رنگ بودن یک روز میل دارد کمک میکند و برای امام حسین خرج میکند و یک روز میگوید بس است همان کارهای قبل کافی است ، معلوم است که چنین کسی هنوز در مقام قلب است هنوز به فواد نرسیده است ) .
شخصی بود به نام حاج آقا فرشچی که سید هم بودند ،قبلا شاگرد فرش فروشی بود بعد کم کم (البته از قبل خدا برای اینطور آدمها تامین می کند) پولهایش را جمع کرد و یک دکان کوچکی خرید و کم کم رفت دکان بزرگتری گرفت (ما ده روز محرم خانه اش روضه میخواندیم ) ایشان وضعشان خیلی خوب شد و فرش به آلمان صادر میکرد و شد فرش فروش درجه یک ایران .علت این چه بود؟
علت این بود که یک روز فرشی آورده بودند (موقعی که دکان کوچک داشت ) که فرش خیلی خوب و خوش بافتی بود ولی سوخته بود .پرسیده بود این برای چی سوخته ؟، فرش سوخته دیگه ارزش ندارد.
(آن زمانها در مجالس عزای امام حسین قلیان می دادند،هم قلیان میکشیدند با این حال با صدای قلیان روضه هم گوش میدادند و روضه خوان هم حواسش پرت نمیشد و همه هم می شنیدند اما الان بلند گوهای بزرگ هست باز هم کسی نمی شنود ، در روضه می نشینید دل بدهید )
گفت با قلیان در مجلس روضه سوخته. و کسی این را در بازار از ما نمیخرد .حاجی فرشچی گفت چقدر میفروشی ؟
مثلا به پول آنزمان گفتن پنج تومان اما دوتومان هم نمیخرند از ما.
حاجی گفت این قیمت اصلیش پنجاه هزار تومان است چرا یکدهم قیمت کردی.
تمام سرمایه من شصت هزار تومان است من همه سرمایه ام را میدهم این قالی که آتش مجلس امام حسین رویش ریخته را میخرم( این حال را چه کسی به او داده که اینچنین میگوید خدا میداند ).خرید و همانجا نشست و به فرش نگاه میکرد و گریه میکرد. یک یهودی از آنجا رد میشد گفت حاجی ضرر کردی داری گریه میکنی ؟
گفت بله( به کنایه)
گفت چند میفروشی ؟
حاجی گفت فروشی نیست این مال امام حسین است .این فرش روضه خوان من است هر روز میام نگاهش میکنم.
پرسید چند خریدی ؟
حاجی گفت : شصت هزار تومان
مرد گفت : ششصد هزار تومان میخرم و خرید.
حاج آقا رضا فرشچی ماجرایش اینگونه شد.
در روایات هست که هر کسی یک درهم خرج کند برای امام حسین خدا در مقابلش چه می دهد. اگر اهل پول هستید از آن روایات هست ، اگر اهل بهشتی آن که همان موقع نقد نقد هست ، اگر اهل عشق به امام حسینی آن که در سرلوحه اش است . هر چه میخواهید در دستگاه امام حسین هست حساب هم ندارد.
خدایا به حق آنهایی که در راه امام حسین جان و مال و هستی شان را فدا کردند به ما فداکاری مرحمت بفرما .
عزیزان پیام عاشورا و امام حسین یک کلمه بیشتر نیست ” ظلم نکنید ” .
همه عاشورا میگوید “ظلم نکن”
همه قیام امام حسین علیه السلام میگوید “”ظلم بد و زشت است””
ظلم هم سه نوع است :
1_ظلم به خودت
2_ظلم به خلق
3_ظلم به خدا
این سه تا اگر در وجودت نباشد، نورانی هستی و استفاده میکنی.
خدایا ما را جزو ظالمین قرار مده.الهی آمین
“اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِک اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلی قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً ”
یاعلی مدد