💠بسم الله الرحمن الرحیم💠
🔮 آقا زین العابدین علیه الصلاه و السلام_فایل نهم سال ۷۲_بخش ۱_(۱۳۷۲/۰۴/۲۵)
🔊سخنرانی کربلایی سید احمد نجفی اعلی الله تعالی
مقامه الشریف
در میان همه ائمه اَشبه در خَلق و خُلق به امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه آقا امام زین العابدین بودهاند، به خلاف آنچه در اذهان و افکار حتی قاطبه شیعه است که
آقا امام زین العابدین ضعیف، نحیف، ناتوان، لاغر اندام بودهاند اینجوری نیست، در شرح حال آقا زین العابدین نوشتهاند که سینه ای پهن داشتند و در موقع راه رفتن قدی رسا و کف دستها درشت، ساعد بسیار پیچیده و در زمان آقا امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام ولادت آن حضرت است و امیرالمومنین اینقدر به این آقا علاقه داشتند که خود حضرت نام خودشان را روی این فرزند گذاشتند، به جهت اینکه در زمان قدیم هم مرسوم نبوده یا اینکه عیب می دانستند اگر کسی از اجداد و بزرگان یک خانواده زنده است فرزند نوزادی را به نام او نامگذاری کنند، این کار را نمیکردند، وقتی حضرت شهربانو، شاه زنان را فرستادند برای امیرالمومنین با خواهر بزرگوارشان که شاهِ فرزندان نام داشته است و حضرت شهربانو را انتخاب کردند برای امیرالمومنین فرستادند و برای
سیدالشهدا علیه الصلاه و السلام انتخاب کردند، فرزندی از آن بانوی بینظیر عالم به دنیا آمد که امیرالمومنین به سیدالشهداء فرزند برومند و دلبندشان امر کردند چون اشبه خَلق به من است و کسی مثل این فرزند به من شباهت ندارد نام او را 《علی》بگذار.
آقا سیدالشهدا سر را پایین انداختتد عرض کردند بابا جان تا شما هستید من چه جوری اسم فرزندم را 《علی》 بگذارم؟ 《علی》 به شما می زیبد، حضرت امر کردند فرمودند این 《علی》 هم 《علی》 است، و نام او را 《علی》 بگذار، اینجا بود که آقا سیدالشهدا فرمودند اگر تا دامنه قیامت خدا به من فرزند بدهد نامش را 《علی》 میگذارم،.
مولا، پدر، یک امر کرده حضرت فرمودند من تمام فرزندانم را اسمشان را 《علی》می گذارم، حضرت مُکَنی(مُکَنا)هستند
به ابنُ الخِیْرَتِین پسرِ دو دودمان برگزیده، یکی دودمان علوی و یکی دودمان کسروی، که از زادگان کسری، پدر این بزرگوار، پدر حضرت شهربانو در جنگی که مسلمین در هرات میکردند در آن جنگ فراری شدند و آسیابانی سرِ مطهر این بزرگوار را از تن جدا کرد.
و سلطنت داشتند، قدرت داشتند، از نوادگان کسری بودند، یزدگرد خودش دارای مقام بسیار عالی و رفیع بود دو فرزند باقی ماند که این فرزندها، دو دختر در اِختفا زندگی می کردند، در زمان امیرالمومنین این دو دختر را پسر جابر جعفی(حُرِیث) که حکومت آن منطقه را داشت برای امیرالمومنین فرستاد. در زمان حکومت دومی خلافت دومی بوده و حضرت تشریف داشتند برای حضرت فرستاد، وقتی که این خاتون را آوردند و خواستند مثل بندگان و بردگان با او عمل کنند آقا امیرالمومنین ممانعت کردند و فرمودند اختیار این بزرگان به دست خودشان است و هر کسی را میخواهند خودشان باید انتخاب کنند، در گوشه میدانی که برده فروشها را میآوردند، آقا سیدالشهدا در آخر جمع ایستاده بودند، خانم سر مبارک را بالا گرفت یک نگاهی کرد، سیدالشهدا هم یک نگاهی کردند، دوید دامن ابی عبدالله را گرفت. و از روایاتی که در دسترس است معلوم می شود از اول ولادت این بشارت به
بی بی حضرت شهربانو داده شده بوده که نصیب تو و بهره تو در عالم این است که همسری چون ابی عبدالله الحسین نصیبت می شود، یکی از این باب به ابنُ الخیرتین کُنیَت گرفتهاند که آقا زین العابدین که مادرشان شهربانوست و یکی از این جهت که پدر هم مظلوم از دنیا رفتند، آسیابانی
برای مال دنیا، برای اینکه سر را ببرد و پول بگیرد پدر این بزرگوار را شهید کرد.
دودمان اینها، دودمان طاهر، پاک بود 《أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلَابِ الشَّامِخَهِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَهِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّهُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا》 هیچ گاه تیرگی جامه جاهلیت بر ذیل پاک شما ننشسته است، شما پاک بودید، پاکیزه بودید برای همین است که مسیحیها و مردم ارامنه تا همین حالا هم به حضرت سیدالشهدا ارادت می ورزند و ماه محرم هم که میشود در مناطق مختلف اینها عزا برپا میکنند، یک سیاهی جلوی یک خانهای میکوبند و قبلا هم نارمک هم تهرانپارس من دیده بودم این حسن آباد هم نوشته بود که مسیحیان تهران ماتم حسین خودشان را…
به همین سادگی و دور و بر خودشان می نشستند و خوش به حال آن روضه خوان و مداحی که مجلس اینها حاضر میشد، خوش به حالش. و رسم دارند روز عاشورا که میشود می آیند و کاسه می آورند و غذای سیدالشهدا را به عنوان تبرک می برند و خودشان را بیمه میکنند، ما عرض کنیم به مسیحیان عالم، امام حسین نه از آن مسلمانان تنهاست، نه از آن مسیحیان تنهاست، حسین مال همه عالم است، حسین اول مال خداست، خدا انتخابش کرده،
لذا به او ثاراللهی داده، 《یا حسین اَنَا دِیتُک》 خون بهای تو منم، حسین یک موجود همگانی، عالمی، جهانی است، حسین مال فرشتگان است، حسین مال جبرئیل است، حسین مال میکائیل است، حسین مال آدم است، حسین مال موسی است، حسین مال عیسی است، حسین تعلق به ابراهیم دارد، 《السلام علیک یا وارث آدم صَفوهَ الله، السلام علیک یا وارث ابراهیم خلیل الله، السلام علیک یا وارثَ نوح نَجی الله، السلام علیک یا وارث عیسی روح الله، السلام علیک یا وارث موسی کلیم الله》امام حسین علیه السلام وارث انبیاست، به این معنا نیست که باز در انحراف معرفتی و نامیزان بودن اعتقاد یعنی از آدم دارد آنچه حسین دارد، این معنایش نیست، آدم آنچه دارد از حسین دارد، معنایش این نیست که ابراهیم بزرگتر است نستجیر بالله، عظمتش بیشتر از حسین بن علی سیدالشهدا است، و آنچه حسین علیه الصلاه و السلام دارد از ابراهیم دارد، این معنایش نیست.
آنچه که ابراهیم داشت از حسین داشت، عیسی از حسین داشت، موسی از حسین داشت، نوح از حسین داشت، عیسی و موسی و نوح و همه پیامبران تا آدم ابوالبشر، پس زیارت معنایش چیست》 السلام علیک یا وارث آدم، السلام علیک یا وارث ابراهیم》؟ این وارث اسم خداست، یکی از اسماء الهی وارث است، حق وارث است همینطور که خدا وارث آدم است، خدا وارث ابراهیم است، خدا وارث موسی است، خدا وارث عیسی است، وراثت از حق به معنای سلطه و قدرت است بر آن موجود، یعنی او را تحت نظر دارد، او را تحت سلطه دارد، خدا وارث آدم است، یعنی آدم در منظر و مرئای حق است. ابراهیم در منظر و مرئای حق است، خدا وارث ابراهیم است، پروردگار متعال در جنبه توحید وارث خلق است. وارث خلق است یعنی چه؟ به این معنا که پروردگار متعال همه موجودات را در مَرء و منظر خودش به تصاحب و حکومت و مالکیتی که دارد درآورده. این تعین اسمی و صفتی در وارث به امام حسین علیه السلام رسیده است.
آنگونه که خدا بر خلق وارث است، آنگونه که خدا بر انبیاء وارث است، حسین ما هم بر خلق و بر انبیاء وارث است نه اینکه از آنها گرفته، این وراثت، وراثت باطنی است، وراثت معنوی است، وراثت الهی است، وراثت ولایتی است، وارث است، زیارت وارث را که میخوانیم آن جور بخوانیم که هست و الا نتیجه معرفتی نمی دهد، تا گفتی 《السلام علیک یا وارث آدم صَفوهِ الله، یا صِفوَهِ الله 》با همه اعتقادت آدم را اینگونه ببین که در تحت تصرف ولایتی امام حسین علیه السلام است و نجات آدم از امام حسین بود، توبه آدم قبول نشد تا اسم حسین را نبرد، آن چهار نور پاک را نام آوری کرد جواب نیامد، وقتی که 《یا قدیم الاحسان بحق الحسین》 گفت دلش شکست، اشکش جاری شد، آن وقت ندا آمد که بخشیدمت،《فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ
فَتَابَ عَلَیْهِ》 (سوره مبارکه بقره/۳۷)، امام حسین وارث آدم شد، این معنای وارث است، نوح به جودی نجات نرسید
تا وقتی اسم پنجم را نبرد، اضطراب داشت، غَلَق ذهنی داشت، حتی 《یاعلی》 هم فراوان گفت ولی دل آرام نشد، 《یامحمد》 گفت، 《یاعلی》 گفت، 《یا فاطمه》 گفت،《یا حسن》گفت، دل آرام نیست، همچین که گفت《یا حسین》 آرام گرفت، لذا زیرکانِ راه ولایت وقتی
که بر کِشتی مینشینند اینها یک مقدار تربت در جیبشان میگذارند که اگر کِشتی به تلاطم دریا دچار شد و در خطر غرق شدن قرار گرفت از این خاک به دریا بریزند این خاک همان اسم است، این اسم است، اسم یا لفظی است یا اسم اسم شیئی است، وجود خارجی دارد، تربت امام حسین مثل کلمه مبارکه 《یاحسین》می ماند.
لذا سجده کردن بر این تربت《 تَخرُقَ السَّمواتِ السَّبْعِ》 کسی که بر این تربت سجده کند حجاب هفت آسمان را پاره می کند، پایین می آید سر به زمین میگذارد، خیلی پایین می آید آدم در سجده دیگر از آن پایین تر نمی شود قرار بگیرد، ولی بالاترین اوج معنا را درک می کند که از او بالاتر نیست.
ابراهیم هم در آتش نمرود قرار گرفت با 《یاحسین》 آرامش گرفت، عیسی با 《یاحسین》 آرامش گرفت، یقین پیدا کرد که نَفَسَش اثر می کند، مرده زنده می کند، موسی با 《یاحسین》 فرعون و قومش را غرق کرد وارث شد، وارث موسی شد، وارث عیسی شد، وارث ابراهیم شد، وارث نوح شد، وارث آدم شد، تا آن آخر دینِ خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم هم به خون ابی عبدالله الحسین علیه السلام پایدار شد، لذا وارث جدش خاتم انبیاء هم شد، این وارث همه انبیاءست حتی وارث جدش، اگر نبود این فداکاری، نه این معنای ظاهر که تو خیال میکنی مساجد مامور است و نمیدانم اینکه نماز و روزه چند نفر انجام می دهند، این نه، آن دینی که خدا پذیرفته است آن دین پایدار مانده، آن دینی که امام زمان علیه السلام به ما می دهد آن دینی که صاحب الزمان به ما می دهد آن دین به اسم امام حسین پا برجا ماند، این امام حسین فرزندی دارد به نام سید الساجدین علیه السلام که اشبه خلق به مولای اهل یقین امیرالمومنین علیه السلام هستند لذا کنیه هم همان کنیه است، اباالحسن ثانی در روایات میخوانی، اباالحسن اول امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه هستند و اباالحسن ثانی مولا زین العابدین هستند، اشبه خلق به امیرالمومنین بودند، نام را هم امیرالمومنین برای آقازاده گذاشتند، در بغل میگرفتند موجب انس امیرالمومنین بودند، وقتی به بغل امیرالمومنین قرار میگرفت و در آغوش جدش علی بن ابی طالب قرار میگرفت دیگر حضرت دلشان نمیآمد آقازاده را به مادر شهربانو برگرداند، ما شهربانو سلام الله علیها را از بانوان تالی تِلْو مقام عصمت می دانیم.
این اجداد طیبین و طاهرین آنها همه شان جزء خداپرستان بودند، جزء موحدین بودند، این بنا بر اینکه ما مسیحیت را قبول کنیم که گفتند حضرت شهربانو پدرشان اینگونه بوده ولی قول صحیح تر این است که نه اینها همه
به ظاهر که ما می گوییم آتش پرست در آن معنا اجداد حضرت شهربانو بودند که آتش پرستی اینجا همان کلمهای است که خود حضرت امام زین العابدین علیه السلام هم بیان میفرمایند《إِلَهِی إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ 》 خدایا اگر من را با آتش نزدیک کنی《أَعْلَمْتُ أهْلَها 》 من به آتش پرست های عالم به آنهایی که با آتش…
ظاهرش این است؛ خدایا اگر من را به جهنم ببری 《أَعْلَمْتُ أهْلَها انّی اُحِبُّکَ》به جهنمی ها می گویم که من تو را دوست دارم، آنجا هم داد میزنم.
ولی یک معنای دیگر هم دارد؛《إِلَهِی إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ 》
اگر من را بر معنای آتش پرستی که مردم نسبت به زردشتیها(زرتشتی) و گبرها خیال میکنند آن معنا را آنجا نزدیک کنی،《أَعْلَمْتُ أهْلَها انّی اُحِبُّکَ》 به همه آتش پرست های عالم می گویم که من تو را دوست دارم، یعنی من از دودمانی هستم که آنجا آتش پرستی راه ندارد، چون نمیشود اجداد و جدات ائمه علیهم الصلاه و السلام در این معنا هیچگاه راهی داشته باشند، اگر آتش پرستی این است که ما به اجداد حضرت شهربانو ما نسبت می دهیم کاشکی همه عالم آتش پرست بودند، اینها حُب اهل بیت داشتند، از زمانی که هنوز به ظاهر اهل بیت وجود پیدا نکرده بودند، زین العابدین علیه السلام به دنیا نیامده بودند، اجداد حضرت شهربانو
این نور در وجودشان بود.
《أشهَدُ أنَّکَ کُنتَ نُورا فِی الأصلابِ الشّامِخَهِ وَ الأرحامِ المطّهَرَه》 اینها اینگونه بودند، اهل بیت علیهم السلام را اینجوری فرض کنید، یک حرف دیگر اینجا هست، وقتی که قبل از ولادت امام زین العابدین یا هر یک از ائمه پلیدی به دودمان آنها راه ندارد این طرفش هم هست، این برای من و تو و همه دوستان است آنهایی که اهل بیت را دوست دارند آنها که برای امام حسین گریه میکنند، آنهایی که برای امام حسین زاری میکنند آنهایی که به سر و سینه میزنند برای سیدالشهداء اینها گناه و پلیدی به آنها راه ندارد، والا محبت امام حسین در دل آن کسی که پلیدی داشته باشد نمی آید، پاکی که می توانی حسین را دوست داشته باشی، طهارت داری که سینه تو مجرای محبت اوست.
《یا مِقداد اِنَّ لِلْحُسَیْنِ مَحَبَّهً مَکْنُونَهً فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنین》
مومن باید پاک باشد، این بزرگترین بشارت است، بیم گناه برای بعد از این حالت است، مواظب باش با این پاکی که همراهت هست، با این مطهری که در درون وجودت نورش رخنه کرده، دیگر به پلیدی خودت را آلوده نکنی، این برای بعد از واقعه نورانیتی است که درون شیعیان وجود پیدا میکند، تو پاکی، پاکت میکنند که صبح زود بعد از نماز به تو می گویند اجازه داری در این مجلس بیایی، پاکت میکنند، از آن طرف تنها نیست، از این طرف هم هست، آباء و اجدادشان تا آدم پاک هستند، بله پاک هستند، وجودشان وجود نوری است، خب به ظاهر که ما دیدیم آنها آتش پرست بودند، گَبر بودند تو هم به ظاهر شیعه نگاه نکن اگر آلودگی دارد، به ظاهر دوست امام حسین نگاه نکن که آلودگی دارد، در باطن پاکی به او دادن، آخر من میبینم که کار خلاف میکند، از آن طرف هم همه دیدن، مگر این دید درست است؟ یک دیدی پیدا کن که دید وِلایی است، یک دیدی پیدا کن که دید امام حسینی است، ناپاک نمی تواند بگوید《یاحسین》، ولی ناپاک نماز میتواند بخواند، ناپاک نمیتواند بگوید《 یاعلی》 ولی ناپاک میتواند روزه بگیرد، آن کسی که درونش پاک نیست ها نماز میخواند، بله، ولی اجازه بردن نامش را به ناپاک نمیدهند لذا این سِعه وجودی را در خودت داشته باشی فکرت را باز کن، اینهایی که حسین گفتند، اینهایی که 《یاعلی》 گفتند، 《یافاطمه》 گفتند، اینهایی که یا صاحب الزمان تا آخر این اسماء را به زبان جاری کردند به اینها طهارت می دهند، پاکشان میکنند، برای همین است که می گویند اگر اسماء اهل بیت عصمت و طهارت توی دست و پا در خیابان افتاده بود، اسمشان مثل آیه قرآن، این طهارت دارد، پاکی دارد، بردار یک جای محفوظی بگذار مثل آیه قرآن، بی وضو نمی شود به محمد دست زد، بی وضو
به 《علی》نمی شود دست زد، به حسن و حسین و فاطمه نمی شود دست زد.
اینهایی هم که به گردن میاندازند مواظب باشند باید همیشه وضو داشته باشند، نمی شود بی وضو بوسید، بی وضو نام مبارک این چهارده معصوم را مثل آیه قرآن نمی شود بوسید، به ح حسین، به حرفش نمی شود بی وضو دست زد، آیه قرآن هم باشد همین جوری است.
کسی که در زمره آنها درآمده که این میخواهد حسین را در وجودش بگیرد آنها اول پاکش میکنند، من و تو موظفیم به وظیفه، مکلفیم به تکالیف، با دست بی وضو و با ناپاکی به طرف این اسم نمیرویم، حقی که خودش خالق این حقیقت است او پاکی را به ما نمی دهد و همینطور ناپاک اجازه می دهد یاحسین بگوییم؟ اول پاک می کند.
امام زین العابدین، سید الساجدین، اباالحسن ثانی، ابن الخیرَتین از دودمان این پاکان است، تو که پاکی، چشم ناپاک یک وقتی به چشم بد و ناپاکی به دوستان اهل بیت نگاه نکنی، با یک آبی شستشو دادند که این آب عالم را اگر به
ناپاکی دچار کرده باشی، یک قطره از این آب روی سر عالم که به ناپاکی دچار شده بریزد پاکش میکند، یک قطره، عصمت معنایش این است، یک وقتی ان شاءالله در ظهور کلی صاحب ولایت کلیه و مطلقه حجت بن الحسن روحی و ارواح العالمین له الفداء این مسئله برای خلق عالم روشن می شود، مادر
گرچه به ظاهر از دودمان آتش پرستان است، یا مسیحیان است ولی اینها پاک هستند، این پاکی را آن طرف اقرار کن که این طرف هم بتوانی اعتراف کنی، صدف وجودش علی بن الحسین را در بر گرفته، صدف وجود تو هم ائمه علیهم السلام را در بر گرفته، این یک ولادت در وجود شیعه است.
آقا زین العابدین از مادری مثل شهربانو سلام الله علیها که اگر هم این قبر مطهر به بی بی نسبت دارد باز هم برو زیارتش، برو در دامنه این کوه زیارت کن، سند معتبر نمیخواهد مگر خیلی چیزها سند دارد؟ هر جا که شیعه به آن توجه پیدا کند آنجا قبر آن بزرگوارهاست، این برای اینکه آنجا در درون خودت متجلی بشود برو، مگر موسی که به کوه طور میرفت خدا کوه طور بود؟ مکانی را برای مناجات خدا انتخاب کرده بود، خدا همه جا هست، 《اللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الأَرْض》، نور الهی این ذوات مقدسه هستند و بی بی شهربانو سلام الله علیها تالی تِلو مقام عصمت است که در روز عاشورا بعد از واقعه کربلا به روایتی سوار بر اسب شدند و اسب خودش را در شریعه فُرات انداخت و ناپدید شد، روایات یک مقداری با ذهن ما نمیخواند، یک مقداری تحملش مشکل است ولی روایت است، مگر بقیه امور خارق العاده که در این واقعه رخ داده میخواند؟ بقیه هم نمیخواند.
شهربانو سلام الله علیها بنابر این روایت جزء اسرا نبودهاند.
ولی اسیر امام حسین بوده، این اسارت تا آخر عمرش بوده از اول ولادتش اسیر محبت بوده، اسیر عشق سیدالشهدا بوده، بروید زیارت کنید، معلوم نیست، خیلی چیزها معلوم نیست، اصلا تمام این حالاتی که من و تو داریم بی اعتباریش بیشتر از این نسبتی است که به این کوه دادند، برویم اینها را آباد کنیم که اصل کاری ها نوبتش بشود، ان شاءالله به بقیع دست پیدا کنیم، برویم، این کار را بکنیم قبر مادرش را در کوه دامنه ری برویم زیارت کنیم، آباد کنیم که قبر فرزندش امام زین العابدین و بقیه ائمه بقیع آفتاب نخورد، خدا این وهابی ها را لعنت کند به حق امیرالمومنین، اینها کاری کردند که روی تاریخ را سیاه کردند، آدم رویش نمی شود، غیرت شیعه اجازه نمی دهد بقیع برود آن کنار بایستد ببیند آفتاب میخورند.
💠روضه آقا امام سجاد، زین العابدین علیه الصلاه و السلام
شاید یکی از معانی اش این باشد، شاید نه بلکه به تحقیق این باشد که ائمهِ تو، آقا امام حسن صلوات الله و سلامه علیه و آقا زین العابدین و آقا امام باقر علیهماالسلام که صحنه کربلا را به چشم دیدند و امام باقر برای فرزندشان امام صادق علیه السلام تعریف کردند که فرزندم من سن و سال تو بودم بر بابای من این گذشت، بر جوانها این گذشت.
اینها خودشان نپذیرفتند که قبرشان آباد باشد، شاید این بوده، امام حسن نپذیرفت که قبر سیدالشهداء، برادر، آنجوری در کربلا بدنها در آفتاب افتاده، شاید نپذیرفتند، لذا امام زین العابدین بچه شیرها را طلب کردند، بچه شیرها، بنی اسد، ای بچه شیرها، کربلاییها شیرمردان عالم وجود هستند، این بنی اسد طایفه نیست، این بنیاسد خطاب به همه بچه شیرهای عالم است، آهای بچه شیرها، باز صحبت از نی است، حصیر بیاورید، حصیر را از نی میبافند، این نی یک کاری کرده که آتش زده، آن کسی که میتواند بدن امام حسین را در بر بگیرد همانی است که وجودش وجود نی ای باشد، فرشی که از نی بافتند بیاورید، هیچی دیگر نمیتواند این بدن را در خودش بگیرد، بچه شیرها آمدند این نی، وجود من و توست که از همه چیز تهی باشیم، اگر تهی باشی میتوانی او را در بر بگیری《وَ قَبرُهُ فِی قُلُوبِ مَن والاهُ》خودت را خالی کن، از همه چیز تهی کن، میتوانی او را در بر بگیری.
چرا اینگونه نباشد که چهل سال بعد از واقعه کربلا و حادثه نینوا چرا اینگونه نباشد که هر وقت افطار کردند امام زین العابدین نانشان را به اشک چشم[ گریه کردن، و خودشان بر پدر روضه خواندن بر پدر گریه کردن] و آن نانشان را، قاتُقش را اشک چشم قرار دادند و در دهان گذاشتند، هر وقت با آب افطار کردند یک، دو، سه قطره اشک در جام آب چکاندند و تناول کردند، دیگر این امام بارگاه می خواهد؟
دیگر این امام صحن و سرا میخواهد؟
اجازه هستی به دست اوست، شاید خودشان نمیخواهند، ولی این موجب نمیشود که تو این وهابی های ملعون را لعن نکنی، لعن کن که لعن را خدا میسازد، خدا لعن ساز است، خدا عذاب اینها را زیاد کند، که ریشه شان دارد می افتد الحمدلله. در ذهن ها، در خیال ها، در فکرها، در اندیشه ها اینها از اسلام خارج شدند.
هیچ کسی قبولشان ندارد، آقا زین العابدین شتری داشتند [کم مباش از آن حیوانی که او را حمل کرده، تو هم زین العابدین حمل کردی سالهاست علی بن الحسین حمل کردی کم مباش] به پشت کشیده به طرف حج برده.
آقا زین العابدین به ساربانی فرمودند دیگر از این شتر کار نمی آید او را در بیابان ببر فقط بچرد.
کار از او نمی آید؟ همه کارها از اینها می آید، شتر است، باشد، در بیابان رهایش کردند، روز شهادت امام زین العابدین مثل امروز که شد ساربان دید این شتر بی تاب است، خودش را به در و دیوار می زند، به سنگ صحرا سر می کوبد، نتوانست جلوگیری کند، اینقدر باید شعور ولایتی به قدر یک حیوان [داری ثِقل ولایت را میکشی] در تو زنده باشد.
جلویش را رها کرد آمد در بیابان، آمد، آمد تا خودش را به مدینه رساند، کوچههای مدینه را یکایک طی کرد، کف از دهنش دارد میریزد، تا به قبرستان بقیع آمد، آن سنگی که روی قبر امام زین العابدین گذاشتند دوزانو آنجا نشست اینقدر سرش را به سنگ زد…
تو کمتر نیستی، عجیب است، عجیب است؛
ز هر خاکی که بوی عشق برخاست
یقین دان تربت لیلی همانجاست
💠روضه اربعین
اربعین نزدیک است، این برای اربعین است، آنهایی که میخواهند روضه بخوانند این را نقل کنند، وقتی که اسرا را به طرف کربلا آوردند قبر پیدا کردن ها دو جور بوده، آخر نه علامتی، نه نشانهای، اصلاً آدم آنجا گم می شود، وقتی اینها را در صحرا سرگردان آوردند، آن مامورینی که با آنها بودند گفتند خب خودتان پیدا کنید، میدانید بچههای امام حسین چه کار کردند؟
بی بی زینب سلام الله علیها شامه دارد، چرا(بله) میبوید، خب آنهای دیگر میدانید چه کار کردند؟
این دخترها دست بردند موهایشان را کندند، در آسمان رها کردند، همه موها آمد یک جا جمع شد.
آن خاک هم میبوید، حالا از این طرف نگاه کن، امام زین العابدین یک شتر که او را به دوش کشیده بعد از مرگ او را می کِشد، من و تو سالها در سینه محبتش را داشتیم، من و تو را رها میکند؟ میشود رها کننده باشد؟
روز شهادت امام زین العابدین است ها، قلب حضرت
شهربانو را خوشحال کنیم و توسل به ذیل عنایت بی بی داشته باشیم.
شنیدستم که مجنون دل افکار
که شد از مُردن لیلی خبردار
گریبان چاک زد رو در بیابان
پی لیلای خود میشد شتابان
به قبرستان گذر کرد آن یگانه
بدید آنجا یکی کودک ستاده
سراغ قبر لیلی را از او جُست
پس آن کودک برآشفت و بدو گفت
که ای مجنون تو را گر عشق بودی
ز من کی این تمنا مینمودی
ز هر خاکی که بوی عشق برخاست
یقین دان تربت لیلی همانجاست
《أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ》
یاعلی مدد