علی در آسمان ها روح پرواز
علی سرّ بدایت رمز آغاز

علی با بی نهایت هم مسیر است
مدار چرخ را اول مدیر است

فراز دل نشیمنگاه دارد
به بالای خرد، خرگاه دارد

منوّر نور از تاریکی اوست
همه ابعاد از باریکی اوست

شب او نور بخش عالمین است
منوّر از جمالش خافقین است

تعقّل همردیفِ وَهم پاکش
از اینرو جمله ادراک است خاکش

ندانستن در آنجا ره ندارد
کتاب دانشش یک نه ندارد

صراط المستقیم یک گام راهش
بود عرش برین چون پیشگاهش

شناور در نم اشکش بهار است
ز موج گریه اش دریا خمار است

فتوّت از علی مردی گرفته
جوانمردی از او هستی گرفته

علی آمد پدید از او تولی
برای خلق عالم هست مولا

علی را گر تو از دل می پرستی
بجز او تو رها کن جمله هستی

یداللهی مقام قدرت اوست
بنای عرش خاک حضرت اوست

چو احمد خیز گیرد در تفرّد
که یابد قابِ قوسین تجرّد

مقام لی مع اللهی بگیرد
دنیٰ راپی کند ادنیٰ نشیند

علی از خویش آید در تنزُّل
تدلّیٰ را قبول افتد تقبُّل

فرودش چون تعیُّن خواه آید
رسول اللّه با اللّه آید

کنون آمد دنوّاً و اقترابا
علی اعلا شده یا بوترابا

علی بالا و پستی را گرفته
همه اقلیم هستی را گرفته

کمند عشق او دل دانه ریزد
همای عقل از دامش گریزد

دل ما طاقت دوری ندارد
زبان هم وصف مهجوری ندارد

علی بنیانگر هر آشنایی
جدایی ساز ایام جدایی

عبادت میچکد از قول و فعلش
ستایش سر نهد بر پای ذیلش

خوراکش قرصه ی نان جوین است
خداوند زمان است و زمین است

به پا کرده نعال پاره پاره
که راه زهد پیماید سواره

ز حسن فعل او هرگز اثر نیست
سجودش از رکوعش با خبر نیست

دل طوفانیش دریای غم بود
غم عالم برایش نیز کم بود

ز دریا قطره آوردن هنر نیست
ولی مارا توان بیشتر نیست

علی دست تخلص را گرفته
که هرچه حرف ناگفته است گفته