روضه آقا امیرالمومنین علیه الصلاة و السلام

💠 شرح آیه ۵۵ سوره مبارکه طه_بخش ۵_(فایل بیستم رمضان ۱۳۷۱)

📢 سخنرانی کربلایی آیت الله سید احمد نجفی اعلی الله مقامه الشریف

💠روضه آقا امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام

امشب شب شام غریبان امیرالمومنین است، رفقا می‌خواهند عزاداری کنند به فیض برسانند، حالا در این نقطه برویم، وصیت فرمودند آقا امیرالمومنین یک جنازه(تابوت)ترتیب می دهید به بادیه می‌فرستید، یعنی جاهایی که اعراب بَدو سکونت دارند، یک جنازه ترتیب می دهید به مدینه می فرستید، یک جنازه به طرف دیار عجم می فرستید.
که آمد و این مزارشریف همان محلی است که جنازه آقا امیرالمومنین آمده است آمده است آمده است تا در این نقطه به زمین نشسته، اینجا آوردند.
حسن جان یک جنازه هم شما ترتیب می دهید بدن من را در آن تابوت می گذارید، دنبال جنازه را خودتان میگیرید، جلوی جنازه را کسی به دوش نگیرد، جلو جنازه حرکت می‌کند
هرجا جلوی جنازه به زمین نشست قبر من آنجاست.
《السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی ضَجِیعَیْکَ آدَمَ وَ نُوح》آدم صفوه الله، ابوالبشر فوت کرد، دفنش کردند، نوح نبی الله وصیت کرد من را جای قبر پدرم آدم دفن کنید، نوح را در دل آدم در آن خاک گذاشتند، و قبر مطهر امیرالمومنین همین جایی است که آدم و نوح قبلا دفن شدند.
《السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی ضَجِیعَیْکَ آدَمَ وَ نُوح》
اینقدر آدم زد که این نمره را از خدا گرفت، اینقدر زد، اینقدر زد، لذا مومنین، سابق این کار را می‌کردند، هرجا می‌مردند وصیت می‌کردند جنازه‌شان را امانت نگه دارند تا به وادی السلام ببرند. روایت است اگر کسی جنازه‌اش در وادی السلام دفن بشود عذاب قبر از او برداشته است و حتماً بهشتی است.
شیعیان و مومنین، سابق قبرستان‌ها یک جاهایی بود که مثل صندوق می‌ساختند منتها خشتی، گلی جنازه را آنجا می گذاشتند هر وقت وسیله پیدا می شد جنازه را می‌بردند یا استخوانهایش را یا خودِ جنازه را که اگر سالم می‌ماند، بعضی ها می‌ماند، به وادی السلام می‌بردند.
آدم و نوح این دوتا اینقدر زدند که اجازه گرفتند.
جنازه دارد حرکت می‌کند، سِرّ دارد، چرا؟ این مخفی بودن قبر مطهر امیرالمومنین و این وصیت اسراری، رموزی در آن هست، صدیقه طاهره سلام الله علیها وصیت کردند، امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام وصیت کردند، از اسرار است و از رموز است.
کسانی که جنازه آقا امیرالمومنین را تشییع می کنند آقا امام حسن علیه السلام هستند، آقا امام حسین علیه السلام هستند، آقا اباالفضل علیه السلام هستند، حضرت زینب و
ام کلثوم سلام الله علیهما هستند، بقیه اولاد حضرت هستند و در ادامه این تشییع بعضی از اصحاب هستند که کمیل بوده قطعاً، میثم بوده قطعاً، حُجر بوده قطعاً، رُشید بوده قطعاً، اصبغ بن نباته بوده قطعاً، اگر دیگران هم بودند نامشان خیلی کم به زبان آمده.
اینها به ظَهر کوفه که غَریِن باشد یا غَری باشد، خود جنازه دارد حرکت می‌کند از کوفه که خارج شدند خیلی تشییع کننده‌ها همه مضطرب بودند تا کوفه، وقتی که به فضای آزاد پشت کوفه رسیدند آرام شدند دیگر صدای گریه بی بی زینب نمی‌آید، صدای گریه خانم ام کلثوم نمی آید، آقا امام حسن و امام حسین اصلاً تمام این‌ها مثل اینکه واقعه ای رخ نداده اصلاً آرام هستند، نمی‌توانند گریه کنند، نمی‌توانند به سر و صورت بزنند، نمی توانند ضجه کنند، در آن دل شب تاریکی آمد، جنازه آمد و آمد به یک نقطه‌ای تابوت نشست، به زمین گذاشتند، قبری را مُلَحَد یافتند، تنظیم شده، آقا امام حسن وصی هستند دست بردند بدن را از تابوت خارج کنند دیدند در بیابان ناقه سواری با عجله پیدا شد ولی نقاب به صورت دارد، 《یا حسن بحِقِکَ عَلیه اِصبِر》 پسرم تو را به آن حقی که من بر تو دارم صبر کن، صدا صدای امیرالمومنین است، صدا مشخص است همه می‌شناسند، همه می دانند، به یک بُعد خاصی که رسیدند سلمان نبوده، کمیل،
میثم، رُشید، حُجر، اَصبغ بن نباته، این‌ها با فاصله ایستادند نتوانستند پاهایشان را جلو بیندازند، نتوانستند هرچه هم جدیت کردند نتوانستند کنار قبر حاضر بشوند، فاصله دارند، در تاریکی شب آنها ایستادند، امام حسن کنار قبر است، امام حسین کنار قبر است، حتی آقا اباالفضل العباس فاصله دارند، ام کلثوم فاصله دارند، دیگر کسی که در متن این کار قرار گرفته بی بی زینب سلام الله علیها است، کنار امام حسین علیه السلام است، فاصله جایز نیست، لذا مقام بی‌بی زینب اینجا معلوم می‌شود.
نقاب به صورت گرفتند و جنازه را دریافت کردند، دست‌ها وقتی رفت بالا نگاه کردند در مهتاب شب دستها دستهای باباست، همه ترکیب، ترکیب باباست.

عنوان منزه از نعوت است علی
بر ذات حق آیت ثبوت است علی
زآن ناقه سواری و حضور شب دفن
پیداست که هی لایموت است علی

جنازه را خودش به بغل گرفت، خودش دفن کرد، کمک کرد با آقازاده ها خاک ریخت.

دامنش را گرفتند، امام حسن و امام حسین و بی‌بی زینب تو را به آن حقی که ما بر تو داریم، زحمت کشیدی، نقاب از صورت برگیر، تو بابای ما هستی.
تا آقا امیرالمومنین گوشه نقاب را بالا زدند، چشمشان به جمال بابا افتاد.
این آرامش و سکوت و گریه نکردن و ضجه نکردن
مال آن فضایی بوده که از آنجا شروع شده.
یک سفارشی دیگر آقا امیرالمومنین دارند، حین وصیت آن سفارش بوده، الان هم که می‌خواهند بروند، خداحافظی کنند، امام حسن را بغل گرفتند، امام حسین را هم بغل گرفتند، بی بی زینب را هم بوسیدند، در گوش بی‌بی زینب باز حرفی گفتند، دخترم زینب آن وقتی که حسینم غریب و تنها به این وادی می آید حسین من را تنها نگذاری، جدیت کنی با حسین من تا آخرین مرحله باشی، لذا بی‌بی زینب هم به همین وصیت رفتار کردند.
بدن را کربلا گذاشتند ولی دنبال سر راه افتادند از کربلا به کوفه از کوفه به شام.

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد

h     56
w    761

56

761