یک سری هم به کربلا بزنیم؛

شرح آیه ۵ سوره مبارکه قصص_۱۳۶۹/۵/۲۴

یک سری هم به کربلا بزنیم؛

این نهایتِ فضیلت و منقبت،نهایت نجات که همه درها بسته است،نهایتش کربلاست،اسم کربلاست،راه کربلاست،خاکِ کربلاست،بوی کربلاست،ان شاءالله به زودی راهش باز می شود،کنارِ حرم مطهرش،صحن و بارگاهش می نشینیم،با هم به چهره هم نگاه می کنیم،فقط من یک سفارشی می کنم،دوستان،راه کربلا که باز شد این را داشته باشید،هر کس گرفت خوش به حالش،هر کس هم نگرفت ان شاءالله یک وقت دیگر نصیب پیدا می کند،کربلا که مشرف شُدید

یک مقداری توی زیارت به چهره زوار نگاه کنید،ببینید معنای زیارت چیست،اینهایی که دور حرم مطهرش،دورِ ضریح می گردند،اینهایی که توی صحن نشسته اند،این عربهای پابرهنه که جامه هایشان کثیف است،یک مقداری توی صورتهای اینها نگاه کنید ببینید که زیارت چه لذتی دارد،این سّرِ زیارت است،هر کس نصیبش شد،خوش به حالش.

فرمودند«من زار زائرنا کمن زارنا» ،هر کس نگاهش به صورت آن کسی بیفتد که زیارت ما آمده او ما را زیارت کرده است.

روضه ای را بخوانیم که حضرت بقیه الله می خوانند،کهنگی ندارد،زمان کهنه می شود،زمان از بین می رود،ولی این مصیبت کهنه نمی شود از بین نمی رود،[صبح و شام همین مصیبتِ تکراری را امام زمان علیه‌السلام می خوانند و نیرو می گیرند،قدرت می گیرند،ولیِ مطلق خودشان تامین می کنند]جد بزرگوار اگر نبودم روز عاشورا که تو را کمک کنملأَندُبَنَّکَ صَباحا و مَساءًصبح و شام برای غربت و بی کسی تو گریه می کنم.اگر اشک چشمش خشک شود به جای آن از دیدگان خون خواهم ریخت،فراموش نمی کنم هنگامی که اسبِ بی صاحبِ شما به طرف خیامِ حرم آمد سکینه سلام‌الله‌علیها جلو دوید سوال کردیا جَوادَ اَبی هَلْ سُقِیَ اَبی اَمْ قُتِلَ عَطْشاناًای اسبِ پدرم به من بگو وقتی بابایم به میدان می رفت لبش تشنه بود،آیا به او آب دادند یا نه؟

جواب را از حلقومِ خودِ امام حسین علیه‌السلام به سکینه سلام‌الله‌علیها تلقی کنیم و بگیریم که فرمود:شِیعَتِی مَا إِنْ شَرِبْتُمْ ماءَ عَذْبٍ فَاذْکُرُونِی .

 

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یا علی مدد