یک ذکر مصیبت کنم؛ روضه امیرالمومنین علیه‌السلام

زیارت-اربعین_جلسه-دوم _۱۳۷۰ 

یک ذکر مصیبت کنم؛ روضه امیرالمومنین علیه‌السلام

وقتی که به فرق مبارکش شمشیر زدند، آن هم یک بیان دارد که چطور بر فرق مبارکش شمشیر زدند؟

صحنه چیست؟

اصلا قضیه چیست؟

در عالم شهادت این ذوات مقدسه چیست؟ اصلا چه معنایی دارد؟

آن یک بحثی است که نکردیم و نه بعد هم ان شاءلله زبانمان بسته است، ان شاءلله تا آمدن حضرت بقیه الله حجت بن الحسن روحی و ارواح العالمین له الفداء.

ضربت در نماز نافله بوده است، آقا امیرالمومنین قبل از نماز صبح دو رکعت نافله خواندند، ضربت را در نافله زده.

اصلاً مسئله شهادت آقا امیرالمومنین چگونه است؟

وقتی در محراب افتادند، ضربت خوردند، خاک ها را برداشتند، یک نگاهی کردند فرمودند مِنها خَلقناکم. قرآن، وصف امیرالمومنین است؟

قرآن تنزیل است، پایین آمده اش است، او خودش اُم الکتاب است،مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ از این خاک شما را آفریدیم.

ظاهراً قرآن می‌خواند ولی باطناً دارد نسبت خودش را بیان می کندمِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ (سوره مبارکه طه/۵۵) ، وَ إیابُ الْخَلْقِ إلَیْنا برگشتن شما به ماست، وَمِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَهً أُخْرَىٰ، بابا زیارت جامعه کبیره مال همه مقدس های عالم است، این دیگر حرف و قلمبه سلمبه نیست وَ إیابُ الْخَلْقِ إلَیْکُمْ هستی به شما برمی‌گردد، وَ إیابُ الْخَلْقِ ،

خلق همه هستی است، وجود باید به علی برگردد،وَ إیابُ الْخَلْقِ إلَیْکُمْ ، وَ حِسابُهُم عَلَیْکُمْ ،

وَمِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَهً أُخْرَىٰ، ما از خاک بیرونتان می‌کشیم، خاک روی سرِ مبارکشان است این آیه را خواندند، آقا امام حسن و آقا امام حسین علیهماالسلام رسیدند، بعضی اصحاب آمدند یک گلیم مثل این برانکارد آوردند، ضربت شدید بوده، آقا امیرالمومنین علیه‌السلام را گذاشتند در این گلیم و به طرف منزل می‌بردند، نماز صبحشان را حضرت همان جوری خواندند، ادامه دادند، چشم ها روی هم است، دیگر بعد از نماز تنفس هم مشکل شده، ضربت عمیق است، نزدیک خانه که رسیدند چشم هایشان را باز کردند با دست زدند گوشه گلیم، چند مرتبه پاهایشان را زدند، ایستادند، حسن جان من را از گلیم پایین بیاور، آقا جان با این ضربت نمی‌توانید راه بروید، فرمودند نه حسن جان شما یک مقدار هم از من فاصله بگیرید بگذارید خودم بروم.

 

آقا جان پس اجازه بدید زیر بغلتان را بگیریم.

نه حسن جان می‌خواهم با پای خودم وارد بشوم.

چرا آقا جان، علتش چیست؟

فرمودند زینب من را به این حال نبیند، او طاقت ندارد.

دل زینب را مواظب باشید، تکان نخورد، اگر بابایش را به این حال ببیند معلوم نیست با دلش چه کار می شود.

دل ها بسوزد آن وقتی که در گودی قتلگاه، این خواهر آمد که با برادر وداع کند، برادر را نشناخت، به طوری شدت جراحات صحنه را عوض کرده که آن علاقه و تعلق خواهر به برادر هم نمی‌تواند این ارتباط را برقرار کند، شمشیر شکسته‌ها را کنار زده، نیزه شکسته‌ها را کنار زده، هر چه روی بدن برادر بود کنار زد آن وقت دهان مبارکش را روی رگ های بریده گذاشت جایی را بوسید که نه پیغمبر خدا بوسیده، نه علی مرتضی، نه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها بوسیده.

دیگر نتوانستند این خواهر را از برادر جدا کنند مگر با کعبِ نی و تازیانه.

 

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی مدد