مقام-حضرت-صدیقه-طاهره-سلام-الله-علیها-جلسه اول-(۱۳۶۹/۰۹/۲۲)
این روایت را بخوانیم؛
فرمودند شیعیان ما ،آنهایی که ما قبولشان کردیم،امضاء کردیم،صحیفه وجودشان را نوشتیم أَنتَ شَیعَتُنا، أَنتَ مُحِبُّنا، اینها سه علامت دارند؛
یک،قبل از اینکه از دنیا برود[معنا دارد هاا]
《لا یَخرُجونَ مِنَ الدُنیا حَتی یَشرَبونَ مِن الکُوثَر》، از این دنیا نمی روند مگر اینکه کوثر به کامشان ریخته بشود.
آن چیست؟؟
با محبت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها آشنایشان کنند.
《وَ یأکلونَ مِن طوبی وَ یَرونَ مقامَهم فى الجنه》جاهایشان را هم در بهشت می بینند.
به خودِ امام حسین اگر که آن چشم را به تو بدهند،و یری مقامه فی الجنه،با این حدیث با این روایت،روایت ها،روایت ها،روایت ها،
«مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبهِ الحُسین وَجَبَت لَهُ الجَنَّه »،کسی که گریه می کند،می گریاند،خودش را به گریه می زند همان آن در بهشت نشسته است.
معرفتش را بخواه.
به امام حسین معنایش این است که گریه نشستن در بهشت است،بالاتر هم دارد،حداقلش این است،یعنی آخرین و پایین ترین مقامش این است حین گریه بر امام حسین علیهالسلام در بهشت نشستی،چون جنت مقام امنِ عیش پنهان است،یک مقام عیشی است که پنهان است با مقاییس و محسوسات نمی شود آن را گرفت.
نشستی خبر نداری،گریه کن بر امام حسین،گریه کن بر امیرالمومنین،گریه کن بر صدیقه طاهره،تو به بهشت راه پیدا کردی.
آخر حدیث،روایت را نگاه کن، کسی که گریه کند و بگریاند نه بهشت بر او واجب می شود ،نه داخل بهشت می شود،داخل بهشت شده است.
اینقدر مُفت و مجانی به تو دادند که باورت نمی آید،اینقدر آسان به دستت رسیده که باورت نمی آید.
آن که بهشت را به قیامت می اندازد او در معرفت منکر جنت است،منکر جنت زشت است ها،منکر نار هم هست،اگر اینکه غضب داری و نمی دانی این جهنم سوزان است منکر جهنمی.
منکر یعنی چه؟
یعنی نیافته،جهنم را نیافته،جهنم غضب است،خشم است،کینه است،شهوت است،بغض است،عداوت است،این جهنم است،دریافتش کن.
منکرش کیست؟
بهشت چیست؟
حالا یک روایت بگوییم؛
امام صادق علیهالسلام به شاگردانشان فرمودند :
《إذا رأیتُم رَوضهً من ریاضِ الجنّهِ فارْتَعوا فیها》،هر وقت بهشتی از بهشت های خدا دیدید،آی شاگردهای من،آی آنهایی که سالها آمدید اینجا نشستید هنوز معنای بهشت را نیافتید،هر وقت بهشت را دیدید بروید آنجا بنشینید،گردش کنید،اُنس کنید،لذت ببرید.
گفتند یابن رسول الله بهشت که اینجا نیست،آن دنیاست.فرمودند نه این دنیاست.
عرض کردند خوب نشان بدهید برویم آنجا انس بگیریم،بمانیم.فرمودند هر مجلسی که ذکر فضائل ما بشود آنجا جنت است،《فارْتَعوا فیها》.
خوب خواجه شیراز تو از کجا به اینجا رسیدی ما نمی دانیم!!
من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم
آن که جنت و نار را یافته است او اهل تحقیق و اطلاع است،این اقرار به اصول و اعتقادات دارد،این ضروریات دین را یافته یا آن که می گوید می رویم می بینیم؟؟
کجا می بینیم؟
ابن فارض شعر خیلی خوبی دارد،گفتیم،خطاب می کند به چهارده نور پاک،این برجسته عالم معنا،ابن فارض؛
أنْتُم فُرُوضی ونَفلی [واجب و مستحب من شما چهارده نور هستید]
أنْتُم حَدیثی وشُغْلی [سخن من و کار من شما هستید]
یا قِبْلَتِی فی صلاتی [کعبه من در نماز شما هستید]
إذا وَقَفْتُ أُصلّی
جَمالُکُمْ نَصْبُ عَینی
والقلبُ طُورُ التّجَلّی
آنسْتُ مِنهُ (فی الحَیّ )ناراً
[ولی دل من را آتش زدید،به فکر دل من باشید]
یانَعیمی و جَنتی [ای دنیا و آخرت من،ای بهشت موعود من،ای نعمت های سرشار من،تو خودت هستی]
هر کس به این مقام معرفت می خواهد راه پیدا کند《فَلیَاخُذ جَلبابَ مِن الجُنون》.
خوب حالا بیاییم سراغ آیه قرآن.
این حرفهایی که شما گفتی بغلش یک آیه قرآن هم بگذار که دلمان مطمئن بشود.
اولا عزیزمن حدیث عشق در دل و جان قرآن خوابیده،تا به آن منطقه راه پیدا کنی،می فهمی.ولی ما ان شاءالله تو را می بریم به مدد امیرالمومنین علیهالسلام و صاحب قرآن ،که در خانه ات تابلو کردی همه جا هم به چشمت می بینی…
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》