فطرس مَلَک

شرح آیه مبارکه«وَوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا » جلسه اول در سال ۷۰- ۱۳۷۰/ ۱۱/ ۱۸

فطرس مَلَک


فطرس مَلَک را به جزیره‌ای انداخت که حتی عبور پرندگان و حیوانات از آن جزیره نبود، جزیره یک نقطه خشکی است که دورش آب است، آب تنزیل ولایت است، آن کسی که می‌خواهد به عشق امام حسین زنده باشد و بعداً جان بگیرد، او را در تنهایی می‌برند، ولی آب احاطش دارد هیچ کسی نمی‌داند، در یک نقطه‌ای قرار می‌گیرد که غربت است، و غربت است و غربت و بی کسی ولی از پشت بدون اینکه خودش ببیند آب تمام وجودش را احاطه کرده.
فُطرُس اینها را هنوز نمی‌داند که در جزیره است، آب احاطه اش کرده.
روایت این را دارد که خداوند تبارک و تعالی فطرس را به مژه‌های چشمش آویزان کرد.
یعنی چه به مژه چشم آویزان کرد؟
اگر که مژه باز باشد آدم می‌تواند به هم بزند، وقتی که مژه باز باشد به هم نزند بعد از مدتی دید ناقص می شود جلو را تار می بیند، این را امتحان کنید، اگر اینکه مژه به هم نخورد انسان نمی‌تواند دید کامل داشته باشد.
[
به آقا غلامحسین گفتم به مناسبت ولادت حضرت اباالفضل علیه‌الصلاه‌والسلام امشب شعر خواجه را بخوان که حتماً در کتابشان نبود، ما باز هم استفاده کردیم اصلاً قبلاً گفتم ایشان بخواند که حال ما جا بیاید.
این غزل خواجه که راجع به حضرت اباالفضل است؛
(
عجب این روایات لطایفی دارد که ما در آن کار نکردیم)

به مژگان سیاه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم]

فطرس را به مژه آویزان کردند که چشم به هم نزند، چشم که به هم نزند دید کامل ندارد، یعنی آی پرسوخته، دل سوخته، وامانده، آی آن کسی که مُهر باطله به تو خورده، آی آن کسی که از همه جا رانده شدی، مژه بر هم مزن که چیزی را ببینی جز جمال مطلق حسین علیه‌السلام، که تا بعداً پر و بالت بالا بیاید.
فطرس را به مژه آویزان کردند، همین اندازه نگاه به دور و بر خدا به او اجازه نداد، تا حسین به او عنایت کند، به هیچ چیز جز امام حسین علیه‌السلام امیدوار نباش.
معنای آویزان کردن به مژه این‌ است.

از پاهای او و پایین وجودش دود بلند شده بود[ شرح حال فطرس را داریم می گوییم، روایت می‌گوییم ]
یک بوی متعفن،[ حالا اینها را دقت کن، جایی که بوی متعفن باشد، دود باشد، شهر تهران هم اینجوری است، آن هایی که سینه‌شان ناراحت است، آن هایی که آسم دارند، آن‌هایی که ناراحتی دارند، این ها می گویند اینجا شهرش دود دارد، گازوئیل دارد، مسموم است، هان؟ رادیو هم اعلام می‌کند که روزهایی که اینجوری است بیرون نیایید، بله؟ اینجوری است دیگر] از زیر پای فطرس بوی بد بلند شده بود و دود که آنجا احدی پر نزند، دل شکسته هیچ کس دنبالش نمی آید.
[از امام حسن علیه‌السلام بگوییم مناسبت دارد، نه باشد ان شالله نیمه ماه رمضان می گوییم، مال امام حسن بعد آنجا بگوییم، فقط اشاره می‌کنیم]، بابایی دخترش را که بدنش متعفن شده بود در نزدیکی مدائن زندگی می‌کرد توی بوستانی آنجا دخترش را برد توی باغستان آنجا رها کرد، بابا از فاصله زیاد، چون تعفن داشت، بدن بو داشت، از فاصله زیاد می آمد زنبیل غذا را هر روز آویزان می‌کرد به درخت و می‌رفت، دختری که بدنش چرک گرفته بود و متعفن شده بود این سینه خیز، سینه خیز می آمد این غذا را بر می داشت. یک جایی می رسد که بابا هم رهایت می‌کند، مادر هم رهایت می‌کند، آی گناهکار که دود از وجودت بیرون می آید و دور و برت را تعفن گرفته، که همه رهایت می‌کنند، منتظر باش که سُرادقات جلالش می رسد، منتظر باش که شفاعت حسینی می رسد، منتظر باش نوید به تو می دهیم که الان دست امام حسین روی سرت می آید، منتظر باش، فقط مواظب باش، چشم هایت باز باشد که جلوی چشمت تیره بشود.
مژه بر هم نزن، این معنای انتظار است، اگر مژه به هم زدی، انتظار به هم ریخته.
فُطرُس مَلَک را به مژه آویزان کردند که انتظار در او تحقق پیدا کند، شب نیمه ماه رمضان بود دید این بچه عرب ها دارند [هستند آقایان، آقا فاضل هم هست] دَمامِه می گویند به آن که الان هم رسم است، زیاد دیدیم، شیپور می‌زنند و دُهُل، عرب این را دَمامِه می گویند، کسی که می زند به او اَبو دمامه می گویند.
که در این ده، مثل هر سال ماه رمضان ولادت امام حسن علیه‌السلام ابو دمامه‌ها دارند می‌زنند، و می خوانند لُولَا الحَسن ماجِینه، ماجِینه.
در دلش گفت آی پسر زهرا اگر تو در عالم کاره‌ای هستی، اگر می‌توانی اینکه نجات بدهی من ماده مُستعد هستم، ببین بابا و مادرم رهایم کردند، ناگهان دید خانمی تشریف آوردند کنارش نشستند.
عرض کرد خانم پدر و مادر از بوی تعفن من را رها کردند، شما که هستید که آمدید اینجا پهلوی من نشستید؟
فرمودند حسنم به تو نظر دارد، من از طرف حسنم آمدم از تو بازدید کنم، دیدن کنم.
هر دو حَرب هستند، یکی حسن است و یکی حسین است، هر دو عشق آفرینند، ولی امام حسین علیه‌السلام عشق را در یک نقطه ظریف ظریف ظریف می‌برد، آنجایی که برادرشان امام حسن علیه‌السلام هم یک مقداری دستانشان را به هم می‌مالند و تأمل می‌کنند، آن وقت امام حسین می گوید داداش عقب بایست خودم می آیم.
روز دیگر مادر آمد و پدر آمد، دید که تمام فضا معطر شده، بوی عطر می آید، سابق بوی تعفن می آمد نمی گذاشت این جلو بیاید، دختر صدا زد پدر اگر شما ترکم کردید من غمخوار دارم، ما در عالم حسینداریم، ما در عالم حسن داریم، ما در عالم علیداریم، ما در عالم فاطمه داریم، ما امام زمان داریم.
جبرئیل بر آن جزیره عبور کرد، جبرئیل پدر ملائکه است، بابا ما با تو رفیق بودیم، همراه بودیم، همگام بودیم، مدتی با هم هم مسیر بودیم، حرف من را بشنو. جبرئیل با هزار مَلک، باز تنزل اسم است، خداوند تبارک و تعالی هزار و یک اسم دارد که خدا را به این هزار اسم
در جوشن کبیر هم هزار و یک اسم است، جبرئیل با هزار ملک، خودش و هزار تا، هزار و یک می شود، هزار و یک اسم حق است که متنزل می شود، همه می آید در وجود امام حسین علیه‌السلام قرار می گیرد، ثارالله می شود، حجت اللهمی شود،
همه این ها تنزل پیدا کرده.
کجا می روید؟
اسماء همه امروز متنزل است، عالم خبری است، جبرئیل وصف کرد، صحبت کرد که خدا به پیغمبر آخرالزمان، به دخترش فرزندی مرحمت کرده که ما از طرف حق برای تهنیت می رویم.
عرض کرد نمی شود ما را روی بال خودت سوار کنی، [اینجا حرف را ببین، این را گوش بده]، هنوز نیامده درِ خانه امام حسین علیه‌السلام، هنوز پرو بال به قنداقه امام حسین علیه‌السلام نکشیده، حرفش را جبرئیل زده، هوا و عشقش در وجود فطرس افتاده، جایش کجاست؟
جایش روی بالِ مَلَک است،[ دیشب که می‌گفتی صبح می روم خانه آقای جلوه، دیشب روی بال مَلک نشسته بودی، شب که می‌خواهی صبح بیایی اینجا، به جای تشک روی بال جبرئیل خوابیده بودی]،

فطرس هنوز خودش را به قنداقه امام حسین نکشیده، اراده کرد که هم مسیر بشود، این بال و پر سوخته، این مُهر باطل خورده، این از چشم همه افتاده، حتی از چشم خدا هم افتاده، آن وقت جبرئیل گفت جای تو دیگر روی زمین نیست، باید بیایی روی بال من قرار بگیری، تو اراده کوی حسین کردی، تو تصمیم گرفتی به طرف حسین بروی.
حالا حدیث ها را فهمیدی؟
آن که برای امام حسین گریه می‌کندوَجَبَت لَهُ الجَنَّه است، همان وقت در بهشت است، معنای
وَجَبَت لَهُ الجَنَّه را می گوییم ها، همان وقت در بهشت است، اما خدایا معرفتش را به ما بده.

چنان ز زلف تو آشفته ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هرچه در دو عالم هست

فطرس را آوردند [لا اله الا الله ]جبرئیل جلو است، ملائکه همه پشت سرش هستند، آی درمانده، آی بال و پر سوخته، آی آن کسی که همه بلاها را اجتماع سرت آورده، غصه نخور، اول فُطرُس را آوردند کنار امام حسین علیه‌السلام، تو اَوَّلیَت داری، روز قیامت اول حسینی ها وارد بهشت می شوند، اولِ اول، حتی قبل از انبیاء، اول حسینی ها هستند. همچین که خودش را به قنداقه امام حسین کشید پروبالش دو مرتبه در آمد.
همین جور است بابا هر گناهکاری، در هر حدی تا می آید در مجلس امام حسین علیه‌السلام می‌نشیند، می‌بیند بال و پر درآورد.
اینجا یک سخنی هست، ولی اینجا را با فطرس دیگر همگام نباشید، همچین که بال و پر درآورد چنان پرواز کرد جبرئیل را هم پشت سر گذاشت، دیگر رفیق نیمه راه نباش، صدایش بلند شد، مَن مِثلی، مَن مِثلی، مَن مِثلی، انا طَلیقُ الحُسین.(من از بند رها شده، آزاد شده حسین هستم)
جبرئیل ماند که این چه کار کرد، رفت در عالم دور زد بعد برگشت، دو مرتبه آمد، گفت نه ما بی‌وفا نیستیم تو ما را آوردی، تو خضر راه ما بودی.
به فطرس مَلَک سه منصب دادند، این سه منصب را هر کس با امام حسین آشتی کرده، این سه منصب را دارد، یک هر که از دور امام حسین علیه‌السلام را زیارت کند، [روایت از دور ندارد با روایات دیگری که ما تطبیق کردیم کلمه از دور را اضافه می‌کنیم] روایت این است؛ هر کسی امام حسین علیه‌السلام را زیارت کند مامور ابلاغ زیارت، فطرس است، هر کس بر امام‌حسین علیه‌السلام سلام کند مامور ابلاغ سلام فطرس است، هر کس بر امام حسین علیه‌السلام صلوات بفرستد، مامور ابلاغ صلوات فطرس مَلک است.
آی بال و پرشکسته که با امام حسین توبه کردی، آی درمانده‌ای که امام حسین علیه‌السلام دستت را گرفته، خودت منصب و مقامت را نمی‌دانی.

فرشته عشق ندانست که چیست قصه مخوان
بیار باده و بر خاک پای آدم ریز

وقتی که آمدند و قنداقه اباعبدالله را روی‌ دست رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم  دادند گریه شروع شد، شما خودتان دیگر این آیین را می دانید، حتی بچه‌ها هم می‌دانند، اگر زائو در خانه داشته باشید، روز اول دوم سوم تا هفتم بلکه اگر یک وقتی یک خبر ناگواری در آن خانه می آید، تمام اهل آن خانه جدیت می‌کنند که به گوش زائو نرسد، خیلی می گویند برای حالش بد است، همین طور هم هست.
رسول الله وقتی به اَسما قصه امام حسین را گفتند که تَقتُلُهُ اَلفِئَهُ الباغِیَه.
یا رسول الله چرا گریه می‌کنید ؟
حسین داری دیگر گریه ات برای چیست؟
فرمودند اسما می‌بینم او را بین دو نهر آب لب تشنه شهید می کنند، ولی مواظب باش به مادرش فاطمه چیزی نگویی، مادرش فاطمه نفهمد، ناگهان صدای گریه زهرا سلام‌الله‌علیها بلند شد، پدر جان این مولود در بطن مطهر من که بود خبر شهادت خودش را به من داد، از اول بارداری تا ولادتش من برایش مشغول گریه و عزاداری بودم.
حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ کُرۡها وَوَضَعَتۡهُ کُرۡهاۖ وَحَمۡلُهُۥ وَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهۡرًاۚ(سوره مبارکه احقاف/۱۵)

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یاعلی مدد