1370/07/19–جلسه اول《وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰکَ إِلَّا رَحۡمَهࣰ لِّلۡعَٰلَمِینَ》شرح آیه مبارکه
علائم ظهور
《بسم الله الرحمن الرحیم》
《 عَنْ صادق علیهالصلاهوالسلام عَنْهُ قَالَ: مَنْ عَرَفَ هَذَا اَلْأَمْرَ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ یَقُومَ اَلْقَائِمُ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ قُتِلَ مَعَهُ 》
در باب علائم ظهور و مطالبی که نسبت به غیبت نقل شده است،به معرفت خیلی توجه داده شده است، تا آن حدی که فرمودند اگر کسی به معرفت این امر نائل شد و مُرد، مرگ دامنش را گرفت، او مثلِ کسی است که با خودِ حضرت و در رکابِ حضرت شهید شده است،
اگر به معرفت این امر نائل بشود.
معرفت را در ابواب مختلف عرض کردیم، شاید امشب هم روایتی بر این معنا باشد که ما توفیق بیانش را داشته باشیم.
《 عَن أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّادِقَ علیهالسلام قال: لَیْسَ بَیْنَ قِیَامِ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَیْنَ قَتْلِ اَلنَّفْسِ اَلزَّکِیَّهِ إِلاَّ خَمْسَ عَشْرَهَ لَیْلَهً》
یکی از علائم ظهور، قتلِ نفسِ زکیه است، فاصله بین ظهور آن حضرت و قتل و کشته شدنِ نفسِ زکیه،پانزده شب بیشتر نیست.
زمان برای ظهور که یکی از علائم قبل از ظهور را تعیین کرده اند، نفسِ زکیه است.
یک مقداری اینجا می شود که سخن گفت و معنا کرد.
اگر کسی نفس کُشی کرده باشد، در مرحله اول، نفسِ اَماره است که این نفس را باید بکشد، نفس اماره آن نفسی نیست که میل به شهوات طبعی و غریزی دارد.
بعضی ها خیال می کنند نفسِ اماره آن نفسی است که دلش می خواهد شهوت رانی کند، آن یک باب دیگری دارد و شهوت رانی که در شرع مقدس و بیان اهل بیت علیهم السلام مذموم است یک عقاب دیگری را برای آن فرمودند، باب نفس اماره،《إنَّ النَفسَ لَأمّارهٌ بِالسّوءِإِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّیٓۚ》(سوره مبارکه یوسف/۵۳)، نفس اماره آن نفسی است که دلش می خواهد همه اش به مردم امر کند، سلطه جویی،شهوت هم که می گویند، نفس اماره شهوت به ریاست است، به اِمارت
است، این نفس اماره است.
هر وقت اگر میلت بود که پدر به پسرت امارت کنی، دارای نفس اماره هستی.
ای حکمفرما اگر دلت می خواهد به کارگرت سلطه داشته باشی، حکومت داشته باشی، به او امر و نهی کنی صاحب نفس اماره هستی، این نفس اماره است.
حتی دیگر می رسد به پدری که نسبت به فرزندش می خواهد مطلبی را به زور به جبر( ما پدر هستیم چرا پسر حرفمان را گوش نمی دهد این صاحب نفس اماره است) .
《إنَّ النَفسَ لَأمّارهٌ بِالسّوءِ》نفس اماره بعدش خیر نیست، همیشه به بدی، اگر هم می گوید چرا نماز صبحت را نخواندی، این یک بدی و زشتی در درونش هست، نفس اماره دارد به او می گوید.
این نفس مطمئنه نیست، نفس مطمئنه ساکت است، آرام است.
اگر هم دیدی یک کسی در این مقام و مرتبت امر به معروف و نهی از منکر می کند او را نفس اماره وادار کرده است به جنبش و کوشش.
پناه به خدا ببرد، این نفس را باید کُشت،《إنَّ النَفسَ لَأمّارهٌ بِالسّوءِ》 نفس اماره کارش پیگیری بدی است.
《إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّیٓۚ》،《رب》اینجا ظهور تربیتی است، مگر کسی نفسش تحت تصرف یک مربی باشد.
اگر ما بگوییم مرشد و پیر می گویند درویشی سخن گفته، درویشی نمی گوییم،قرآنی صحبت می کنیم.
《إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّیٓۚ》مگر کسی نفسش را در اختیار یک بزرگ قرار بدهد، متابعت کن، نه امارت.
《إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّیٓۚ》مگر آن کسی که به رحمت حق برایش ربی، مربی ای، تربیت کننده ای، از ناحیه پروردگار تعیین شده باشد، آنوقت نفس اماره خضوع می کند.
کشته شدن نفس اماره به وسیله《رب》است، مربی است.
کلاس اول《مَنْ عَرَفَ نَفْسَه》معرفت نفس اماره است.
《مَنْ عَرَفَ نَفْسَه》نفس اماره ات را اول باید بشناسی،بُعد مطلب را حجمِ مطلب را تا آن جایی آدم می برد که خیلی امر به معروف ها، و نهی از منکرها، منشاء آن نفس اماره است.
چون خودش راضی نمی شود که بر یک بزرگی خضوع کند این سر از گریبان امارت در آورده، خودش امر و نهی می کند.
تو تابع باش.
《مَنْ عَرَفَ نَفْسَه》کلاس اولش معرفه النفس است
نسبت به نفس اماره، این را باید کُشت.
چه کسی آن را می کُشد؟
《إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّیٓ》 ،اینجاست که می گویند با پنبه سر می برند. نفس اماره را با پنبه سر می برند،《رب》ظهورش در مربی است.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد