شرح دعای شریفه افتتاح-جلسه هفدهم- ۱۳۷۰
ظاهرا روضه وداع خوانده شده هااا،چه خواندید؟
ذوالجناح خواندید؟خوب، ذوالجناح با وداع یکی است.]ما یک بحثی راجع به ذوالجناح داریم که آن را گذاشتیم ان شاءالله هر سالی یک مرتبه ایام عاشورا، که اصلا ذوالجناح کیه و چیه و اوجش تا کجاست.خوب آن سرجای خودش،علی کل حال این حیوان،موقعیتش اینجور است که وقتی جبرئیل به کمک امام حسین (علیهالسلام)آمد و خواست نصرت بدهد،موقعیتش اینجور است که وقتی جبرئیل به کمک امام حسین آمد ،و خواست نصرت بدهد سید الشهداء (علیهالسلام) را ، حضرت دست رد به سینه جبرئیل زدند و به جبرئیل فرمودند اینکه به تو نیازی نیست، ملائکه آمدند اسرافیل آمده،مَلَک موکل باد آمده، مَلَک موکل آتش آمده،ملک موکل آب آمده، همه آمدند، این بی نیازی مطلق است، این قدرت است،مظلوم این است، جبرئیل تنزل عقل تام است.این حیثیت را کنار گذاشت،از وادی محبت آمد جلو،عرض کرد حسین جان، من گهواره جنبانی تو را کردم، از مادرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها)اجازه گرفتم ، گهواره شما را تکان دادم،حالا که تو در بی نیازی مطلق داری سیر می کنی و به آن نقطه بی نهایت در حرکت هستی،پس اجازه بده منه جبرئیل که واسطه وحی هستم بین خدا و انبیاء ، اجازه بده که من لجام اسبت ذوالجناح را بگیرم،یک مقدار توی میدان….هااا این جبرئیل است، توی تنزل عشق ،جبرئیل آن است که لِجام اسب را امام حسین داده …
جبرئیل، مورد سوال نیست از بچه های امام حسین(علیهالسلام)،از او نپرسیدند،ذوالجناح به جایی قدم گذاشته(آخر اینها،خوب دقت کن، سکینه سلا م الله علیها یک خانمی است که وقتی آمدند به خواستگاری خانم، پیش امام حسین آمدند خواستگاری کنند، حضرت فرمودند《أِنَّ بِنتی سَکینه لا تَستَهِلُ الزواج》این دخترم سکینه نمی تواند ازدواج کند، نمی تواند شوهرداری کند،عرض کردند یابن رسول الله : عاقله است، بالغه است،رشیده است، به تمام کمالات راه یافته است،چطور نمی تواند ؟؟؟
حضرت فرمودند《 لِأَنَّها تَستَغرِقُ فی ذاتِ الله》،او پایین نیامده در عالم طبیعت،او غرق ِ در تجلیات خداست همیشه.
سکینه سلاماللهعلیها که پدر اینگونه وصفش کرده، این می آید با یک حیوان سوال و جواب کند هااا؟ 《یا جَوادَ اَبی هَلْ سُقِیَ اَبی اَمْ قُتِلَ اَبی عَطْشاناً》؟؟؟
اسب می بیند؟؟ یک موجودی می بیند که حسین می کشد،حسین پرواز می دهد،حسین به قتله گاه می برد، حسین به مِعهَدِ عشق می برد، فقط کار سکینه سلاماللهعلیهاست که حیوان شناس باشد، خاک به دهنم، نه حیوان این حیوان آفرین است، این مایه حیات می دهد به همه.
《یا جَوادَ اَبی هَلْ سُقِیَ اَبی اَمْ قُتِلَ اَبی عَطْشاناً》جواب را در عالم جذبه کامل از حلقوم بریده شنید؛
《شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی(شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
(ویاهنگامی که ازغریبی یا شهیدی خبری شنیدید، برمن ندبه کنید) 》
«لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم»
یا علی مدد