روضه مولا امیرالمومنین علیهالسلام و اصبغ بن نُباته؛
( جلسه هشتم/۱۳۵۵)
اصبغ بن نباته یک مسیر خوشی داشته، خیلی وضع عجیبی در زندگی طی کرده، در شرح حالش نوشتند که این بارقه محبت امیرالمومنین علیهالسلام زد میان دلش و وجودش را روشن کرد، اما یک جرقه محبت و عشق عجیبی بود که این دیگر از دنیا چشم پوشی، از ریاست چشم پوشی، از تمام این خیالاتی که همه من و تو دنبالش هستیم چشم پوشی کرد، می آمد در خانه امیرالمومنین در کوفه میایستاد، گرما و سرما و آفتاب هم سرش نمی شد، صورتش را به دیوار خانه امیرالمومنین علیهالسلام می گذاشت، همین طور تا مولا بیرون می آمدند مثل سایه دنبال حضرت راه میافتاد، هرجا میرفتند، و گاهی هم که حضرت میخواستند سوار بشوند برای حضرت رکاب میگرفت کارش این بود، یک روز آقا خواستند سوار بشوند( و میدوید پیاده ها دنبال امیرالمومنین) یک روز که میخواستند سوار بشوند اصبغ رکاب گرفت، حضرت یک پا را در رکاب گذاشتند، یک پای دیگر را برنگردانده بودند به صورت اصبغ نگاهی کردند و خندیدند، اصبغ عرض کرد اینکه آقاجان قربانتان بروم چیست که به صورتم میخندید؟جهتش چیست؟
[حرف را گوش بده چیست]، فرمود اَصبغ جان همین طور که تو برای من رکاب گرفتی من برای رسول الله رکاب گرفتم که سوار بشود، رسول الله پایش را گذاشت روی رکاب، به صورت من خندید و من خواستم به صورت تو بخندم.
یعنی چه؟ اگه گفتی یعنی چه؟
یعنی اَصبَغ تو را در یک انضمام وجودی آوردم که جای خودم میگذارم.
میفهمی یعنی چه؟
درِ خانه امیرالمومنین علیهالسلام دیدند توی گرما ایستاده دارد نماز میخواند، توی قنوتش این دعا را میکند، میایستاد درِ خانه امیرالمومنین مشغول عبادت می شد، همان جا تا آقا بیرون بیایند، دیدند در قنوتش فقط همین را می گفت خدا من از 《علی》جدا نکن.
آمد در منطق محبت، آن روزی هم که مردم درِ خانه مولا ازدحام کردند همه آمده بودند، مردم کوفه جمع شده بودند ببینن اینکه حال آقا چطور شده، به کجا انجام پیدا کرده، همه آمده بودند، فرمود حسن جان برو به این مردمی که درِ خانه ازدحام کردند بروند اینجا نمانند، آقا امام حسن علیهالسلام فرمودند پدرم سلام رسانده و سفارش کرده که پشت درِ خانه نایستید ، ازدحام نکنید همگی بروید.
امر امام است، آن هم ناقل که آقا امام حسن علیهالسلام است، شوخی که نیست، بعضی ها رفتند، بعضی ها هم که نیومده بودند، بعضی ها هم که مقدس و مُتدَین و امر امام است، اطاعت و امتثالش واجب است، رفتند که متَمَرد نشوند، ارتداد نیاورد.
آقا امام حسن برگشتن مولا فرمودند حسن جان پیغام من را رساندی بله آقا رساندم، رفتند…
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد
56
761