روضه علی اصغر علیهالسلام
هر کس می خواهد نقل کند، نه تا حالا این مساله گفته شده و نه بعد کسی، تا الان توی مقتل این روضه امروز را هر کس میخواهد از من نقل کند،دیگر نقل بکند،تا حالا گفته نشده .
روز علی اکبر است روضه علی اصغر می خوانیم
و بعد می رویم.
همه نوشته اند که تیری که به گلوی علی اصغر اصابت کرد تیرِ سه شعبه بوده ،همه نوشتند،مقاتل این را دارد《 فَذُبِحَ الطِّفلُ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ》،یک چیزِ ابتدایی است،اینهایی که ادبیات خواندند درس های ابتدایی است،معنای مِن و اِلی را می دانند که چیست،که یک ابتدا و انتها را می رساند ،از یک نقطه شروع می شود به نقطه دیگر ختم می شود ،تیر اینگونه بوده که از یک جا آمده و به جای دیگر رفته، از یک بنا گوش آمده و از بنا گوش دیگر در آمده ،عبارات مقاتل را می گویم که ترکیب کار معلوم بشود،توی شهادت علی اصغر یک حادثه ای برای امام حسین علیهالسلام پیش آمده که فقط و فقط خودش می داند که این حادثه چه بوده،فقط ذات مقدس حسینی میداند که چه کار کرده است،ببینید تیرِ سه شعبه [من باید اینها را بگویم] به این ترکیب است،یک تیر این وسط که بلند تر است و دو تیر هم هست این طرف و آن طرف که سر تیرها به طرف راست و چپ منحنی است،این دو تیر صاف نیست ،خوب به من نگاه کنید ،باید این معلوم بشود ،این دوتا وسط باز است ،فاصله دارد،یک تیر فاصله می دهد به تیرِ وسط و این تیر فاصله می دهد به این تیر،یک کم دقت کنید ،یک مصیبت میخوانم که تا آخر عمر گریه کنید،یعنی هر وقت یادت بیاید گریه کنی،ببینید تیری که به حلقوم علی اصغر رسید یک حالتی را ایجاد کرد که اجازه نداد آقازاده دست و پا بزند،یعنی رسیدن همان و شهادت همان.هنوز حرف هست،دقت کن، یک عنایتی کنید،هنوز ما روضه علی اکبر می خواهیم بخوانیم دقت کنید،تیر سه شعبه تنها گلو را پاره نکرده،دقت کن ،قبل از اینکه گلو پاره بشود حالت خفگی به علی اصغر دست می دهد،مصیبت را می خواهی نقل کنی دیگر اینجوری نقل کن،بریدگی بعد است ،اول خفگی دست داده،به این ترکیب بوده،حالا گوش بده؛
آقا علی اصغر را بغل گرفتند،آمدند دمِ خیمه ها،به حضرت زینب گفتند طفل رَضیع من را بیاور،قنداقه را محکم کردند،دستشان گرفتند،به این کیفیت بود،علی اصغر روی دست امام حسین بود،به طرفِ چپِ امام حسین ،روی دستِ چپ،که طرف قلب است روی قلب گرفتند،صورت علی اصغر به طرف بابا بود،امام حسین علیهالسلام صورت را برمی گرداندند صورت به طرف لشکر نبوده،بنا گوش به طرف لشکر بود،نشان دادند ،بنا گوش به طرف مردم است می بینند ،یک بنا گوش طرف شانه است،گوش علی اصغر روی شانه امام حسین علیهالسلام قرار گرفته است،خوب دقت کن،اگر جگرت تا آخر عمر آتش نگرفت،که این تیر چه کار کرده،گوش بده،فاصله بین این دوتا تیر سه شعبه با گردن علی اصغر ،گردن بیشتر بوده،فاصله کمتر بوده،یعنی هراندازه اى را فرض کنی،تیر که به شدت آمده رفته این گلو را فشار داده اول این دوتا خفه کرده بعد تیر از این طرف بنا گوش رفته از این طرف در آمده.
《 فَذُبِحَ الطِّفلُ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ》،گلوی علی اصغر بین این دوتا قرار گرفت،امام حسین تا نگاه کردند تیر را اینگونه دیدند ،دلشان نیامد تیر را بکِشند ،یک دست را گذاشتند زیر سر و یک دست قنداقه را گرفت،علی اصغر را تکان دادند تیر نیفتاد ،همه را آوردند به خیام دار الحرب ،علی اصغر را خجالت کشیدند ، اگر مادرش ،عمه ببیند این تیر به گلوی علی اصغر است طاقت ندارند، رفت پشت خیمه ها با غلاف شمشیر زمین را گود کردند ،علی اصغر را گذاشت توی زمین،لذا امام زین العابدین علیهالسلام فرمودند [یا بقیه الله]حرمله یک داغی به جگر من گذاشت که هیچ گاه آن داغ از دل ما بیرون نمی رود،از تیری که به قلب امام حسین خورده بالاتر بوده ،سید الشهداء،علی اصغر را با تیر سه شعبه توی خاک گذاشت هر چه مادرش سوال کرد امام حسین جواب نداد ،هر چه سوال کرد به زینب جواب نداد ،این حالت توی امام حسین چنان عمیق بود که وقتی سر کشته علی اکبر آمد داغ علی اصغر اجازه نداد قدرت امام حسین ،علی را بلند کند.مصیبتی که از علی اصغر ،امام حسین علیهالسلام کشید چنان عمیق بود که سر کشته علی اکبر توان امام حسین را برده بود .
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مددی