روضه صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها

شرح آیه مبارکه تطهیر_جلسه یازدهم_۱۳۶۹/۰۹/۳۰

روضه؛ صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها

یاعلی،امروز روز شهادت است برویم ببینیم خانه امیرالمومنین علیه‌السلام چه خبر است.

یافاطمهُ الزهرا.

صدمه ای که صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها خوردند،سه جایش را که تاریخ نشان می دهد؛

اول است یا دوم است نمی دانیم،قبل است یا بعد است نمی دانیم،در کوچه ای بوده که نامه ردِ فدک دستِ بی بی بوده به طرف خانه برمی گشتند.

در آنجا از قولِ خودِ این جانیِ ظالم بگوییم،او نامه به شام نوشته بود آنجا دارد خودنمایی می کند،می گوید معاویه جایت خالی،چنان سیلی به صورتش زدم حَتی سَقِطَت قِرطات،که گوشواره های او به زمین افتاد.

یاعلی.

مکان دوم بین درِ و دیوار است.

مکان سوم وقتی است که فاطمه کمربند علیرا گرفته و در کوچه دارندعلیرا به مسجد می برند،آنجا با غلافِ شمشیر به بازوی فاطمه زدن است.

سه مرتبه شد،تو خیال کردی یک حادثه بوده،شما همه شنیدید که موقعِ غسل دادن امیرالمومنین علیه‌الصلاه‌والسلام دست از غسل دادن کشیدند،درست است.

حرفِ اساسی گفته نشده،شکستگی پهلو احساس کردند،چرا،بازوی متورم،کبودیِ صورت در آن ماهتابی که بوده(اگر سیزدهم بوده که نشان نمی دهد)در نور ضعیف مشعل ها کبودی صورت،قرمزی چشم در شب دیده می شود؟

نه اینها نیست،گریه علیعلیه‌السلام برای چیزِ دیگر است،وصیت کردند علی جانموقع غسل دادن جامه های من را در نیاورید.

یابقیه الله،یا صاحب الزمان.

علی علیه‌السلام داشت فاطمه سلام‌الله‌علیها را غسل می داد اسما داشت آب می ریخت،ناگهان امیرالمومنین،اول پس افتادند،یواش یواش عقب آمد نتوانست جلو برود،اگر هفتادو پنج روز بوده مهتاب کمک کرد،اگر نود و پنج روز بوده است مشعل ها کمک کردند،امیرالمومنین دیدند از روی سینه فاطمه سلام‌الله‌علیها خون بیرون زد،دیگر نتوانست کاری بکند،فقط صورت به دیوار گذاشت،بلند،بلند شروع به گریه کردند.

اسما،حسن جان،حسین جان،زینب جان،به مساله ای برخورد کردم که دیگر نمی توانم آرام بگیرم،ولی نه به زینب گفت،نه به حسنش گفت،نه به حسینش گفت.

یک روضه هم از امامِ زمانت بشنو،امروز روز جمعه است؛

شیخ جعفرِ شوشتری این عالمِ بزرگوار نجف منبر رفت،تمام علما،بزرگان،فضلا پای منبرش بودند،روز شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها این عبارت را خواند،وَلَطَمَ وَجهَ الزَکِیه،آن ملعون ازل و ابد به صورت زهرا سلام‌الله‌علیها سیلی زد،حَتَّمَرَت عِینُها[نگارنده؛ امکان دارد نوشتار عربی صحیح نباشد]که چشم آن بی بی قرمز شد،آقایی در آن مجلس پا شد شیخ جعفر بنشین تو که بلد نیستی روضه بخوانی حق نداری بالای منبر بروی،آقاجان مگر من چه گفتم؟؟

مگر چشمِ مادرِ سادات قرمز نشده؟ مگر این اشتباه است؟ که می گویند نگویید؟

فرمود نه از این به بعد بخوان حَتَّمَرَت عِیناها،دوتا چشمش قرمز شد،شدت سیلی طوری بود که هر دو چشم فاطمه سلام‌الله‌علیها را

 

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی مدد