روضه شهادت آقا امیرالمومنین علیه‌السلام

شرح دعای شریفه افتتاح-جلسه شانزدهم- ۱۳۷۰

روضه شهادت آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام)


أَنَا أُحْیِیاول به ذات سرایت می کند أُحْیِی، و وَ أَنَا أُمِیتُاول به ذات خودش سرایت می کند أُمِیتُ، تو خیال کردی شمشیر ابن ملجم ،اجل را آورد سراغ امیرالمومنین(علیه‌السلام)؟؟؟

 

أُمِیتُاول خودِ “علی” دست اندر کار است.در نقطه توحید برویدشَهِدَ الله أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ،آن موقع معنا کنیم اول و آخر و ظاهر و باطن، آنها بماند، أُحْیِی و أُمِیتُ را معنا کنیم.

شَهِدَ الله أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَاول حق به وحدت ذاتی خودش به شهود آمده استاینجا هم در أُحْیِی و أُمِیتُاول علیخودش را در حیات و ممات پرداخته است.یک شاعری هست یک شعری گفته من مضمونش را می گوییم، می گوید اینکه شمشیر به فرق علی(علیه‌السلام) کار نمی کرد،خیال میکنیم، ابن مُلجم هم” یاعلی” گفت که توانست اینکار را بکند، شعر است ولی پر از معناست.[پاورقی؛علی را ضربتی کاری نمیشد / گمانم ابن ملجم یا علی گفت]

توی “أُمِیتُ” اول به ذات خودش میپردازد، و در ” أُحْیِی

اول به ذات خودش میپردازد، ممات و حیات را او تصدی میکند، اول برای خودش.

خوب ،لذا فرمود حسن جان، حسین جان ،دنبال تابوت من را بگیرید خودش میرود، هرجا زمین نشست آنجا قبر من است، آدم مُرد، بابایمان، توی خاکش گذاشتند،همین محلی که الان نجف است و “غَرییّن ” نامیده شده است.یا ظَهرِ الکوفه که غَرییّن است و نجف. چون اطرافش را آب گرفته بوده ،اول نقطه زمینی که از آنجا بیرون آمده است این نقطه است، جِفَّ عن الماءُ ، لذا به آن نجف گفته میشود.وجه تسمیه نجف در این سفرنامه ناصرالدین شاه هم بخوانید که این سالی نیست، صدو پنجاه شصت سال است مثل اینکه ،کمتر یا زیادتر من نمیدانم، او می گوید اینکه ما اُردویمان را کنار بُحِیره نجف زدیم و روزها می آمدیم زیارت ، بُحِیره نجف تا آن زمان هم آب داشته، و تواریخ دیگر هم نوشته اند که پشت نجف که (عربها دِهْدِوِه می گویند)این دهدوه متصل بود به بصره که با طَرادِه(قایق ، بَلم)، رفت و آمد می کردند،اینقدر آب داشته، جِفَّ عن الماءُ ،لذا نجف نامیده شده است.

غَرییّن، چون زمین بلند بوده، غَرّی زمین بلند را می گویند، دو نقطه از آن اَمکِنه بلند بوده،

غَرییّن نامیده شده است.

هر جا جلوی تابوتم به زمین نشست آنجا قبر من است، آدم ،بابای ما مُرد در همین نقطه دفنش کردند، نوح مُرد ،توی دل آدم گذاشتنش همان جا، السلام علیک و علی ضجیعیک آدم و نوح (علیهماالسلام)به زیارتش میروی ان شاءالله، به زیارتش مشرفاما هر کی میخواهد به آن سامان به زیارت برود نمی گوید ما نجف می رویم نمی گوید ما کاظمین می رویم نمی گوید میرویم سامراء، هر کی می گوید می رویم آنطرف می گوید می رویم کربلا.

حسین جان تو تحت شعاع قرار داده ای حتی مزار بابایت را ، حتی مزار اولادت را، نام تو همه جا به میان است، هر کی به آن سامان رو میکند هیچ وقت شنیدید بگوید میروم نجف؟؟

میگوید میروم کربلا، ولی نجف هم زیارت می‌کند. هیچ وقت نمی گوید میروم کاظمین ،می گوید میروم کربلا ولی کاظمین هم زیارت می کند، هیچ وقت شنیدید بگوید میروم سامراء، ؟ولی سامراء هم زیارت می کند.

امام حسین(علیه‌السلام) است،دولتش همه جا را گرفته است، شوکتش همه جا را گرفته است، قدرتش همه جا را گرفته است، بابایش هم کیف می کند اسم امام حسین برده بشود.

السلام علیک و علی ضجیعیک آدم و نوح (علیهماالسلام)سلام بر تو و دو ضجیع تو که پهلوی تو آرمیده اند، که آدم است و نوح.

به طبق وصیت منتظرند آقا امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) ،دیدند نقاب به صورت زده ای ، ناقه سواری از دور پیدا شد، صبر کردند، ناقه سوار، پیاده شد از ناقه ، نقاب به صورت دارد، دست ها عین دستهای بابا،صدا عین همان صدا، حسن جان جنازه را به من تحویل بده، عههه این صدای باباست!!!

بدن را

«أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ» اول توی خودش دور میزند.همه جا حاضر است.

آی نقاب به صورت زده، آقا زاده ها اینقدر اضطراب داشتند، اینقدر گریه و ناله میکردند، آنجا وقتی که ناقه سوار آمد، تمام آب خنک روی دل آقا امام حسن و آقا امام حسین (علیهماالسلام) و بی بی زینب (سلام‌الله‌علیها)ریخته شد، راحت.

بحق این بدنی که از ما تحویل گرفتی(خضر هم آنجا بوده، در روایات دارد که خضر در آنجا در تشییع جنازه و در گذاشتن بدن توی قبر، خضر بوده، چرا خضر؟؟؟ هم صنف چون او هم شاگرد امیرالمومنین است، صاحب ولایت است، منتها ولایت کلیه و مطلقه را امیرالمومنین دارند به او هم دادند، خضر هم بوده)نقابت را از صورت پس کن، تو را ببینیم، همین که گوشه نقاب،را پس کردند، امام حسن و امام حسین دیدند باباست ،

عنوان منزّه از نعوت است علی

بر ذات حق آیت ثبوتست علی

زان ناقه سواری و حضور شب دفن

پیداست که حی لایموت است علی

وقتی میخواستند جنازه را از خانه حرکت بدهند، بی بی زینب آمدند دامن امام حسین را گرفتند، حسین جان همه این مصیبت ها را می توانم تحمل کنم اما فراق تو بر من سخت است این زمانی که تو از اینجا تا دفن بابایم می روی نمی توانم بی تو باشم، حسین جان من را هم همراه خودت ببر. آقا امام حسین (علیه‌السلام)فرمودند بیا خواهرم زینب ،تو هم بیا تشییع کن.ولی دلها بسوزد آنجایی که میخواهند بی بی زینب را از آقا امام حسین جدا کنند در گودی قتله گاه ،نتوانستند این خواهر را از برادر جدا کنند، کمک گرفتند از کعب نی و تازیانه.

«لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم»

 

یا علی مدد