روضه سرِ مطهر حضرت سیدالشهداء را در خانه خولی

شرح آیه ۴۵ سوره مبارکه بقره_جلسه پنجم_۱۳۶۹/۱۰/۰۳


روضه؛ سرِ مطهر حضرت سیدالشهداء را در خانه خولی


امروز روضه سرِ مطهر حضرت سیدالشهداء را در خانه خولی خواندند.
زنِ خوبی داشته خدا کند اینکه بعضی مردها از بعضی زن های عالم خوبی ها را یاد بگیرند.
طَوعَه یک زن است این به همه مردهای عالم مردانگی یاد می دهد،در تاریخ زیاد داریم،این هم یک زن است،شوهرش حالا آمده به هر قصدی بوده به هر نیتی بوده آمده کربلا شرکت کرده،جزء قَتَلهِ امام حسین علیه‌السلام است،سر مطهر امام حسین را در توبره گذاشته.
این حوادث را آدم اگر آنجوری که هست نقل کند جگرش آتش می گیرد،واللهِ هااا.
ببینید سرهای شهداء را در بیابان که روی نی نمی کردند،اینها به این کیفیت بود وقتی به شهرها که مردم تماشاچی بودند می رسیدند سرها را روی نی می کردند که همه نگاه کنند،در بقیه وقت ها چه جوری بود؟؟
هر کسی متصدی حمل یک سر بود،که این سر را توی توبره می گذاشتند،توبره را به گردن اسب می بستند،که این در راه تکان می خورد.
بچه های امام حسین می دانستند که هر توبره سرِ کدامیک از شهداء است،لذا بی بی زینب سلام‌الله‌علیها چشمش را از یک توبره ای که به گردن یک اسبی بود و دست این ملعون ازل و ابد بود بر نمی داشت،این بچه ها همیشه چشمشان به این بود که نکند سر در یک حرکت بی جا از توبره حرکت کند بیفتد.
حالا مواظبت کردن سرِ شهداء اینگونه به وسیله اطفال امام حسین،اینجوری آمدند،این وضع است.
سر را توی توبره تحویل گرفت و وارد منزل شده که فردا برود جایزه بگیرد،کجا بگذارد؟
آمد سر را با توبره توی تنور گذاشت،عیالی داشت اهل ایمان بود،اهل تقوا بود،نیمه شب پا شد دید که روز است،عجب!!! من خوابم برده است؟دیر برای نماز بلند شدم؟ سابقه ندارد،همیشه دلِ شب برای تهجد پا می شدم!
وقتی که آمد دید که خورشید از تنور سر کشیده،یا للعَجب چه خبر است،وقتی که آمد جلو،دید صدای ناله ای می آید،صدای خانمی می آید،که صدا می زند،بُنَیَ قَتَلوکَ وَ ما عَرَفوک وَ مَن شرب الماء منعوک‏
حسین جان تو را کشتند و نشناختند،حسین جان تو را لب تشنه شهید کردند،این زن حیران وسط خانه ایستاده به سر و سینه می زند،ناگهان صدایی شنید و هم ناله شد،یک صدا بلند شد حسین جان کاشکی وقتی تو را می کشتند جرعه آبی به لبِ عطشانت می زدند،سر را برداشت،نوازش داد،خاکستر از سر پاک کرد،روی زانو گذاشت با سر مناجات می کرد.
کاشکی یک کسی هم می آمد،گودیِ قتلگاه سرِ مطهر امام حسین را به زانو می گذاشت.
خواهرش زینب سلام‌الله‌علیها به طرف قتلگاه آمد،رفت که این وظیفه را انجام بدهد،ولی وقتی به طرف قتلگاه می رفت،ندایی،صدایی او را متوجه خودش کرد،صدا زد زحمت نکش،مقصد تو در زیر دامان من است،دامن بالا زد سر بریده اباعبدالله

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یاعلی مدد