شرح آیه مبارکه تطهیر_جلسه نهم-(۱۳۶۹/۰۹/۱۶)
روضه حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها
بس است برویم کنار قبرستان بقیع
بین قبر و منبر معلوم نیست،نقطه دیگری در خانه فاطمه زهرا قبر مطهر فاطمه سلاماللهعلیهاست؟معلوم نیست.
سوال می شود آقاجان قبر زهرای اطهر را پنهان قرار دادید،ما اگر خواستیم زیارتش کنیم چه کار کنیم؟
امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند من این کار را نکردم به وصیت خودِ فاطمه ام سلاماللهعلیها که قبرش باید پنهان باشد.
فاطمه جان علت اینکه شما به امیرالمومنین مظلوم وصیت کردید که قبر مطهر شما را پنهان قرار بدهند چیست؟؟
یک) صدیقه طاهره سلاماللهعلیها می دانند[که همین کار هم خواست بشود] که اگر قبر مخفی نباشد،دشمن ها،آنهایی که درِ خانه اش را آتش زدند،آنهایی که پهلویش را شکستند،آنهایی که محسنش را سقط کردند،اینها نبش قبر [خودِ امیرالمومنین هم همین کار را کردند،یک مواسات است] می کنند،لذا آمدند علی جان چرا نگذاشتی ما به جنازه دختر پیغمبر نماز بخوانیم؟
[حضرت صورت چهل نبش قبر در بقیع تشکیل دادند] ما قبرها را می شکافیم و جنازه دختر پیغمبر را در می آوریم،با همه وصایایی که شده بود،آنجا بود که [در دهلیز خانه توانست صبر کنند ببیند فاطمه در خون می غلتد،توانست،سیلی خوردن بی بی را توانست ببیند،توانست غلاف شمشیر را بر بازوی فاطمه زهرا ببیند] دیدند اینجا امیرالمومنین عِصابه زرد به پیشانی بست و شمشیر حمایل کرد فرمود به حق صاحب این قبر اگر یکی از قبور دست بخورد دِیّاری از شما باقی نمی گذارم.
به جهت اینکه عصمت الله اینجا می خواهد مورد هَجمه قرار بگیرد،آقا امیرالمومنین علیهالسلام دم آخر هم باز به یاد فاطمه سلاماللهعلیها بود،حسن جان قبر من هم مخفی باشد همین طور که قبر فاطمه زهرای عزیزِ دل من در وصیتی که به من کرد مخفی است،قبر من هم مخفی باشد[این مواسات است،این زن و شوهر از اول تا آخر با هم مواسات کردند]، به توصیه و سفارش رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم که از شب زفاف این توصیه را رسول خدا به امیرالمومنین فرمودند،این سفارش را کردند،دست فاطمه سلاماللهعلیها را در دست امیرالمومنین علیهالسلام گذاشتند،عروس یک طرف،داماد یک طرف،خودشان وسط،《یاعلی هَذِهِ وَدِیعَتی فَاحْفَظْنِی》علی جان آن چه من دارم فاطمه است،جز فاطمه من چیزی ندارم،علی جان این فاطمه روح من است،این فاطمه عزیز من است،هستی من فاطمه است،در حفظ و حراستش کوشا باشی،نکند یک وقتی اسم فاطمه را بلند صدا بزنی[ امام صادق علیهالسلام هم به آن عزیزشان فرمودند که اگر اسم دخترت را فاطمه گذاشتی بلند صدایش نزن]موقع وفات هم باز دو مرتبه امیرالمومنین دستِ راست و فاطمه زهرا دستِ چپ،دو دست را در دست هم گذاشتند و سفارش دوم 《یاعلی هَذِهِ وَدِیعَتی فَاحْفَظْها》من می روم فاطمه را برای تو می گذارم،علی جان در حفظ و حراست فاطمه کوشا باش.
آقا امام حسن و آقا امام حسین علیهماالسلام نگاه می کنند وقتی که امیرالمومنین جنازه مادر را روی دست گرفتند که به رسول الله تحویل بدهند،امام حسن علیهالسلام می فرمایند دیدم زانوهای بابایم شروع به لرزیدن کرد،به زانو به زمین خورد،هی دستش را جلو می برد،هی عقب می آورد،امیرالمومنین یک عبارتی فرمودند که ما از آن عبارت فهمیدیم که خجالت می کشد که جنازه را تحویل رسول خدا بدهد،فرمود :
《فَلَقَد استُرجِعَتِ الوَدیعَهُ، وَ أُخِذَتِ الرَّهینَه》یارسول الله ،آن امانتی که به من سپردی حالا به شما برگردانده می شود،کنایه از اینکه آن امانت پهلویش شکسته نبود،بازویش متورم نبود.
یک نکته ای امروز که ایام فاطمیه است عرض کنم؛
طبق وصیتی که فاطمه زهرا سلاماللهعلیها کردند باید از زیر جامه فاطمه را غسل بدهند،همه گفتند،دست به پهلوی شکسته و بازوی متورم[خورد]،یک نکته ناگفته مانده،امیرالمومنین وقتی آب ریختند دیدند از روی سینه خون بیرون می زند،لذا سر به دیوار گذاشتند،اسماء که آمد سوال کند،به اسماء هم نگفت این درد دل را نگفت،فقط گفت پهلویش شکسته بوده،امیرالمومنین به اسماء گفت بازویش متورم بوده،به اسماء گفت کبودی صورت دیدم،نکند اسماء به زینب بگوید زینب بیا ببین بابایت خون سینه می بیند.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد