روضه حضرت زهرا سلام الله علیها؛
(جلسه نهم/۱۳۵۵)[دقیقه ۵۲ تا آخر]
[اشاره کرده اند چون شب ها خیلی سخنان من به طول انجامیده و دوست ندارم توسل کم باشد و همیشه مرید توسل بودم از اولی که یادم می آید و تا آخر هم با همین ارادت ان شاءالله از دنیا بروم، که توسل مقدم بر همه این حرفهاست و همه این حرفها مقدمه است برای اینکه توسل کنیم، دوست ندارم که من وقت توسل را بگیرم و برای همین یک مقداری بیشتر توسل پیدا کنیم]
اشاره شد که امشب برویم درِ خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها صاحب همه مجالس مخصوصا این مجلس، خانه فرزند زهراست، صاحب مجلس فاطمه زهرا سلام الله علیهاست، امیرالمومنین علیهالسلام نسبت به مقام شامخ فاطمه زهرا یک خضوع خاصی داشته، خضوعی که با محبت و تمام عشق باطنش قرین است و این را مثل بقیه شئونش امیرالمومنین که از رسول الله گرفته این هم از رسول الله گرفته.
همه شئون را، همه علم را، همه کمال را، امیر المومنین از رسول الله گرفته، این درس را هم از رسول الله گرفته که نشسته بود امیرالمومنین گوشه خانه میدید هر وقت رسول الله وارد این خانه می شود اول دست فاطمه را میبوسد، مکرر دیده بود امیرالمومنین که رسول الله وارد خانه می شود، جبین فاطمه را میبوسد، مکرر دیده بود که وقتی وارد خانه می شود رسول الله سینه فاطمه را میبوسد، تمام این صحنهها را دیده بود، اما یک بوسیدن خاصی بود تو نمی دانی، این لب ها را که می گذاشت پشت دست فاطمه دیگر نمیتوانست بردارد.
برای چه اینجوری نباشد؟
گوش بده، مومن عادی مومن عادی،
حَد اَقصای سِیرش بهشت است، آن کسی که ایمان از او به وجود آمده، رسول الله، این بهشت من و تو را دارد؟ هان، چه بهشتی دارد؟
بهشت رسول الله خیال کردی چیست؟
من و تو و بقیه آنهایی که ان شاءالله بهشتی می شویم، مومنین خُلَّص، اینها مسیرشان انتهای سیرشان به بهشت است، رسول الله این را دارد. وقتی به صورت فاطمه سلام الله علیها نگاه میکرد، فاطمه را میبویید و میفرمود بوی بهشت را از تو فاطمه جان استشمام میکنم، ای بهشت رسول خدا، ای کوثر رسول خدا، که از تو چشید آن چه را که مومن روز قیامت جرعه و قطرهای از تو بهره میگیرد، تمام هستی تو کوثر وجود رسول الله است، همه اُنس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم 《فاطمه》 است، دست بوسید، پیشانی بوسید، سینه بوسید، بله روایات همه این ها را دارد، از آن طرف تمام آن جاهایی که رسول الله بوسیده مثل اینکه نشانه کرده برای ضربت، دست بوسید، دست را متورم کردند، صورت بوسید صورت را نیلگون کردند، سینه بوسید، سینه را شکستند، تا آنجایی که امام صادقِ تو میفرماید سبب قتل مادر ما فاطمه این بود که قُنفُذ غلام آن ملعون پهلویش را شکست.
《اَلا لَعنَهُ الله عَلَی القَومُ الظالِمین،وَ سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مُنقَلَبٍ ینقَلِبونَ》