روضه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

روضه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

 

[فایل ۱۵/ ۱۳۵۵_ دقیقه ۳۸ تا آخر]

 

 

توسل به ذیل عنایت خانم فاطمه زهرا، شفیعه روز جزا سلام‌الله‌علیهاست.

(سادات مجلس، من این را برای سیدها بگویم برای خودمان است، مقدمه توسل را ان شاءالله از همین روایت می گیرم و بقیه هم به فیض می رسانند)

وقتی که آقا امیرالمومنین علیه‌السلام به بالین فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها نشسته بودند، دو روایت دیدم؛

یکی اینکه وصیت نامه ای تنظیم شده بود و نوشته شده بود، و این وصیت نامه روی سینه فاطمه زهرا بود که امیرالمومنین از خارج خانه آمدند و فاطمه زهرا را در حال اِغما یا در حال موت مشاهده کردند، وصیت نامه را برداشتند، کلماتی نوشته بودند؛ علی جان من همسرت زهرا هستم‌، وصیت می کنم و تو را وصیِ خودم قرار می دهم، [و توجه قرار دادن امیرالمومنین به یک نکته عجیب لطیف] من همان زهرایی هستم که خدا عقد نکاح من و تو را در آسمان بسته، این تزویج را خدا در عرش بسته است.

 یعنی چه؟ هان؟ یعنی آن کسی را که خدا تزویجش برقرار کرده باشد این جدایی ندارد.

[یک لطیفه] ؛ علی جان از این دنیا می روم، اما از تو جدا نیستم، این را بدان، و امیرالمومنین می داند، همان را که علی می داند به وصیت آورده.

مطالبی دارد.

بعد در آنجا یک جمله دارد مالِ من و هر چه سید است؛

علی جان سلام من را به بچه هایم تا روز قیامت برسان.

سادات جا دارد که فخر کنید به هر چه ملائکه آسمان است، و این یک بشارتی است برای بچه های فاطمه سلام‌الله‌علیها، که اگر در انحراف آمدی، اگر یک وقتی پایت را کج گذاشتی، بدان مادرت برایت سلامتی خواسته، و آخرش تو را به طرف تقوا و دین می کشانند.

راجع به اشراف مکه، مگر وضع حالشان را نخواندی؟

اشراف مکه از سادات حسنی هستند، از صُلب امام حسن علیه‌السلام که همین زهرمار موجود، این وهابی ها، آل سعود آمدند و سلطنت را از اشراف مکه، سادات حسنی گرفتند.

اینها معروف بود که همه سنی های آن حدود می گفتند اینها هر وقت از دنیا می روند بی دین از دنیا می روند، اصلا معروف بود.

برای چه بی دین؟

برای اینکه آن دَم احتضار همه اینها صدایشان به یا محمد و یاعلی و یا فاطمهبلند است، و اینقدریافاطمه،یافاطمهمی گویند تا از دنیا می روند، این سلامی است که فاطمه سلام‌الله‌علیها رسانده یعنی بدان در آن وقتی که در خطیرترین اوضاع موجود زندگی ات هستی، آنجا من دستت را می گیرم.

خوش به حال بچه سیدها.

در همین حال امیرالمومنین سر مقدس فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را روی زانو گذاشتند، به چند جور خطاب کردند، یا فاطمه، جوابی نشنیدند، یا بنت رسول الله، جوابی نشنیدند، مادر حسن، مادر حسین، چه نفوذی در این حرف بوده[ این لطیفه خودمان است، روایاتش کنارش خوابیده، همان ندایی و همان اسمی که در نَفخِهِ صور تمام مردگان را زنده می کند و آن اسم یاعلیاست، روایت دارد ها، معلوم باشد] فاطمه سلام‌الله‌علیها را به آن اسم خواند، فاطمه جان من علیهستم، چشمها باز شد، امیرالمومنین علیه‌السلام دیگر طاقت نیاورد، شروع به گریه کردند، قطرات اشک روی صورت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها چکید.

فرمود گریه کن، علی جان گریه کن، با اینکه در آن حال باید امر به عدم گریه، به عدم بکاء کنند، علی جان گریه کن، زیاد گریه کن، چون من از رسول خدا شنیدم که اشک مظلوم آتش جهنم را خاموش می کند.

و علی جان، من از تو مظلومتر سراغ ندارم، اشکِعلیرا به صورتش کشید.

 

أَلَا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى القَومَ الظَّالِمِینَ

 

یاعلی مدد