نام-بی-بی-فاطمه-سلام-الله-علیها_-جلسه-اول- ۱۳۷۰/ ۰۹/ ۱۴
《 لِأَنَّهَا فُطِمَتْ عَن النَار》منظور بی بی نیست، منظور دوستان است، منظور شیعیان است، اما با بی بی خرج می شود. این قاعده است، در عرف هم این قاعده است، یک روایتی دارد که وقتی بی بی سلاماللهعلیها به صحرای قیامت قدم میزنند و نزول اجلال میفرمایند اینقدر شفاعت میکنند که همه خلق اولین و آخرین یقین میکنند که دیگر در صحرای قیامت گنهکاری باقی نمانده، غیر از دوستان.
یک روایتی هست محب صدیقه طاهره سلاماللهعلیها گناهش آمرزیده است، محبِ محبِ بی بی گناهش آمرزیده است، تا سه تا دارد، محبِ محبِ محبِ بی بی سلاماللهعلیها.
کسی که بی بی را دوست دارد، کسی که دوست دارد یکی که بی بی را دوست دارد، کسی که دوست دارد کسی را که او دوست دارد یک کسی را که او بی بی را دوست دارد.
هر سه اینها گناهانشان را آمرزیده اند.
لذا جای اینکه ما به تردید بنشینیم و راجع به این حدیث بحث کنیم که《 فُطِمَ مُحبیها عَنِ النَار》جای تردیدی نیست مقام دوستان صدیقه طاهره سلاماللهعلیها ارفع و اعلاست از این اندازه ای که ما ذکر کردیم. ولی با این حقیقت ناشناخته عالم وجود چه کار کردند چه ظلم ها روا داشتند که به تعبیر آقا امیرالمومنین علیهالسلام [ که اول فاطمه شناس عالم هستند دیگر جز امیرالمومنین علیهالصلاهوالسلام کسی نمی تواند بهتر صدیقه طاهره سلاماللهعلیها را شناخته باشد] آقا میفرمایند《صُبَّت علیَّ مصائِبُ لو أنها /صُبَّت على الأیام صرنَ لَیالیا》 بر دل علی به فقدان و فراق تو فاطمه جان یک غمی آمد که اگر این غم را و این مصیبت را بر چهره روزها بزنند آن روزها را شب میسازد، غم تو با دل 《علی》 این کار را کرده.
《لِکُلِّ اِجْتِمَاعٍ مِنْ خَلِیلَیْنِ فُرْقَهٌ》حضرت بعد هم یک قاعده کلی می فرمایند که هر دو دوستی آخرش بینشان فاصله می افتد، انسان یک وقتی خیال نکند که دوستی برقرار و ثابت است، هر دو دوستی آخرش بینشان فاصله می افتد.
بر امیرالمومنین فراق فاطمه سلاماللهعلیها خیلی سخت بود. وقتی که جنازه طاهر و مطهر بیبی را به خاک سپردند امیرالمومنین دنبال یک تسلی بخش می گردند، باید یک چیزی باشد که دل امیرالمومنین را تسلی بدهد همچین که از کنار قبر فاطمه زهرا سلاماللهعلیها کنار آمدند (آقازادهها دور ایستاده بودند به امر خود امیرالمومنین، آقا امام حسن، آقا امام حسین، زینبین دور ایستاده بودند)، ناگهان دویدند بی بی زینب را بغل کردند زین ابی هاست، زِین است یعنی غمی که از فقدان فاطمه سلاماللهعلیها روی دلم آمده دخترم این برطرف نمیشود مگر اینکه تو دل روی دل من بگذاری، قلب دختر را روی قلب خودشان گذاشتند این نه این هنگام بود فقط، بی بی یک جوری بابا را تسلی میدادند که امیرالمومنین هر وقت به یاد فراق فاطمه، فقدان ایشان میافتادند زینب را بغل میکردند و جبران میکردند این مصیبت را دلها بسوزند، آن وقتی که تمام غمها روی دل خود بیبی آمد تمام مصائب آمده به دل بی بی نشسته بی بی هم این کار را کردند، آمدن نعش بی سر برادر را بغل کردند، سر را گذاشتند روی قلب پاره پاره برادر که تسلی پیدا کند.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد