روضه حضرت اباالفضل علیه‌السلام

روضه حضرت اباالفضل علیه‌السلام

فایل یازدهم/۱۳۶۴- دقیقه ۲۳:۰۴ تا ۲۸:۴۰))

«چشم» راه ارتباط با حقایق

راه ارتباط به حقایق، چشم ، خدا میداند که چه کار میکند.هیچ چیز مثل چشم ارتباط مستقیم و صد درصد به حقایق نمی آورد.با نگاه . لذا حضرت صادق علیه الصلاه و السلام با آن شخصی که برادرش از منکرین این راه بود و این امر را قبول نداشت و او نگران بود برادری که از اصحاب حضرت بود.وقتی که او را ناراحت دیدند یک نگاه از گوشه چشم به او کردند و او را برگرداندند.

گوشه چشم ،یک نگاه میتواند اینکه تا انقراض عالم تامین بدهد به یک کسی.

و هر کس را مولا امیرالمومنین گرفتند با چشمانشان گرفتند، و این هم معلوم باشد که این خاصیت در چشم امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام این اختصاصا به وراثت به حضرت ابوالفضل رسید.لذا وقتی که روز عاشورا که قرار شد بروند میدان، آقا حضرت ابوالفضل العباس صلوات الله و سلامه علیه که همه اولیاء عالم به هر مقام که رسیدند تا حضرت ابوالفضل امضاء نکردند به آنها هیچ چیز ندادند،ایشان تصمیم گرفتند با چشم بروند میدان و به آن گروه کافر نگاه کنند چون اگر کافر به آن چشم نگاه میکرد اول مومن میشدند.این تصمیم حضرت بود.وقتی این تصمیم را گرفتند آقا امام حسین که از ایشان خلع سلاح کردند و سپر و شمشیر و نیزه را گرفتند آقا ابوالفضل فهمیدند که باید خلع سلاح چشم هم بشوند.لذا وقتی رفتند میدان فرمودند اول به چشمم تیر بزنید.که در راه عشق و محبت هر که خودداری کند، خودکاری کند،اندوخته بیاورد آنجا مصرف کند،خودنمایی کند جز ملامت و خجلت برای خودش هیچ چیز ندارد.تعبیر امام را ببینید” کان عمّنا العباس بن علی نافذ البصیره” (( عمده الطالب ص ۳۵۶ )) ، در چشمشان یک چیزی بود . این تعریف امام صادق علیه‌السلام است از چشم صاحب ولایت.

کنون که صاحب چشم شوخ و چشمان سیاهی

نگاهدار دلی را که برده ای به نگاهی

چو درحضور تو ایمان و کفر راه ندارد

چو دوزخی چه بهشتی چه طاعتی چه گناهی

(( دیوان اشعار فروغی بسطامی غزل ۵۱۲ ))

چنان این چشم نفوذ داشت که ، در روایات هست حضرت سید الشهداء علیه الصلاه و السلام اجازه جنگ ندادند به آقا ابوالفضل العباس، که اگر اجازه میدادند صحنه عاشورا اصلا عوض میشد.مال چشم حضرت ابوالفضل بود.چطور می شود این خاصیت در این چشم قرار میگیرد؟در دستورات هست اگر کسی به آیات قرآن نگاه کند موقع خواندن و این انگشت سبابه را روی خط قرآن بکشد در یک شرایط خاصی این انگشت می تواند شفا بخش باشد و آن چشم هم می تواند صاحب اثر باشد.اینقدر آقا ابوالفضل علیه‌السلام به صورت آقا امام حسین علیه‌السلام نگاه کرد که این چشم این خاصیت را گرفت. و اینقدر این دست به دامن حضرت سیدالشهداء بود که این دست خاصیت مشکل گشایی دارد.لذا هم دست و هم چشم می تواند کار کند.حضرت ابوالفضل”انتظار”داشت و جزو منتظرین است” انی معکم من المنتظرین” ببینید چطور خدا به امام حسین نگاه میکند حضرت ابوالفضل هم در آن نگاه خدایی با آن عملی که در صلوات و لعن ما گفتیم در اینجا در معیت تامه با امام حسین است و نگاهش دیگر به هیچ کس نیست.به هیچ چیز دیگر در عالم درهمه عمرش نگاه نکرده،هیچ چیز دلش را نبرده ،نگاه جز به آن حقیقت به هیچ چیز دیگر نبود.وقتی این نگاه پر می شود و چشم را پر میکند دیگر گوش هم ندایی نمی شنود.فکر و عقل هم هیچ جا نمیرود. اگر پر شود . افضل الاعمال است،” افضل الاعمال انتظار الفرج” نگاه کردن است.لذا یکی از القاب حضرت”یا فرج الله”است.نگاه کردن به آن حقیقت است و به هیچ چیز دیگر امید نداشتن و نگاه نکردن و توجه نداشتن و درب هیچ خانه ای را نزدن و از هیچ کس هیچ چیز نخواستن این است معنای انتظار، چون خدا اینگونه “من المنتظرین “است.” فانتظروا انی معکم من المنتظرین ” ،این انتظار که از نظره است.لذا در انحراف لغت نگران که میگوییم این مال انتظار است.نگران یعنی دارای صفت نگاه به طوری که جز نگاه کردن هیچ کاری ندارد ولی در فارسی، نگران را مشوش معنا میکنند .این نیست، انتظار را هم همیجور معنا میکنند.این معنای نگران نیست بلکه نگران معنایش این است که چون نگاه هیچ کار ندارد.این معنای انتظار است.سرتا پا نگاه است ،هستی اش نگاه است.این خودش موضوعیت دارد،این انتظار هیچ چیزی بعدش نیست.هر چه بعد از او باشد کوتاه است،خودش همه حقیقت و همه چیز است.” انی معکم من المنتظرین” ،حق متعال از منتظرین است درست است ؟ او با چشم است، اینجا برویم سراغ آن حرفی که میخواهیم از آن نتیجه بگیریم؛ او با “عین اللهی”خودش منتظر است .هر کس دراین نگاه بنشیند، امیرالمومنین پشت چشمش نشسته است چون عین الله مطلق است.لذا برای کشتی نوح دارد خدا میفرماید ” واصنع الفلک باعیننا و وحینا”(هود/۳۷)

ای نوح منتظر چه هستی ،کشتی را بساز.چشم ما بالای آن است.کشتی نوح را چشم امیرالمومنین حفظ کرده است .وجود امیرالمومنین که عین الله است.برای همین است که “مثل أهل بیتی فیکم کمثل سفینه نوح ” یعنی در کشتی نجات اهل بیت هم که نشستی آن عین الله است که او را میبرد.امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه است که حفظ میکند.بیخود نیست که خود بقیه الله هم می گویند” یا علی”.بیخود نیست آنکه حقیقت کل عالم است چشم آقا ابوالفضل العباس به سوی اوست او می گوید من اسم بچه هایم را “علی”میگذارم.و راجع به مقتل حضرت علی اصغر صلوات الله و سلامه علیه این را دارد که وقتی حضرت سید الشهداء علیه الصلاه و السلام آقا زاده را روی دست گرفته بودند و خون از گلوی ایشان می آمد خونها را گرفتند و به آسمان پاشیدند و یک قطره خون هم به زمین نیامده است.آن وقت پیغام محبوب آمد پیغام از طرف حق آمد که… یا حسین فَإِنَّه بِأَعْیُنِنَا علی تو الان بغل آن علی دیگر است که تو به عشقش هستی .عین الله او را در بغل گرفته است.این عین اللهی است.  پس حق “من المنتظرین” است . این انتظار که از چشم برمیخیزد حق به عین اللهی خودش انتظار میکشد نه انتظار فارسی.ذهنتان را از آن خالی کنید . خوب دقت کنید، چون راه به معانی نمی دهند اول الفاظ را در انحراف ذهنی می آورند.و این کار خود حق است که کسی به معنا راه پیدا نکند.از لفظ یک معنای غلط میگیرند.