روضه حضرت آقا اباالفضل علیه‌الصلاه‌والسلام

شرح سوره مبارکه کوثر[بتول]_جلسه پنجم_۱۳۶۹

روضه حضرت آقا اباالفضل علیه‌الصلاه‌والسلام

هر کدام از ائمه علیهم السلام یک خاصیت دارد،توسل به حضرت آقا اباالفضل علیه‌الصلاه‌والسلام برای استقامتِ در راه خیلی خوب است،که کسی با ملامت خلق تکان نخورد
شما خیال نکن ما آسان می گوییم و رد می شویم،اینقدر ها را می آورند به وادی امن می رسانند
به آیات دسترسی شان می دهند،با حرف مردم در می روند، آن طرف خط می روند.
امشب هم شبِ جمعه است،ما گفتیم که رفقا یک سینه ای بزنند.
یکی از مراحم و الطاف علمدارِ سید الشهداء اباالفضل العباس این است که کسی دستِ توسل به دامن آقا بزند او را اهل ثبات و استقامت در راه قرار می دهند،که از ملامت خلق نهراسد،و این است می گویند مردانگی همه اش به همین بستگی دارد و درست هم هست،تمام مردانگی به این است که کسی با سرزنش بیرون نرود،وَلاتَأْخُذُهُ فِى‏ اللَّهِ لَوْمَهُ لائِمٍ،رَحِمَ‏ اللّه عَمّنا الْعَبَّاس،شب جمعه است می خواهیم همین اندازه درِ خانه باب الحوائج بار بیفکنیم،باب الحوائج هستند،تا آنجایی باب الحوائج هستند که بی بی زینب سلام‌الله‌علیها هم وقتی به مشکلات می خوردند و روز عاشورا هم همینجوری شد،چند دفعه آمدند گفتند داداش مگر نمی بینی چه می شود،داداش مگر نمی بینی چطور است.
باب الحوائج هستند،باب الحوائج اول برای امام حسین علیه‌السلام بعد برای حضرت زینب سلام‌الله‌علیها،بعد برای اهل بیت علیهم السلام.
فرمایش امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام است؛
رَحِمَ‏ اللّه عَمّنا الْعَبَّاس کانَ نافِذُ البَصیرَه،وَ صَلِبُ الإیمان،وَلاتَأْخُذُهُ فِى‏ اللَّهِ لَوْمَهُ لائِمٍ،امام باقر علیه‌السلام ،امام پنجم می فرمایند،چون در کربلا حضرت سه ساله یا چهار ساله بودند،حضرت باقر علیه‌السلام می فرمایند وقتی که کار بر جد ما اباعبدالله الحسین تنگ شد عمه ما زینب ما را بردند در خیام عمویمان اباالفضل العباس،اینجوری بوده که حضرت از وقتی که وارد زمین کربلا شدند،همه اش بیرون بودند،حتی آن دو سه شبِ قبل هم درون خیمه نخوابیدند،اگر هم می خواستند بخوابند درِ خیمه،بیرون،مثلا نشسته ،زانوها را بغل گرفتند و یک چرتی زدند،یک دقیقه،یک ساعت،اباالفضل العباس برای استراحت به درون خیمه نرفتند،ولی بعد از ظهر عاشورا که شد آقا اباالفضل العباس درون خیمه رفتند
و بعد هم دیدید که خیمه در دارد،یک پرده دارد،از این در که وارد می شوید روبرو دست راست،دست چپ هم ننشستند،رفتند درون،پشتشان را دادند به این ضلع دستِ راست که کسی که وارد می شود باید بیاید داخل نگاه کند،به جهت اینکه از بچه ها خجالت می کشیدند،اینها آب می خواهند،اینها تشنه هستند،بی بی سکینه جلو آمدند امام باقر علیه‌السلام (حجت خدا هستند،امام هستند،ولو سه ساله باشند)پشت سر حضرت سکینه،عموجان این جواب بچه ها را من بدهم؟
اینها آمدند آب می خواهند.
تا اینکه اباالفضل العباس علیه‌السلام خواهش کردند،امر کردند که همین جور که هستید با من بیایید،آوردند جلوی امام حسین علیه‌السلام عرض کردند اینکه سیدی و مولای،آقای من،نگاه کنید بچه ها هر کدام با یک جام خشک،یک مشک خشک دستشان و اینها آب می خواهند،که امام حسین دستور دادند پس برادر جان برو آب بیاور اما اسلحه ات را کنار بگذار،علی کلِ حال،آب به خیامِ حرم نرسید،چنان این

خجالت نه در.در حین اتصال به آن مبداء اعلی هم آخرین حرفشان به امام حسین این بود،برادرِ عزیزم تنها خواهش من این است که بدن من را به طرف خیام حرم نبرید.
«
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یاعلی مدد