روضه بی بی فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها

💠بسم الله الرحمن الرحیم💠

💠 شرح فرازهایی از خطبه های نهج البلاغه(خطبه اول)_ جلسه دهم_بخش پایانی_(رمضان ۱۳۷۱)

🔊سخنرانی کربلایی سید احمد نجفی اعلی الله تعالی
مقامه الشریف

💠روضه بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها

امشب هم شب آخر این مجلس است.
خانه ذریه‌ای از ذراری زهرا سلام الله علیها که حق دارند چون جد آقای موسوی خدا رحمت کند مرحوم حاج آقا حسین شاهرودی را که می شود این کلمه را گفت که واقعاً ایشان آیت الله بود، استاد من بودند من پیش ایشان خیلی درس خواندم، بیشتر سطحم را پیش ایشان خواندم، بعد نجف رفتم خدمت والد معظم ایشان درس خواندم، آنجا هم خدمت ایشان بودم، با ایشان هم خیلی قبل از سن چهار پنج سالگی خدمتشان همین جور ارادت داشتیم، همین احترامی که الان برایشان قائل هستم در همان سنین هم من برای ایشان قائل بودم.
خانه ذریه فاطمه زهرا سلام الله علیهاست، بی بی همه مجالس تشریف دارند، همه جا، همه جا، هر مجلسی که به نام نامی اباعبدالله الحسین علیه السلام منعقد بشود صاحب عزا خودشان هستند، مخصوصاً منزل پسرش هم که باشد، خدا آن چشم بینا را به ما مرحمت کند، آن بینش و بصیرت باطنی را به ما بدهد، که صاحب مجلس را بشناسیم.
من یک روایتی نقل کنم مقدمه مصیبت، ذکر مصیبت که آقای خلج تشریف بیاورند و به فیض برسانند ان شاءالله.

یک روز آقا امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام در مسجد نشسته بودند.
سلمان، ابی ذر، مقداد، خواص بودند به سلمان فرمودند سلمان برو ببین دم در کسی نیست از اجانب و بیگانگان غریبه کسی نیست، حرفی می‌خواهم بگویم .
سلمان آمد دم در نگاه کرد و عرض کرد نه آقا جان چیزی نیست کسی نیست.
فرمودند می‌دانید چرا دومی که روی کار آمد همه عُمال اولی استاندارها را عزل کرد الا یک نفر را؟ شروع کردند گریه کردن.
سر را پایین انداختند، شانه‌هایشان شروع کرد لرزیدن با گریه امیرالمومنین، سلمان گریه کرد، ابی ذر گریه کرد، مقداد گریه کرد، عرض کردند آقاجان اینکه گریه ندارد عمال خودشان را عزل کردند و اینها یکی را باقی گذاشتند، او کیست؟ برای چه گریه می‌کنید؟
فرمودند نه برای این جهت گریه نمی‌کنم، برای این جهت است که همه عمال اولی را عزل کرد ولی قُنفذ را مقام داد، مرتبه داد، درجه داد، دو مرتبه گریه کردند آنها فهمیدند قضیه چیست.
آقا امیرالمومنین به اصطلاح ما زبان گرفتند، آنها هم گریه کردند، هم ناله شدند.
فرمودند به جهت خدمتی بود که به او کرد جهتش این بود که او به بازوی فاطمه من صدمه زد، لذا طبق وصیتی هم که شد،
به امیرالمومنین با یک حالی صدیقه طاهره وصیت کردند، 《علی جان》 زحمت‌هایی که روی دوش توست بس است، غم‌هایی که روی دلت است تو را بس است، اگر برای تو زحمت دارد من وصیت‌هایم را به مقداد می گویم[ این مکانت مقداد را، بزرگی مقداد را می‌رساند]، من مقداد را وصی خودم قرار بدهم.
آقا امیرالمومنین یک عبارتی دارند فرمودند 《سیدتی یا فاطمه 》هر چه می گویی من عمل می کنم، سیدتی خیلی معنای ظریفی دارد، یعنی ببینید با همان زبان محبت بگوییم با همان زبان
ولایتی، یعنی فاطمه جان 《علی》غلام توست، شما هرچه بگویی من عمل می‌کنم،《 علی》 را به این چشم نگاه کن، آن وقت وصیت کردند 《علی جان》 من را شب کفن کن، شب غسل بده، شب دفن کن، راضی نیستم آن‌هایی که به من ظلم کردند دنبال جنازه من حاضر بشوند، به وصیت فاطمه سلام الله علیها تجهیزه
بی بی در شب بوده، آقا امیرالمومنین همه را به صبر، سکوت، آرامش سفارش کردند، گریه نکنید آهسته.
ناگهان دیدند که خود امیرالمومنین سر به دیوار گذاشته بلند بلند گریه می‌کند، اسماء جلو دویده آقاجان…

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد

h     56
w    761

56

761