روضه بی بی فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها

شرح دعای شریفه افتتاح-جلسه دوم ۱۳۷۰

روضه بی بی فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها


امیرالمومنینی که اینجور هر کس آمد به او بخشیدند ولی آهن را داغ کرد پشت دست عقیل گذاشت.

[ایام فاطمیه نیست ولی امشب این را می گویم ببینید ] وقتی آهن را پشت دست عقیل گذاشتند بوی گوشت سوخته دست عقیل بلند شد حضرت خودشان بو کشیدند. امیرالمومنین علیه‌السلام تا آخر عمر عقیل که به او می رسیدند به او می فرمودند داداش مرا ببخش. من کسی را می سوزانم که در محبت من سوخته است .از تو کسی بیشتر در راه محبت من نسوخته است.

چون امشب شب اول است و آن حرفی هم که ما گفتیم اینجوری چیزی هم میخواهد،عیب ندارد.خیلی تا حالا میخواستیم بگوییم نگفتیم تا امشب.

درِ خانه امیرالمومنین یک لَتی بودند.درِ چوبی، یک تخته بالا یک تخته پایین و یک تخته وسط ، تخته های دیگر را روی آنها میخ می کردند .[ما باید این ترکیب کار را بدانیم]

یک تخته پهن یک متری بالا،و یک تخته یک متری پایین و یکی هم وسط این سه تخته افقی بوده و هر اندازه که تخته میخورده عمودی ،یک لتی بوده ، از اینجاها میخ میزدند، یک خورده با من، یک لحظه با من باشید تا معلوم بشود .

میخ ها یک طرفش پهن بوده گُل میخ بوده که بیرون حیاط بوده یعنی توی کوچه دیده می شود ،سرهای میخ هم پرچ است آنطرف ، وقتی این درب آتش خورده یکی از این چوبهای عمودی سوخته است، میخ هم جا باز کرده، میخ هم سرخ بوده وقتی فشار دادند این میخ بدن را سوزانده ،میخ سرخ بوده ،یک لگد هم روی این خورده ،این اینکار را کرده، والا کجای عالم دارد یک کسی را لای در بگذارند او فوت کند؟؟ او یک کاری کرده است که جگر امیرالمومنین علیه‌السلام را سوخته است.

 

یاعلی مدد یاعلی مدد یاعلی مدد