روضه بی بی رقیه سلام‌الله‌علیها

شرح دعای شریفه افتتاح-جلسه هجدهم- ۱۳۷۰

روضه بی بی رقیه سلام‌الله‌علیها

خیلی خوب حالا که رفتیم شام و ذکری از حضرت رقیه عمه خودِ ما که اجازه تکرار حاجت را نمی دهد این بی بی، که حاجتت را اینقدر زود جواب مرحمت می کنند،اینقدر سریع حاجت را می دهند که حد ندارد.

یک وقتی ما مشرف بودیم حرم حضرت رقیه،خوب ،آنجا اگر سابق یادتان باشد، حالا توسعه دادند،یک چندتا از این کمدهایی که مالِ سیسمونی بچه ها هست هاا،گذاشته بودند این خانم های عرب می آیند اسباب بازی نذر میکنند ،(این بزرگ سفیر امام حسین (علیه‌السلام) است،عقل ما کم است،ولی چون طریق محبت است، طریق وداد است،طریق ولایت است، عیب ندارد میبخشند)یک آقای ترک آمد او هم آن گوشه ایستاد گفت خانم اینها به درد شما نمی خورد،من برایت یک سوزن آوردم، دست کرد توی کنار کتش،پالتویش، این سوزن را در آورد گفت خانم من این سوزن را آوردم که بنشینی خارهای پایت را در بیاوری.

لذا وقتی سر بریده امام حسین (علیه‌السلام) را اوردند اول بی بی این کفِ پا را نشان دادند،بابا جان نمیدانی چه به ما رسیده

«لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم»

 

یا علی مدد