روضه امیرالمومنین علیهالسلام
[فایل ۲۱/ 1355_ دقیقه ۲۲:۱۰ تا آخر]
خُب مثل اینکه هنوز از درِ خانه امیرالمومنین علیهالسلام بیرون نیامدیم، همه مان آن طرف هستیم.
در عرب اینجوری رسم است که[ هنوزم هست، متداول است] اگر بزرگی از منزلی فوت کند تا چهل شبانه روز غذا از خارج[خارج خانه] می آورند، نمی گذارند دودی از آن خانه بلند بشود، و در آن خانه طَبخ بشود.
اما من به تو بگویم در خانه امیرالمومنین دیگر بعد از فاطمه زهرا سلاماللهعلیها اصلا طبخ نشده، مدرک دارد ها.
آقا امیرالمومنین بعد از وفات[شهادت] صدیقه طاهره خوراک اهل خانه خودش را نان و نمک، سرکه، زِیت قرار داده بود.
نان بود گاهی با زِیت می خوردند، نان را گاهی با سرکه می خوردند، نان را گاهی با نمک می خوردند.
بعد از فاطمه زهرا دیگر در خانه امیرالمومنین طبخ نشد.
لکن خودِ مولا به نان خشکش نه زیت، نه سرکه و نه نمک، ضمیمه نمی کردند.
خودش نان خشک مخصوصی داشت به دست خودش از جو آرد کرده بود و به دست خودش پخته کرده بود و از آن می خوردند.
این روزها طبق های غذا به خانه امیرالمومنین می آوردند.
مگر به آن غذاها دست می زدند؟
آخر سه، چهار شب بود که بچه های امیرالمومنین غذا نخورده بودند، بچه های کوفه ها را می گویم ها، یتیم های کوفه.
طبق های غذا را بر می داشتند به امر آقا امام حسن علیهالسلام در خرابه ها تقسیم می کردند، تا طبق های غذا را می گذاشتند، این بچه یتیم ها جلو نمی آمدند، می پرسیدند بابایمان کجاست؟ واللهِ ما دست به این غذا نمی زنیم مگر اینکه خودش سر این سفره بنشیند،
بعضی از این بچه کوچک ها می گفتند خودش با دست خودش به ما غذا می داد، حالا کجاست؟
یا امیرالمومنین، یا امیرالمومنین، آقا یتیم نوازی کردی، بعد از شما هم این یتیم های کوفه را نوازش کردند.
آقاجان شما کجا بودی که یتیم های امام حسین را نوازش کنی؟
کاشکی سفارش می کردی که اینها وقتی بزرگ می شوند به کربلا بروند اقلاً یک مقداری نان و خرما، یک مقداری آب به این بچه های سید الشهداء بدهند.
《أَلَا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى القَوُمَ الظَّالِمِینَ》
یا علی مدد