روضه اباالفضل عباس علیه‌السلام

نام-بی-بی-فاطمه-سلام-الله-علیها_-جلسه- سوم – ۱۳۷۰/ ۰۹/ ۱۵

روضه اباالفضل عباس علیه‌السلام


خب دو شب هم باشد ما درِ خانه اباالفضل عباس علیه‌السلام هستیم، هر ده شب که هیچ، پنج شب که هیچ، درِ خانه آقا اباالفضل العباس باب الحوائج را نمی شود رها کرد، هر آن باید آنجا جبهه بر خاک آستانش سایید.

[و ما خواهش کنیم همان نوحه ای که منزل آقای خالقی خواندند، خیلی خوب گفته، خیلی عالی بود، ما خیلی آن شب برایش دعا کردیم]

امشب صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها لذت می برند درِ خانه اباالفضل العباس می رویم.

اگر تو بدانی فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها چقدر به اباالفضل العباس علاقه دارند، تا آنجایی که از آن عالِم شیعه گله کردند که تو به زیارت فرزندم نمی آیی، کوتاهی می کنی.

رَحِمَ اللّه عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ کَان نافِذَ البَصیرَهِ صَلِبُ الإیمانِ وَلا تَأْخُذُهُ فِى اللَّهِ لَوْمَهُ لائِمٍ

خداوند تبارک و تعالی به اُم البنین آقازاده ای مرحمت کرد، بعد از طی مقدمات، حین ولادت آقا امیرالمومنین علیه‌السلام در منزل نبودند.

کجا تشریف داشتند؟

[حالا من می گویم کجا بودند] آقا امیرالمومنین حین ولادت آقا اباالفضل العباس آن هنگامی که درد مَخاض به سراغ اُم البنین آمد آقا کنار قبر زهرا سلام‌الله‌علیها تشریف بردند برای اُم البنین دعا کردند و از صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها خواستند بی بی مرحمت کنند، و حین ولادت آقا باب الحوائج تشریف داشته باشند، لذا آقازاده را به دست امیرالمومنین دادند.

چه کسی به دست ایشان داده؟ آقا امیرالمومنین، آقا زاده را از صدیقه طاهره تحویل گرفتند.

[این بحث تا اینجا، نه روایت است، نه حدیث است و نه خبر است، هر که اهلش هست تا این نقطه می آید، از این به بعدش را می گوید، هر که اهلش هست دریافت می کند].

آقا امیرالمومنین خیلی اباالفضل العباس را دوست داشتند، چون از زهرا سلام‌الله‌علیها ایشان را گرفتند، روی زانو گذاشتند و نگاه به چشمان آقا کردند، چشم ها را باز کردند، چشم های درشت و جذاب.

حضرت شروع کردند دو تا چشم آقازاده را بوسیدن، خیلی بوسیدند، بعد شروع کردند بند قُماط را باز کردن، هاشمیات، علویات که آنجا بودند عرض کردند آقاجان، یا اباالحسن، ما عادتمان این است که تا چهل روز دست های بچه هایمان را می بندیم، باز نکنید.

فرمودند کار دارم، بند قماط را باز کردند و دست ها را یکی یکی بیرون آوردند، بلند شروع به گریه کردند، خانم ها عرض کردند آقاجان مگر دست های پسرتان عیبی، نقصی، ایرادی دارد؟ چیست گریه می کنید؟

فرمودند نه، کاملتر از این پسر ما نداریم، بعد از برادرهایش در عالم وجود نیست.

پس چرا گریه می کنید؟

جواب ندادند. شروع به بوسه زدن کردند، از این سر شانه بوسه زدند، دست راست را بوسیدند، دست چپ را بوسیدند.

رفته بودند به آقا امام حسن و آقا امام حسین علیهماالسلام خبر دادند که خدا به شما برادر داده، آقازاده ها رسیدند، دیدند اینکه مولا، بابا، آقا زاده را روی زانو گذاشته و گریه می کند، و بوسه می زند، نه آقا امام حسن علیه‌السلام سوال کردند، نه آقا امام حسین علیه‌السلام. آقا اباالفضل العباس علیه‌السلام را گرفتند، یکی به یکی دست به دست کردند، آنها هم شروع به بوسیدن و گریه کردن، کردند. دست را که می بوسیدند چشم را هم می بوسیدند، یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام اِکْشِفْ کَرْبى بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْنِ علیه‌السلام.

شاعر می گوید چهار امامی که تو را دیده اند، نه پنج امامی‌ که تو را دیده اند چون حضرت باقر علیه‌الصلاه‌والسلام هم در روز عاشورا سه ساله بودند، روز عاشورا تشریف داشتند، دنبال سر حضرت سکینه قبل از اینکه حضرت سکینه مسئله ای را عنوان کنند، حضرت باقر علیه‌السلام دویدند دست عمو را بوسیدند.

 

چهار امام( پنج امامی) که تو را دیده اند

دست عَلَم گیر تو بوسیده اند

 

نه یکی دیگر هم بوسیده است، خانم زینب سلام‌الله‌علیها وارد شدند باباجان، برادرجان چیست گریه می کنید؟

سوال از اینجا شروع می شود، حسن جان، حسین جان گریه تان برای چیست؟

امام حسین علیه‌السلام بیان کردند؛ خواهرم به وعده ای که پدرم و مادرم داده، این برادر من عباس است که علمدار سپاه من

حین ولادت آقازاده، امام حسین شروع به روضه خواندن کردند، اول کسی روضه اباالفضل العباس خوانده امام حسین علیه‌السلام است، خواهرم زینب می بینم که این دو دستش در یاری از من و تو و بچه های من از تن جدا می شود آنوقت بی بی زینب سلام‌الله‌علیها آقازاده را بغل کردند شروع کردند دست ها را بوسیدن.

غیر از پنج امام، بی بی زینب هم دست ها را بوسیدند، اُم کلثوم هم وارد شدند، اُم کلثوم هم دست ها را بوسیدند، یک جای دیگر هم امام حسین علیه‌السلام این کار را کردند، آنوقتی که به طرف نهر علقمه در حرکت بودند از اسب پیاده شدند شروع کردن شیئی را

بوسیدن، مردم خیال کردند پاره قرآن است، نه خیال کردند به حقیقت پاره قرآن است، دل امام حسین آرام نگرفت تا که آمدند کنار بالین برادر نشستند، بی بی زینب سلام‌الله‌علیها در دو جا به فریاد برادر رسیده، یکی سر کشته اباالفضل العباس، اگر زینب نمی آمد امام حسین نمی توانستند حرکت کنند، با اینکه حرکت کردند لکن دست به کمر گرفتند أَلانَ إنکَسَرَ ظَهرِی وَ قَلَّت حِیلَتِی وَ انقَطَعَ رَجائِی .

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی مدد