شرح-آیه-کریمه-استرجاع_جلسه-پنجم_۱۳۷۰–۰۶-۱۵
روضه آقا موسی بن جعفر علیهالسلام
آقا امیرالمومنین با درمانده ها خیلی میانه اش خوب است،با پس مانده ها خیلی میانه اش خوب است.
آقا موسی بن جعفر علیهالسلام از کوچه ای عبور می کردند کوچه هم باریک است یک نفر بیشتر رد نمی شد،[کوچه های قدیم،مدینه سابقش را دیدید؟ پیرمردها هستند] یک کسی آلوده بود،[همه مان دیگر آلوده هستیم،ببین هیچ کس نیست که آلودگی نداشته باشد منتها بعضی ها بلدند چه جوری روی آن را بپوشانند که هیچ کس از کارشان اطلاع پیدا نکند،بعضی ها هم صاف و ساده اند اینها آبرویشان می رود،آنهایی که آبرویشان می رود،امیرالمومنین زود دستشان را می گیرد،بلد نیست واِلا خطا مالِ همه است،بعضی ها اینقدر زبل و زرنگ هستند،ولی از خدا نمی شود پوشاند هااا،از امیرالمومنین نمی شود پوشاند هااا،اگر از همه خلق عیبت را پوشاندی از آنها نمی شود،ولی اگر آدم هم عیب دارد دستور است که مُتَجَری به فِسق نباشد،زشتی هایش را در اجتماع رو نکند،حالا هم که رو کرد آنها حامی اش هستند] در این کوچه باریک،آلوده بود به آقا موسی بن جعفر علیهالسلام هم علاقمند بود،دید آقا موسی بن جعفر دارند تشریف می آورند،کوچه باریک است،برخورد کنند،بوی دهانش به مشام امامش می خورد آبرویش می رود،رویش را به دیوار کرد و شروع کرد به دکمه های کُتش را بستن تا حضرت بیایند رد بشوند دو مرتبه برود،یعنی ندیدمتان.
حضرت به او رسیدند دست روی شانه اش گذاشتند،فرمودند در هر حالی که هستید رویتان را از ما بر نگردانید،ما این را دوست نداریم.
در هر حالی که هستی دامنش را بگیر.