💠بسم الله الرحمن الرحیم💠
💠 شرح فرازهایی از خطبه های نهج البلاغه(خطبه دوم)_ جلسه دوازدهم_بخش پایانی_(رمضان ۱۳۷۱)
💠روضه آقا علی اکبر علیه السلام
آقا امام حسین علیه السلام برای علی اکبر روز عاشورا از این معنا استفاده کردند، یعنی از آن موجودیِ ذاتیِ خودش این را برای علی اکبر صرف کرد، وقتی علی اکبر را به میدان فرستادند محاسن را روی دست گرفتند، یک دست هم بالا 《اللَّهُمَّ اشْهَدْ…》چون خودش اهل شهود است، خودش سیدُالشهداء است، از آن نکته وجودِ ذاتی خودش در کلام استفاده کرد، 《اللَّهُمَّ اشْهَدْ》خدایا من سیدالشهداء هستم تو به من این مقام را دادی، فرزندم را به میدان می فرستم تو شاهد باش، تو گواه باش. هیچ کسی حرف دل من را نمی فهمد، فقط تو که خالق من هستی میدانی من چه می گویم،
《اللَّهُمَّ اشْهَدْ》یکی از معانی اش این است که خدایا تو میفهمی، من چه می گویم، من فرزند به میدان نمیفرستم این پسر من نیست من جدم رسول الله را به میدان میفرستم.
در مقام شهود این تبادلات معنوی هست اگر این شهودآفرین عالم به مقام شهود نرسیده بود این سخن از او جاری نمی شد.
《فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ》لذا تمام شهدای کربلا از دست ساقی کوثر جام را نوشیدند، امیرالمومنین علیه السلام سیرابشان کرده، مگر علی اکبر که دمِ آخر به این مرتبه شهودی که امام حسین مصرف کردند عرض کرد:
《یَا أَبَتَاهْ هَذا جَدِّی رَسُول الله قَد سَقانِی بِکَأْسِهِ الْأَوْفَى》 دیگر من سیراب شدم، آن شربت شهادت را از دست رسول خدا چشیدم.
آقا امام حسین هم که نفرین کردند برای فرزند نفرین نکردند برای کشته شدن جدشان نفرین کردند که فرمودند 《قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوکَ…》،
《بُنَیَّ عَلی قَتَلُوکَ وَ مَا عَرَفُوک》، یک بیان دیگر هم دارند که دلِ همه را آتش میزند، صدا زدند:
《یَا فِتیانَ بَنی هاشِم اِحمِلوا أخاکُم،اِلی الفُسطاطِ》.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»