روضه آقا امیرالمومنین علیه‌الصلاةوالسلام

💠بسم الله الرحمن الرحیم💠

💠روضه آقا امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام
[فایل بیست و یکم_1356_دقیقه ۲۳:۰۶ الی آخر]

جنازه در یک نقطه غیرمعلومی قرار گرفت، بیابانی است که احدی در آنجا سکنی ندارد، انتهای جنازه را آقا امام حسن و امام حسین علیهما السلام به زمین گذاشتند، طبق وصیتی که شده بود خاک را یک مقداری برداشتند قبری درست شده و پرداخته شده مشاهده کردند، خواستند جنازه را در قبر بگذارند دیدند سواره ای پیدا شد، عجب!
ما مخفی از همه کس جنازه پدرمان را طبق وصیت آوردیم، جنازه بر شتری سوار بود به طرف نجف و غَری(نام موضعی در کوفه که تن امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در آنجابه خاک سپردند) می بردند، دیدند شترسوار نزدیک شد، نزدیک شد، خوب که نگاه کردند دیدند نقاب به صورت دارد، نشناختند، در مرحله اول شناسایی غیرممکن بود، ناگهان از شتر پیاده شد، و فرمود جنازه را به من واگذار کنید، دست های مبارکش را در آورد، جنازه را تحویل گرفت، آقا امام حسن و آقا امام حسین علیهما السلام خوب که دقت کردند دیدند دست ها، دستهای پدر است، علامت، علامت بابایشان است، نشانه، نشانه وجودِ مقدس امیرالمومنین علیه السلام است، جنازه به خاک سپرده شد، ناقه سوار خواست نقاب به صورت بگذرد و رد بشود، آقا امام حسن علیه السلام آمد دامنش را گرفت، نمی گذارم بروی، تو که هستی که آمدی جنازه بابایم را از دست ما گرفتی و به خاک سپردی، و ما قدرت نفس کشیدن نداشتیم؟
مرحوم حجت الاسلام نَیر، یک رباعی دارد آن رباعی را می خوانم توضیحش شب آینده که چطور شده این حقیقت به این معنا بپیوندد؛

عنوان مُنزَه از نُعوت است 《علی》

[نُعوت جمع نَعت است و نعت به معنای وصف است، وصف《علی》را نمی شود گفت، منزه تر از این است که او را توصیف کنیم]
بر ذات حق آیت ثبوت است《علی》
زآن ناقه سواری و حضور شب دفن
پیداست که حِی لایَموت است《علی》

نمی میرد، فنا او را نمی گیرد، آیه قرآن کنارش است،  《کلُّ مَنْ عَلیها فَان وَ یبقَی وَجْهُ رَبَّک ذوالجلالِ والاکرامِ》(سوره مبارکه الرحمن/۲۶_۲۷).
حجت الاسلام نَیِر تبریزی رباعی را بدون سند نگفته، سندش قرآن و حدیث است.
آقاجان نمی گذاریم بروی تو که هستی که جنازه بابایمان را از ما گرفتی؟
ناگهان نقاب را از صورت برداشت. نگاه کردند دیدند خودِ امیرالمومنین علیه السلام است، آقازاده ها خودشان را انداختند روی دست و پای امیرالمومنین، پدر جان تو جنازه ات را از ما تحویل گرفتی؟
بله ما هستیم، بدان حسن جان، بدان حسین جان که در شرق و غرب عالم وصیِّ پیغمبری نمی میرد مگر به پیغمبر همان زمان ملحق بشود، و ما اهل بیت و ما کسانی که از دودمان پیغمبر هستیم، فنا و مرگ ما را نمی گیرد، روایاتش در اصول کافی موجود است. اعتقاد به آن چه جوری است؟
آن آیه ای که در ذهن توست، صد مرتبه بیشتر از تو هم دیدم هم معنایش را می دانم《إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ 》(سوره مبارکه زمر/۳۰).
آن یک معنایی دارد که هیچ منافاتی با این حرف ندارد.
《علی》 جان تو را به آن چهره ای که به حَسَنینت نشان دادی، امشب آن چهره را به دل ما هم نشان بده که این ارتباط دلِ ما با تو قطع نشود.
من نمی دانم در تشییع ایی که از آقا امیرالمومنین شده زینب و ام کلثوم هم بودند یا نه، نمی دانم، ولی این را می دانم که وقتی آقا امام حسن و آقا امام حسین علیهما السلام از تشییع امیرالمومنین علیه السلام برگشتند در میان راه خانم زینب سلام الله علیها را ملاقات کردند، در میان راه معنایش این است که خانم زینب به استقبال آمده است، یا نه در راه بوده اند و نشده با هم سخن بگویند، دیدند خیلی خانم زینب منقلب است و هیچ جلوی گریه اش را کسی نمی تواند بگیرد، سوال کردند خانم برای چه گریه می کنید؟
معلوم شد که هنوز حرفی را که امیرالمومنین دم آخر زندگی و حین وفاتش در گوش اباالفضل علیه السلام گفته، سامِعه زینب را پر کرده، خانم زینب عرض کرد حسین جان، حسن جان، برادران من، من از آن حرفی که بابایم به اباالفضل گفته گریه ام گرفته.
به اباالفضل چه گفته؟
به برادرت عباس، بابایم چه گفته که گریه می کنی؟
آن وقتی که بابایم داشت وصیت می کرد، به حسنم وصیت کرد، به برادرم حسین وصیت کرد، حرفی را آهسته به گوش اباالفضل گفت.
چه گفت زینبم؟
حرفی زد که اباالفضل را به گریه در آورد، اباالفضل العباس به خارج از منزل آمد و شروع کرد به بلند بلند گریه کردن.
خانم زینب سلام الله علیها دامن اباالفضل علیه السلام را گرفت، برادر به جان پدرم قسمت می دهم، به جان برادرم حسین قسمت می دهم، به جان برادرم حسن قسمت می دهم، بابایم چه گفت که تو گریه ات گرفت؟
زینب جان وقتی که پدرم من را پیش خواند و درِ گوشم سخن گفت، سفارش حسین را به من کرد، و می فرمود اباالفضل، عباس عزیزم، تو را برای این ذخیره کردم که از برادرت حسین حمایت کنی.
حسین جان هنوز حرف اباالفضل در گوشم است، اما بدان از تو حمایت می کنم اگر کسی نیست بچه های بی صاحب تو را از کربلا به کوفه و…

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
یاعلی مدد