💠بسم الله الرحمن الرحیم💠
💠روضه آقا امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام
[فایل نوزدهم_1356_دقیقه ۳۶:۴۵ الی آخر]
مقدمه شب قدر است یا خودِ شبِ قدر است، بگذار امیرالمومنین با خدا آشنایت کند، بیا درِ خانه اش.
اگر نتوانی امشب درِ خانه《علی》 دلت را بیاوری که با خدا آشنا بشوی، هیچ راه دیگر ندارد، خدا به آبروی امیرالمومنین امشب همه گناهان گذشته و آینده ما را ببخش.
راه ارتباط ما را با امیرالمومنین باز کن.
برویم سر مصیبت خواندن؛
《وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ》هستی همه تسبیح حق می گویند،《 وَلَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ》شما فهم ندارید، درک ندارید که تسبیح موجودات را بشنوید، جمادات تسبیح می کنند، نباتات تسبیح می کنند، حیوانات تسبیح می کنند، ملائکه، مجردات تسبیح می کنند، انسان هم تسبیح می کند، این موجود جمادی که خدا قابلیت به او داده که تسبیح کند به همان شعور امام شناس است، برای همین وقتی که مولای تو کمربندش را بست که از خانه بیرون بیاید اول جماد حلقه در کمربند《علی》را گرفت.
زبان حالش این است علی جان کجا می روی؟ می خواهی ما را بی صاحب بگذاری؟ بی مولا بگذاری؟
بعدا حیوانات آمدند دامن《علی》 را گرفتند، مرغابی هایی که در خانه…
[آیه یادت نرود《وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ》]
مرغابی ها آمدند دامن《علی》را گرفتند،《علی》جان ما می فهمیم این انسان است که نمی فهمد تو که هستی، 《علی》جان تو پیش ما مظلوم نیستی، ما عارف به حق تو هستیم، ما معرفت به شأن تو داریم، این انسان است که به تو ظلم می کند، این انسان است که حق تو را نمی شناسد، کاش این آدم پایین می آمد به حد جماد می رسید، و علی شناس بود، کاش که پایین می آمد به حد حیوان می رسید و علی شناس بود. انسان به کجا می رسی که شمشیرت را زَهر می دهی برای اینکه روی سر 《علی》بزنی؟
او که هستی به عنایت و لطفش احتیاج دارد، او که عالم دست گدایی به درِ خانه اش دراز کرده، انسان به کجا می رسی شمشیر روی سرش می زنی؟
نمی دانم چه مصلحت است ببین در عالم سه نفر بلند می شوند، یکی قصد جان معاویه را می کند، یکی قصد جان
عمرو عاص را می کند و یکی قصد جان امیرالمومنین علیه می کند، من نمی دانم این عالم چه جوری پرورش می دهد دو نفر موفق نشوند آنها را بکشند، و یک نفر موفق بشود 《علی》را بکشد، این سِرّ خلقت چیست خدا می داند، چه سِرّی در این هست خدا می داند.
آن دو نفر نتوانستند به قصد خودشان برسند اما ابن ملجم( لعنت الله علیه) توانست، همه این حرف ها درست است، گوش بده، اینها هم به دلیل عقل هم به دلیل نقل هم به معرفت درست است، امیرالمومنین عالم و آگاه به تاریخ شهادتش است، به مکان شهادتش است، و قاتلش را می شناسد و خودش با همه این علم می رود بالای سرش بیدارش می کند، تمام ثابت است، هیچ مو لای درزش نمی رود، اگر این ثابت نباشد معطلت نکنم هیچ چیز در دین ثابت نیست، همه را خواستی منکر بشوی بشو اگر این را انکار کردی، هیچ عیب ندارد.
امیرالمومنینی را قبول داریم که همه اینها را می داند، امیرالمومنینی که این جور چیزها را نداند به درد امامت و صاحب ولایت بودن نمی خورد، نستجیرُبالله، و آن که صاحب ولایت کلیه و مطلقه است باید به شئون هستی آگاه باشد.
پس چطور با علم به این جهت سراغ قاتلش می رود؟
بله به این جهت، سراغ قاتلش می رود.
بیدارش کرد، کاش که بیدار می شد، بلند شو می دانم قصدت چیست، می خواهی خبرت بدهم زیر دامنت چه پنهان کردی؟
می رود به نماز می ایستد، آمد در محراب عبادت ایستاد که دیگر همه عبادتگاههای عالم یک تکبیر امیرالمومنین در آن بلند نمی شود، فقط 《علی》بود که این جوری عبادت کرد و خدا را شناخت، خاص او بود.
مولای تو رکعت اول نماز را خواند، رکعت دوم نماز را خواند، به رکوع رفت و سر را از رکوع برداشت ناگهان برق شمشیر آن ملعون جهید، چنان ضربت به سر مبارک امیرالمومنین زد که دیگر امیرالمومنین نتوانست به اختیار خودش به سجده برود، به خاک محراب افتاد، خاک های محراب را بروی زخم سرش می پاشد و این آیه را می خواند 《مِنها خَلَقناکُم وَفیها نُعیدُکُم وَمِنها نُخرِجُکُم تارَهً أُخرىٰ 》(سوره مبارکه طه/۵۵).
《فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه》.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد