روضه آقا امیرالمومنین علیه‌السلام

روضه آقا امیرالمومنین علیه‌السلام

شب قدر جلسه اول ۱۳۶۵


[توی زیارتش میخوانی،« السلام علیک و علی ضجیعیک آدم و نوح »محل قبر مطهرش ،قبر آدم بوده که نوح را در همان نقطه در قبر آدم گذاشتند،و بدن مطهرش را در نقطه ای که قبر نوح نبى( على النبینا و علیه أفضل الصلاه والسلام) و آدم صفی بوده در آن نقطه گذاشتند]، وقتی که یک مقدار خاک را برداشتید قبری ساخته و پرداخته،پیدا میشود،حسن جان یک وقتی وحشت نکنی از واقعه ای که آنجا رخ میدهد،(آن واقعه چیست؟؟ بعد معلوم میشود)

جنازه را آوردند،[روایات در کافی هست،این روایات را بخوانید، فرمودند اینکه ما نمی میریم،فنا ما را نمی گیرد،به حَسَب ظاهر اگر موت و فوتی برای ما بود حتی بدن ما در آن خاک و قبر نمی ماند،”یَرْفَعُهُ الله إِلَیْهِ” ،خدا بدن و جسم ظاهری ما را به سوی خودش بالا میبرد،آن کجاست که این بدن و جسم را میبرد؟؟

وَ أَرْوَاحُنَا فی أعلیٰ عِلِّیٖینَ”،ولى روح ما در بالاترین مقام که در اندیشه است،هر چه تو توی مقام فکر بالا

فرض کنی، بالاتر از آن،ارواح ما آنجاست.
از آقا امیرالمومنین علیه‌السلام تشییع نکردند اِلا خواص، خیلی عده شان کم بود، آقا امام حسن و آقا امام حسین علیهما السلام دنبال جنازه را گرفتند جنازه خودش دارد میرود،از کوفه آمد آمد آمد محل فعلی که نجف اشرف است در همین نقطه سرِ جنازه آمد پایین،آقا جنازه را گذاشتند،همان نقطه خاک را برداشتند،قبری ساخته و پرداخته،خواستند بدن را روی دست بگیرند ،دیدند یک شتر سواری،نقاب به صورت دارد از بیابان می آید (حسن جان از واقعه ای که پیش می آید وحشت نکنی) آقا امام حسن علیه‌السلام،اینجا منتظر هستند ببینند واقعه چیست.
نقاب بر صورت است ،با امام حسن صحبت میکند، تُن صدا ،تُن صدای باباست،دستها را جلو آورد که بدن را بگیرد،دستها دستهای باباست،بدن را گرفت توی خاک گذاشت تمام حرکات ،حرکات باباست.
این شاعرچقدر قشنگ گفته،بهتر از این کسی نتوانسته این رباعی را در این باب بگوید؛

عنوان منزّه از نُعُوت است علی[هیچ کس نمی تواند او را وصف کند]
بر ذات حق آیت ثبوتست علی
زان ناقه سواری و حضور شب دفن
پیداست که حِیّ لایموتست علی

(نُعُوت؛ جمع نَعت است به معنای صفت)

یکی از اسماء حق ،حِیّ است .حِیّ لایموت ،این مَظهَر و مُظهِر حق است، خیلی بحث توحیدش روشن است، یعنی نمی خواهد برایت اضطراب بیاید،مَظهَر و مُظهِر تمام اسماء هستند، نَحنُ اسماءُ الله الحسنی،باید اسماء حق ،مَظهَر و مُظهِر داشته باشد ،یکی از آنها “حِیّ”است، باید “حِیّ” باشد.
قسمش داد ،آقا امام حسن علیه‌السلام ناقه سوار را قسم داد ،تو را به آن حقی که به ما پیدا کردی،خودت را به ما بشناسان.
نقاب را از صورت برگرفت،آقا امام حسن علیه‌السلام را مدهوش کرد، صیحه ای زد ،باباجان خودتی؟؟
آقا امام حسین علیه‌السلام را مدهوش کرد،باباجان خودتی؟؟
پیداست که حِیّ لایموتست علی

یک وصیت دیگر هم کردند، حسن جان (تنها سفارش آخری آقا امیرالمومنین علیه‌السلام)یک سفارش دارم که خیلی باید در انجامش کوشا باشی، این زینبم را به تو و حسین سپردم،در نگهداری اش خیلی مواظبت کنید.
جدیت کردند،آقا امام حسن علیه‌السلام در تمام عمر مواظب حالات حضرت زینب بودند،آقا امام حسین علیه‌السلام در تمام مدت زندگی مواظب بودند ، اما این کوفه همین جایی که این وصیت شده برای نگهداری و حفظ و حراست از این حقیقت عصمت صغری ،همین کوفه شاهد است که چه بر این زینب سلام‌الله‌علیها گذشت ،آنوقتی که دم دروازه کوفه،آمدند نان و خرما تصدق بدهند

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»