شرح دعای شریفه افتتاح-جلسه بیستم- ۱۳۷۰
روضه آقا امیرالمومنین(علیهالسلام)
اصبغ هم نشسته توی آن مجلس،وصیت فرمودند،(اصبغ هم گوش میدهد)حسن جان،حسین جان، سه تا جنازه تشکیل بدهید دوتا جنازه خالی،یکی را میفرستید به طرف مدینه و یکی را روانه میکنید به طرف ایران.(آنکه آمده به طرف ایران،الان در مزار شریف افغانستان،آنجا تابوت خالی دفن است،ولی بروید معجزات نگاه کنید.یکی به طرف مدینه رفته که نمیدانیم کجا دفن شده)، جنازه من را توی یک تابوت میگذارید که آن جناره من هست و خودتان همراهی میکنید ،فقط دنبال جنازه را تو و حسینم می گیرید، جلوی جنازه خودش میرود،هر جا به زمین نشست همانجا قبر من است. سواره ای که پیدا شد،جنازه را به سواره نقاب پوشیده(سواره بر شتر سوار است،بر ناقه سوار است)تحویل بدهید پسرانم.
بی بی زینب از اندرون حجره وصیت بابا را شنید،ام کلثوم شنیدند، ام المصائب شروع کردند به گریه کردن،آی کربلایی ها،آی امام حسین دوست ها، میدانید بی بی زینب چه کار کردند؟ بی بی زینب یکسره آمدند کنار امام حسین (علیهالسلام)نشستند،عرض کردند حسین جان وقتی میروید تشییع بابا من را هم با خودت ببر، من طاقت جدایی تو را ندارم تو بروی من بمانم. جنازه آمد ،زهر کوفان با دل…حرکت میکند،توی تاریکی شب حرکت میکند آمد و آمد توی یک مکانی جلوی تابوت نشست،آقا امام حسن و امام حسین تابوت را به زمین گذاشتند،لحدی پرداخته پیدا شد، آنجا محل قبر آدم بود و نوح در درون قبر آدم دفن شده است،و امیرالمومنین در میان قبر نوح و آدم، 《السلام علیک علی ضجیعیک آدم و نوح (علیهماالسلام)》توی زیارتشان می خوانیم،سلام بر تو علی جان و بر آن دو پیغمبری که تو در قبر آنها آرمیده ای ،که نوح است و آدم.
این معنا دارد، قبر نوح و قبر آدم توی هم است، توی این دوتا هم قبر مطهر امیرالمومنین (علیهالسلام)است.آنجا گذاشتند ناگهان دیدند از پهنای بیابان ناقه سواری،(آقا امام حسن و آقا امام حسین انتظار میکشند کو ناقه سوار؟)پیدا شد.
از ناقه پیاده شدند، دستها دستهای باباست که دراز کردند،به من بدهید جنازه را، صدا صدای باباست،بدن را تحویل گرفتند و توی خاک گذاشتند و تمام حزن و اندوه امام حسن و امام حسین برطرف شد،بی بی زینب گریه نمیکنند، عجیب!!!تا قبلش همه به سر و سینه می زدند،اشک قطع نمی شد،چه شده همه آرام هستند؟
همه آرامِ آرام،چون 《علی》 آمده.
امام حسن (علیهالسلام)فرمودند آی ناقه سوار،نقاب به صورت کشیده به حق این بدنی که از ما تحویل گرفتی،خودت را به ما معرفی کن تو کی هستی؟
نقاب از صورت برگرفت،دیدند بابا امیرالمومنین(علیهالسلام) است.
عنوان منزّه از نعوت است علی
بر ذات حق آیت ثبوتست علی
زان ناقه سواری و حضور شب دفن
پیداست که حی لایموت است علی
می رویم کربلا؛
آقا امام حسین،خانم زینب را با خودشان آوردند که فراق سخت است،هجران سخت است، این فاصله را بی بی زینب،نمی تواند تحمل کند،فاصله تشییع را، اما دلها بسوزد کربلا،چگونه توانست بی بی زینب،از بدن برادر جدا بشود، به اختیار نبود؛
فَجتَمِعَت علیها عِدهٌ مِنَ الاَعراف فَجَروها من الجسد اخیها ، آمدند با تازیانه و کعب نی خواهر را جدا کردند از برادر.
یا علی مدد