نَفس_بیست و دوم مرداد ۶۹
راه امام حسین علیهالسلام
خوب دقت کنید،[نقطه ظریف یادم نرود مربوط به کربلاست،می گویم]از خاتم انبیاء صلیاللهعلیهوآلهوسلم قویتر در هدایت هیچ کس را نداریم.
در این ره انبیا چون ساربانند
دلیل و رهنمای کاروانند
وز ایشان سید ما گشته سالار
هم او اول هم او آخر در این کار
ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر آن یک میم غرق است
احد در میم احمد گشته ظاهر
در این دور اوّل آمد عین آخر
این نقطه هدایت مطلق،خاتم انبیاء،بدون واسطه دست عده ای را گرفته دعوت به اسلام کرده است،چه شدند؟ شدند مُسلم.
بعداً به آنها در غدیرخم ولایت امیرالمومنین علیهالسلام را تلقین کرده است،همه گفتند درست، اولی و دومی هم گفتند بَخٍّ بَخٍّ لَکَ،این شده مومن،خوب.
نماز خواندند به کی؟ به رسول الله،با رسول الله.
جهاد کردند،با کی؟ با رسول الله.
پول دادند به رسول الله، قرآن حفظ کردند،احکام می دادند،پا به پای رسول الله حرکت می کنند،چه کار می کنند،چه کار می کنند،چه کار می کنند،پُر،از رسول الله تفسیر گرفتند،از رسول الله حدیث گرفتند،پُر است دیگر،خوب،دیگر از این بالاتر می خواهیم یا نه؟
اگر داریم بالاتر بیا عرضه کن.
روزِ سقیفه همه اینها روی 《علی》شمشیر کشیدند.
این اتصافِ به صفت از نقطه فعل است،توی ارتباط ذات نقش ندارد،حتی از مجرای رسول الله صلوات الله علیه و آله و سلم.
آمریکایی ها که نیامدند درِ خانه حضرت زهرا سلاماللهعلیها را آتش بزنند،آنها بودند ؟؟؟
تمام بغل دستی هایی رسول خدا آمدند که اسلام را از کی گرفتند؟؟
از من که نگرفتند که خودم بی خبر از تمام اسلام هستم،از من که نگرفتند،از من که ایمان را نگرفتند که بی خبر از همه ولایت هستم،از من که نگرفتند،از رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلم در غدیرخم به نَص آیه 《الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ …》(سوره مبارکه مائده/۳)با این آیه گرفتند.با دست رسول الله مسلمان شده ،خوش به حالش،نه این فایده ندارد،این به فعلیت خودش ،یعنی با قدم برداشتن،فکر کردن،اندیشه خود،تشخیص خود،《فعل》زیر بنایش خلق است،《ذات》 زیر بنایش حق است.
چطور میشود که عاقبت کارِ بعضی ها بد در می آید؟
به جهت اینکه از اول خودش حرکت کرده ، از اول چیزی نبود که چیزی بشود.
مساله سقیفه خوب روشن می کند، مساله سقیفه خوب راهنمایی می کند که با هدایت رسول الله می شود یک کسی بیاید به مرزی برسد که شمشیر روی سرِ امیرالمومنین علیهالسلام بکِشد،درِ خانه فاطمه زهرا سلاماللهعلیها بسوزاند،کربلا بیاید خیمه آتش بزند،اینها می شود،اینجا یک حرف داریم،وقتی ما می گوییم راه امام حسین علیهالسلام با همه راهها فرق دارد اینجاست،آیا کربلایی ها،هفتادو و دو تن ،گریه کن های بر امام حسین،اینها رقمشان را آن وقت زدند؟ یعنی از ذات شروع شده،مُتَصِف شده یا از فعل حرکت کرده؟
فقط توی عالم یکی هست و آن هم امام حسین است که از فعلیت به صفت رسانده و چنان قوی است،که از آنکه از ذات به صفت آمده قویتر حرکت می کند.
[اگر کسی گرفت خوش به حالش].
لذا هر چه در راه امام حسین علیهالسلام منشاء حرکتش باشد اوجش می دهند،کمالش می دهند،وصالش می دهند،به همان نقطه تثبیت صد در صد می رسانند،حُر نه تنها حرکتش از فعل نیست،حرکتش در ضدِ فعل هم هست،خوب قدرت را نگاه کن!! یعنی حُرِ ریاحی این بزرگ عالم هستی نه تنها دست و پای امام حسین علیهالسلام را نبوسیده ،نیامده خدمت کند ،هیچی، این کارها را هم نکرد،سرِ راه هم بر امام حسین
گرفت،دلِ حضرت زینب سلاماللهعلیها را هم تکان داد،بچه های امام حسین را هم لرزاند،یک جایی باز رساندنش که همه عقل ها مات است.
توی راه امام حسین علیهالسلام نه تنها از مجرای فعل به صفت می رسانند از ضد فعل به هم به صفت می رسانند،به عالیترین مرتبه می رسانند که هیچ صاحب صفتی از منطقه ذات هم به آنجا نمی رسد. توی راه رسول الله صلوات الله علیه و آله این هست؟ نه نیست.
ایام زیارتی آمده بود کربلا دزدی کند،چون آنجا و آنوقت دیگر کسی مواظب نیست و ناطورها (نگهبان ها)هم می گویند اینها زوارند.
طلا فروشی ها را باز کرد طلاها را هم دزدید،خوابید که صبح بلند شود برود،دید امام حسین اسمش را جزء زوار می نویسد.
بابا یک حرفی ما داریم میزنیم این سوق دادن و راهی کردن مردم دنبال عمل زشت نیست،یک چیزِ دیگر داریم توی عالم می گوییم ،داریم می گوییم امام حسین عظمتش در حدی است که ما درک نمی کنیم،این را می خواهیم بگوییم حالا تو بیانی بهتر داری آن را بیا بگو،جور دیگری میفهمی از آن راه بفهم،این را میخواهیم بگوییم .
خودش عرض کرد حسین جان من که آمدم دزدی چطور اسم من را جزء زوار می نویسی؟
فرمود هر کس به سرزمین من قدم بگذارد من آن را [می نویسم]
ولو منِ جنایتکار؟
حضرت فرمودند ولو تو.
دیگر نفرمودند ولو توی جنایتکار.
خواب است،بله خواب است.
امروز سه چهار تا ورق کاغذ نوشتند.
خوب ببینید این عیب نیست،برای یک مشت شیعه ؟همه حرفها و کارهایمان را درست کنیم،این نوشته که سینه زدن و زنجیر زدن و نوحه کردن اینها خلاف قرآن است و حدیث و روایت است!!!
اینها را هم همه جا منتشر کردند.
یک کسی نیست به این بی شعور ،تاریک،ظلمانی،[البته اینها به اشاره خودِ امام حسین، خودِ امام حسین دستش را روی کاغذ می گیرند که اینهایی که یک خرده قلبهایشان آرام شده ،ساکت شده دو مرتبه به وجد بیایند.امام حسین وسیله درست می کند که اینها را دو مرتبه بیاورد،این کار خودِ ذات مقدسش است].فقط یک جواب دارد ممکن است بعضی ها این کاغذ را دیده باشند یا ببینند،فقط پشتِ آن کاغذ بنویسید خوردنِ خاک در تمام منطقِ شرع،ظاهر و باطنش حرام است،همه نوشتند،فقیه می نویسد ،صاحب رساله می نویسد،روایات می نویسد،احادیث می نویسد،همه، خوردنِ خاک حرام است.این جوابش فقط این است،هر کس خواست جواب بدهد جز این جواب ندهد؛ولی خاک کربلا خوردنش نه تنها حلال است بلکه شفا بخش و مرده زنده کن است.این جواب است،جواب هم غیر از این ندارد.وادی امام حسین غیر از…
و گذشته از این اگر تمام علمای عالم ،مجتهدینی که صاحب رساله هستند بیایند این حرف را بنویسند،تمام عوامِ درجه یک حرف او را قبول نمی کنند و می گویند باز سینه میزنیم.این دین ماست،و بنا می شود که آدم را با سینه زدن،بازنجیر زدن،آخرش این می شود دیگر که به جهنم ببرند،خدایا درش را بازتر کن اگر دو لنگه است صد لنگه کن،اگر صد لنگه است هزار لنگه کن،اگر هزار لنگه است یک میلیون در برایش بگذار.ما چیزی غیر از این نداریم،ما جز این حرفی نداریم.
در هر چند وقت یک خودشان این مرحمت و این لطف را می کنند،که هر کس آرام است حرکتش بدهند.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد