دَدِه تُرکه

شرح-آیه-کریمه-استرجاع_جلسه-اول_۱۳۷۰-۰۵-۱۸

دَدِه تُرکه
دو قضیه برایتان نقل کنم،هر دو قضیه شنیدنی است؛

کسانی که پیش روی مبارک امام حسین علیه‌الصلاه‌والسلام دفن می شوند برای اینکه جنازه شان رو به قبله قرار بگیرد،لازمه این ترکیب این است که پشت به قبر امام حسین باشند،لذا بزرگانی که در کربلا مجاور بودند همیشه وصیت می کردند که ما را پیش رو دفن نکنید همیشه پشتِ سر دفن کنید،به جهت اینکه موقعی که ما را به خاک می سپارید پشتمان به قبله کُل نباشد،او قبله هستی است،او قبله وجود است،این وصیت بود، خیلی ادب است،خوب است،وصیت است.

بعضی ها هم وصیت نکرده اینها را در صحن مطهر پیش رو دفن‌می کردند،بعد از مدتها زمان می گذشت،قبرها شکافته می شد می آمدند می دیدند که عجب چرا آیین اسلامی آن هم شیعه،آن هم کنارِ قبرِ سید الشهداء،چرا ملاحظه نشده؟ چرا همه اینها پشت به قبله خواباندند؟

اول خیال می کردند اشتباه شده.

کربلا طاعون آمد،مردم دسته دسته از بین می رفتند،جمعیت می آوردند،ده هزار نفر در صحن دفن کردند رو به قبله پشت به امام،چهل سال گذشت،دیواره های صحن فرو ریخت دیدند جنازه ها نه یکی نه دوتا،هزارتا نه بالاتر،همه اینها پشت به قبله رو به امام حسین علیه‌السلام هستند.

مرحوم‌ آقای دستغیب در این کتاب وقایع و حوادثی که

نقل کردند این را نوشتند تا نوبت به رئیس عشاق رسید،هر کس در عالم تُرک است افتخار کند به نام این دَدِه تُرکه،به نامش افتخار کند.

هزار سالِ قبل یک عاشقِ دلسوخته،آمد مجاور قبرِ اباعبدالله الحسین شد،آنوقت شهر نبود،أولُ مَن أَسرَجَ السِراج اِلی قَبرِ اباعبدالله علیه‌السلام دَدِه تُرکِه

اول کسی که در شب شمع بر قبر سیدالشهداء روشن کرد این بزرگوار بوده،اول کسی که شمع روشن کرد و چراغ آنجا آورد دَدِه تُرکه بود.لذا دیدید شبِ عاشورا و شبِ یازدهم همه نذر می کنند شمع روشن می کنند،از کجا؟؟ چه جور؟؟

در مشاهد مشرفه هم شمع روشن می کنند،نذر است شمع روشن می کنند.

دَدِه تُرکه فوت کرد به آیینِ خاصِ تشیع دفنش کردند،خیابان کِشی که می کردند،قبرش زیارتگاه بود از روبروی ایوان مطهر که خارج می شدید زیر ساعت،آن طرف خیابان،آن طرف بازار قبر مطهر دَدِه تُرکه بود،دیوارهای قبر فرو ریخت،بدن سالمِ سالم است.

مرحوم حاج آقا حسین قمی را آوردند،چون دَدِه تُرکه شخصیت است،وقتی آمدند لَحَد را نگاه کردند دیدند پشت به قبله رو به امام حسین است.چیست؟؟ چه می خواهیم بگوییم؟؟

امام حسین علیه‌السلام آیین به هم زن است،مسیر عشق امام حسین قاعده به هم زن است،آنهایی که چراغشان،فتیله شان،به عشق امام حسین روشن شده اینها خودشان نمی دانند چه گیرشان آمده،خلق هم نمی دانند،هیچ کس هم نمی داند،سلوک الی الله،سیر الی الله،رسیدنِ به حقایق از هر طریقی،حتی طریق امیرالمومنین علیه‌السلام،حتیعلیاگر دستِ کسی را بگیرد آداب و رسوم دارد،جز راه امام حسین علیه‌الصلاه‌والسلام،آداب و رسوم ندارد،هر امامی را،ولیی را می خواهی زیارت کنی باید غسل کنی،طهارت،جامه تمیز،امام صادق علیه‌السلام فرمودند زیارت اباعبدالله الحسین غسل نکن.

می خواهی خودت را پاک کنی؟ غسل کنی؟ آب را او پاک کرده،او به آب طهارت داده،جامه ات را عوض نکنی،او آلوده می پذیرد،هیچی نمی تواند قاعده امام حسین علیه‌السلام را به هم بزند،او قاعده به هم زن است.

آی خدا جرأتش را بده،امروز یک دعا بکنیم تو را به حق امام حسین دلها خیلی آماده باشد،به ما جرأت بدهند به اندازه ظرف وجودیمان که از امام حسین علیه‌السلام گرفتیم حرفمان را بازگو کنیم.هستی پذیرا نیست،حتی آنها که ادعایشان می شود،نیست،کسی نمی تواند بکِشَد،عَلَی الله اینقدر هست که دستِ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم  به سوی امام حسین علیه‌السلام دراز است. در بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّیحرف را بفهم،در لفظ نفهم در کلام نفهم،در خارج تحقق دارد، خودم به قربانت،مالم قربانت،مادرم قربانت،بچه هایم فدای تو،لفظ است؟؟

اینجوری نفهم،در واقعش بفهم حُسَینٌ مِنّی وَ اَنا مِن حسین،یعنی چه؟؟

خاتم انبیاء می فرمایند ما هم ابواب جمع این هستیم دیگر.

همانجایی که آدرس دادم از در خارج می شوی آن طرف قبر دَدِه تُرکه حالا خیابان شده،ان شاء الله می رویم کنارش خاک هایش را جمع می کنیم به صورتمان می کِشیم،این راه باز می شود،می رویم،می بینیم.

بر همان درب این شعر صغیر اصفهانی نوشته است،خدا رحمتش کند [ ما برای محتشم خیلی مقام قائل هستیم،خیلی، ولی اگر محتشم هم می بود می گفت شعرهای من را جمع کنید همین بیت صغیر اصفهانی را فقط به در و دیوار بنویسید]،چون بر درب صحن مطهر اباعبدالله به اجازه خودِ حضرت،به رخصت خودِ حضرت(مگر می شود حضرت نپسندند کسی شعرش آنجا برود؟)این شعر صغیر نوشته شده؛

عارفان اینجا به معنی زائرند الله را

عرش رب خوانند خاصان این تجلّیگاه را

این غریبانند[اشاره به اصحاب امام حسین می کند] یا شاهان اقلیم وجود؟

کز برای سوختن بر هم گرفته راه را

 

در همه جا تعارف خوب است،آدم بفرما بزند ادب است،ولی در راه امام حسین علیه‌السلام غیر از این بوده،باز قاعده به عکس بوده،تعارف نمی کردند،جلو می دویدند،بعضی ها را امام حسین نگه می داشتند،شما بایست،شما نرو،آن یکی دیگر برود،وقتی که بین اصحاب و اهل بیت علیهم السلام سخن در گرفتلَبسوا القُلُوبَ على الدروعِاینها اینجوری بودند که دلها را روی زره گرفته بودند نه زره را پوشیده بودند که قلبشان را بپوشاند،اینها اینجوری نبودند،لَبسوا القُلُوبَ على الدروعِاینها دل را روی زره گذاشته بودند،زره به تن نکرده بودند.

آقا اباالفضل العباس به پیرمردی که همه کاره بود کارها را او تنظیم می کرد،حبیب بن مظاهر همه می آمدند از او مصلحت جویی می کردند،این پیرمرد با ادب آمد خدمت آقا حضرت اباالفضل،اولا قضیه کربلا آنجوری که در مقاتل نوشتند،بُعدش را هیچ کس نمی داند،حتی ظاهرش را هم در مقاتل و قضایای تاریخی آنجوری که باید و شاید نقل نشده و نگفتند،قبل از طلوع آفتاب حضرت سید الشهداء علیه‌السلام آمدند دمِ خیمه های حضرت اباالفضل قدم زدند که بگویند برادر جان تو دیشب تا صبح نخوابیدی،روز عاشوراست به جهت اینکه قلبِ خواهرم و خاطرش آرام باشد من این صبح هنگام،هنوز آفتاب نزده،روشن و تاریک است،من یک مقداری دور خیمه ها می گردم تو برو یک ساعتی بخواب،امام حسین علیه‌السلام آمدند این کار را بکنند،دیدند بی بی زینب سلام‌الله‌علیها هم بیدار هستند،نه اباالفضل العباس علیه‌السلام خوابشان نبرده بود،بی بی زینب هم خوابشان نبرده بود،عَلَی الله این روایت را بخوانم؛

بی بی زینب سلام‌الله‌علیها حداقل هجده سال الی بیست سال بزرگتر از حضرت اباالفضل علیه‌السلام هستند،[حاج آقای جلوه من اگر یکسال که نه،ده سال که نه،اگر هیچ منبر نیایم این روایت امروز بس است برای همه]

این روایت است هااا،هجده سال یا بیست سال بزرگتر هستند،هر وقت امیرالمومنین علیه‌السلام،اباالفضل العباس را در سنِ یک سالگی دو سالگی روی زانو می گذاشتند،بی بی زینب هر جا بودند می آمدند خودشان را به امیرالمومنین علیه‌السلام می چسباندند.

روایت دنباله دارد؛

یک روز آقا امیرالمومنین علیه‌السلام حضرت اباالفضل العباس را خیلی نوازش کردند،سنِ قبل از دو سالگی است،اولی که بچه می خواهد صحبت کند،آقا امیرالمومنین علیه‌السلام [دیدید بچه را که می نشانید می گویید بگو بابا می گوید،بگو آب،بگو نان و اینجور چیزها،خوردنی ها،یادش می دهیم،بگو خدا می گوید،بگو حسین می گوید،بگو علیمی گوید،درست است؟؟] حضرت،آقا اباالفضل العباس را روی زانو گذاشتند در دهان حضرت اباالفضل کلام می گذاشتند،می گفتند بگو[کلام را هم می گوییم چه بوده]

بی بی زینب سلام‌الله‌علیها چسبیده بودند،اینقدر نزدیک شدند که بدون اینکه بخواهند روی زانوی دیگر بابا قرار گرفتند،امیرالمومنین دست را در گردن حضرت زینب انداختند به طرف چپ،به قلب خودشان چسباندند با اباالفضل العباس شروع کردند فرمودند بگو واحد،قُل واحد،اباالفضل العباس فرمودند واحد.

یک،بگو یک،اباالفضل العباس فرمودند واحد،فرمودند قُل اِثنین،اباالفضل العباس نگفتند،فرمودند پسرم قُل اثنین،بگو دو،آقا اباالفضل العباس عرض کردند بابا جان با زبانی که من واحد گفته ام اِثنین نمی گویم من یکتا پرست هستم.

دستِ دیگر را گردن حضرت اباالفضل انداختند بوسه زدند،گریه کردند،فرمودند پسرم تو یکتا پرستی،جز به یکی به هیچ چیز حتی در لفظش توجه‌ نداری،با زبانی که یک گفتم من دو نمی گویم.

بی بی زینب سلام‌الله‌علیها سوال کردند یا اَبَتاه اَتُحِبُهُ؟؟ داداشم را دوست داری؟؟

حضرت فرمودند نعم اُحِبُهُ حُباً شدیدا،خیلی من این پسر را دوست دارم.

بی بی زینب فرمودند بابا جان در یک دل فقط یک دوستی آن هم دوستیِ خداست،چطور جز خدا کسِ دیگر را در دل آوردی؟؟

برگشتند به صورت بی بی زینب یک نگاهی کردند،بغل گرفتند،فرمودند درست می گویی جز خدا من هیچ کس را در این دل نمی خواهم یعنی دوستی اباالفضل مثابه دوستی خدا در دلِ من است.

درست گفتی،خوب فهمیدی،خوب،درست فهمیدی دخترم،دوست داشتن او برایعلیدوست داشتن خداست،تو خوب فهمیدی من چه کار می کنم،خدایا به دوستی امیرالمومنین علیه‌السلام که نسبت به این آقازاده داشت،خدایا به آن صحنه ای که این روایت برگردانش را به ما داده که بی بی زینب روی زانوی امیرالمومنین اینجوری نشسته،به آن حال،به آن وقت،به آن هنگام،به آن لحظه ای که امیرالمومنین در این دو حالت قرار گرفته که هر دوتایش یکی است عشق محمد و آل محمد علیهم السلام را در دلِ ما زیاد کن.

این دعا را هم بگوییم؛خدایا خیلی ها به کمال رسیده اند که در آن کمال یک حالتی دارند که گریه بر امام حسین علیه‌السلام برایشان مفهومی به معنای عمومی ندارد،در معرفت،در کمال ولایی به جایی رسیدند که گریه های معمولی برای آنها حذف شده،خدایا به حق امام حسین ما را در نقصِ تمام،نقصِ نقص که از او نقص تر در عالم طریقت چیزی نیست ما را در نقص قرار بده ولی گریه بر امام حسین علیه‌السلام را از ما نگیر.خدایا راه ما را با امام حسین روز به روز بیشتر کن.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی مدد