شرح آیه مبارکه تطهیر_جلسه نوزدهم(۱۳۶۹/۱۲/۲۴)
دوستداران و عاشقان امام حسین علیهالسلام
حالا معنای دیگر روایت را بخوانیم.
فُطرُس مَلَک هم سلام مومنین و دوستداران و عاشقان امام حسین علیهالسلام را به امام حسین می رساند.
عجب!!! آخر فُطرُسِ مَلَک…
خیلی کسان هستند که بار می کشند،بارِ تقوا می کِشند،بار ایمان می کِشند،بارِ عرفان می کِشند،خودشان بهره ندارند.
فُطرُس مَلَک هم سلام می برد به آن بارگاه می رساند.
خودت سلام کن جواب بگیر،فطرس مَلَک.
فرشته عشق ندانست که چیست
دوست امام حسین،گریه کنِ بر امام حسین،تو یک مقام و منزلتی از فرشته و مَلَک برتر،قدرِ خودت را بدان.
یعنی چه؟؟
معنا کنیم؛فطرس ملک به آنجا سلام می برد،یعنی چه؟
یعنی در این حسرت،و در این غصه مُردیم،ذوب شدیم،که یک مرتبه جوابِ سلام ما را بدهی،آقا.
روایت می گوید حسرت نکش،اگر گوش تو قابلیت شنیدن ندارد من یک مَلَک را که توبه کرده و بواسطه من بار گرفته،این مَلَک را مامور کردم که سلام تو را به من برساند،تو نمی خواهد منتظر جواب باشی،من سلام را دریافت کردم.
امام حسین نسبت به سلام کن ها،گریه کن ها،بستگانِ خودش،هیچ وقت عنایتش را دریغ نمی کند.
قاعده را به هم نمی زنم ولی موهبت را از تو دریغ نمی کنم،لطف را از تو دریغ نمی کنم،خاطرت جمع باشد.اگر اینکه جواب سلام تو را نمی دهیم جواب سلام آن مَلَک را هم نمی دهیم،ولی سلام تو را قبول می کنیم خاطرت جمع باشد.
خوب،عرض کنیم آقاجان،یا اباعبدالله،من آلوده ام،تو سلام من را می پذیری؟؟؟
جواب می دهد،اینجا امام حسین علیهالسلام فریاد می زند،قشنگ بگوییم هااا،سید الشهداء فریاد می زند،که فریادش به عرش می رسد،خدا فریاد امام حسین را می شنود که وادیِ من وادیِ محاسبه و قاعده نیست،ما همه را می پذیریم.
بنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
هر کس از یک راهی خودش را پاک می کند،توبه می کند که وارد ماهِ رمضان بشود،یکی به عبادت،یکی به طاعت،یکی به نمازِشب،یکی با خیرات،دست در جیبش می کند،حسین جان ما هم می خواهیم با اشک چشمِ برتو،با اشکی که از شوق برای تو ریخته می شود،خودمان را پاک کنیم،و خیال نمی کنم در عالم هیچ عملی بتواند خودش را هم میزان با این گریه قرار بدهد.
به قول خواجه ما؛
غوطه در اشک زدم [بله گفتند پاک شو،بله باید پاک شد،ولی طریقش را تو به ما آموختی،تو خودت به ما یاد دادی]کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و [عجب راهی تو یادمان دادی،تمام بحثی که در طهارت گفتیم امروز در این اشک خلاصه می شود هاا]
غوطه در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز
جمال دل آرایش را در اشک چشم خودت مشاهده کن،اگر می خواهی امام حسین علیهالسلام ببینی،بالاتر از جوابِ سلام،در اشک چشمها…
جدا نکنی،به حقِ خودش اگر جدا کنی،معنای طهارت را در این مباحثی که چند ماه است ما توضیح دادیم…
جدا نکنی،آنها طهارتشان معنایش این نیست که تو ناپاک و پاک قائل بشوی،در
این وادی کسی ناپاک نمی تواند باشد،یکی از معانی که برای طهارت کردیم این است که به خودت این اجازه را ندهی که بگویی من ناپاکم و آلوده ام،به آن طرف نگاه کن ببین آن کشش چقدر است و چطور پاک می کند.
اگر کسی جدا کند هاا،خوب و بد کند،امام حسین علیهالسلام را در طهارت نشناخته است.لذا فرمود وقتی به زیارت من می آیی حق نداری بروی غسل کنی،حق نداری جامه ات را عوض کنی،با جامه آلوده،با جامه ناپاک،با بدنی که غسل نکردی…
هر جا می خواهی بروی،اگر زیارت پدرم می روی غسل کن،اگر زیارت مادرم زهرا می روی غسل کن،اگر زیارت بقیه از اولاد من می روی همه را غسل کن،ولی زیارت من غسل ندارد،همین که نیت می کنی به طرف من بیایی این غسل است.
آقاجان ما از الان داریم برای کربلایت احرام می بندیم،همین الان.
حسین جان ما همین الان داریم نیت می کنیم،هر که چشم باز کرده،اگر کارمند اداره است،عیدی می خواهد،اگر که زیر دست است از بزرگ عیدی می خواهد،حسین جان عیدی ما را امسال کربلا قرار بده.
تو را به حق امام حسین این کار را بکن،ببین بعضی از این بچه های دو سه ساله پیش عمو می آیند،خوب ببین،این کار را بکن در خلوت،رویت نمی شود در اجتماع انجام بدهی عیب ندارد،در خلوت،تنها،درِ اتاق را ببند ببین این جوری که می گویم،عیب ندارد در راه امام حسین همه جنون می خرند،این راه راهِ جنون است،هیچ جایش با عقل جور در نمی آید،بچه های دو سه ساله ،چهار ساله پنج ساله،می آیند،پیش عمو،پیش دایی،پیش بزرگتر،از راه که می رسد فرصت نمی دهد،مجال نمی دهد،در جمع همه هستند،نشستند،مادرش خجالت می کشد،بابایش از این کاری که بچه می کند…
پایش را به زمین می زند می گوید عیدی می خواهم،عیدی من کو؟
درِ اتاق را ببند،تنها به امام حسین بگو عیدی می خواهم،این کار را بکن،به واسطه یک نفر به همه می دهند،عیدی این بچه را که می دهد،بچه های دیگر هم که نشستند آنها هم می گیرند،این کار را بکن.
مرحمت می کنند،لطف می کنند،عنایت می کنند،حالا ما ادای آنها را در بیاوریم،حسین جان به آبروی بچه های جگر سوخته ات که آمدند پا به زمین زدند گفتند آب می خواهیم،حسین جان ما آب می خواهیم،اجازه بده عمو برود آب بیاورد،به آبروی این بچه های جگر سوخته که جلوی تو پاهایشان را به زمین می زدند و جگر توِ امام حسین به حال آنها سوخت،عیدی ما را کربلا قرار بده.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد