خوب،برویم سراغ قافله دربدرِ امام حسین علیه‌السلام؛

شرح-آیه-کریمه-استرجاع_جلسه-سوم_۱۳۷۰-۰۶-۰۱


خوب،برویم سراغ قافله دربدرِ امام حسین علیه‌السلام؛

 

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

____

 

عشق ما را به سر کوچه و بازار کشید

 

لازمه این راه است،می خواهد این عشق به ظهور بیاید،بلکه می خواهد از وجود امام حسین علیه‌الصلاه‌والسلام به عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام‌الله‌علیها انتقال تام پیدا کند.

چه کار کرد؟؟!

این چه بی سرو سامانی،چه دربدری به وجود آورد،کاری کرد که همه انبیاء و اولیاء و مومنین را تا دامنه قیامت به ضجه و به گریه وادار کرد که عشق می خواهد از آن ظرف به این ظرف منتقل بشود.

 

عشق ما را به سرِ کوچه و بازار کشید

 

وقتی که می خواستند از مکه به مدینه و از مدینه به طرف کربلا بیایند،بی بی زینب که خواستند سوار بشوند

اولا یک جایی را تعیین کرده بودند که همه آنهایی که با امام حسین حرکت می کنند در آن میدانگاهی بیایند،همه که سوار شدند،آقا سید الشهداء علیه‌السلام‌ کاروان را حرکت دادند،به درِ خانه خواهر رفتند که بی بی زینب سلام‌الله‌علیها در این کوچه که عبور می کنند،مردم مکه،مدینه جمع شدند دارند تماشا می کنند،چشمهای تماشاچی ها به گوشه چادر و لباس زینب نیفتد،وقتی به درِ خانه هم که رفتند باز هم اکتفا نکردند،به جوانهای بنی هاشم دستور دادنداینها دو ردیف با قدهای بلند و رشید از درِ خانه حضرت زینب تا کجاوه دو دیوار گوشتی درست کرده بودند و بازوها را به هم داده بودند که حضرت زینب از این حریم عبور کنند،حضرت زینب را با این جلال سوار کردند ولی؛

 

عشق ما را به سر کوچه و بازار کشید

دیدی آخر به کجا عاقبت کار کشید؟

 

اینقدر این مصیبت بزرگ است[خوب دقت کن] اینقدر این دلخراش است که وقتی جبرئیل خبر شهادت امام حسین علیه‌السلام را به همه انبیاء داد،به رسول خدا داد،به علی مرتضی خبر داد،به فاطمه زهرا خبر داد،گفت بین این دو نهر آب فرزندت را لبِ تشنه شهید کردند،همه را گفت،مساله اسارت بی بی زینب سلام‌الله‌علیها اینقدر رنج آور است که از این حکایت گوشِ فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را جبرئیل خبردار نکرد،به علی مرتضی علیه‌السلام نگفت،چون غمش اینقدر بزرگ است که روی دل ننشیند.لذا بی بی زینب هم همین حرف را گفتند،برادرجان کشته شدنِ تو را اطلاع داشتم،می دانستم،عمقش را فهمیده بودم،کشته شدن بچه هایت را اطلاع داشتم،ولی خیال نمی کردم یک وقتی خواهرِ تو دربدر سوار کجاوه و عماری از این شهر به آن شهر برود.

 

عشق ما را به سرِ کوچه و بازار کشید

دیدی آخر به کجا عاقبت کار کشید؟

 

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یاعلی مدد