به درِ خانه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها برویم

شرح آیه ۴۵ سوره مبارکه بقره_جلسه هفتم_۱۳۶۹/۱۰/۰۶

به درِ خانه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها برویم،برای اینکه توسلمان به دل بنشیند یک روایتی را عرض کنیم؛
یک روز رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم  در معیت امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه و صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها و آقا امام حسن و امام حسین علیهماالسلام به خانه یکی از زوجات رفتند،او خیلی میانه ای با فرزندان امیرالمومنین،این دو نور نَیّر ندارد ولی روایت را او نقل می کند او می گوید شوهرم رسول خدا در خانه من بودند که دخترشان فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها و دامادشان علی مرتضی علیه‌الصلاه‌والسلام و دو فرزند دلبندشان حسنین علیهماالسلام در معیتشان بودند،ناگهان رسول خدا آب طلب کردند،من جام آبی را پر کردم و آوردم به دست رسول خدا دادم،رسول خدا آوردند جام را تا مَحاذی(مقابل) دهان آوردند و برگرداندند،به چهره امام حسین علیه‌الصلاه‌والسلام نگاه کردند،فرمودند حسین جان تا تو آب نیاشامی بر من نوشیدن آب گوارا نیست،امام حسین گرفتند جرعه ای نوشیدند دادند دست رسول الله،رسول الله دو مرتبه آوردند محاذی دهان برگرداندند،نگاهی به چهره امام حسن کردند،حسن جان تا تو آب ننوشی برای من گوارا نیست،امام حسن جرعه ای نوشیدند برگرداندند به امام حسین،فرمودند
هَنیئاً مَریئاً لَکَ یا حسین،این آب بر تو گوارا باد،به امام حسن هم فرمودندهَنیئاً مَریئاً لَکَ یا حسن،به محاذی دهان آوردند بنوشند برگرداندند،فاطمه جان تا تو آب ننوشی برای من گوارا نیست،صدیقه طاهره گرفتند جرعه ای نوشیدند برگرداندند،رسول خدا آوردند محاذی دهان به چهره امیرالمومنین نگاهی کردند،علی جان تا تو آب ننوشی برای من گوارا نیست،امیرالمومنین از دست رسول خدا آب را گرفتند نوشیدند،رسول الله ته مانده ظرف را سر کشیدند،و بلافاصله سر به سجده،سجده طولانی،در سجده گریه کردند،سر از سجده برداشتند،اول به چهره فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها نگاه کردند،دیدند اخم های فاطمه زهرا توی هم است،حالت غم و غصه،کدورت و ناراحتی دارند.
رسول الله فرمودند دخترم فاطمه نمی دانی که من نمی توانم تو را غمناک ببینم؟ چه سبب شده تو را که چنین غمناکی؟؟
الان که حالت خوب بود!! مساله ای نداشتی.
فاطمه زهرا به پدر عرض کردند،پدر جان چطور غمناک نباشم با این کاری که شما کردید؟
_
دخترم چه کار کردم؟
دیگر می خواستید چه کار کنید،وقتی حسین من آب نوشید شما فرمودید هَنیئاً مَریئاگوارا باد گفتید،حسنِ من آب نوشید هَنیئاً مَریئافرمودید،گوارا باد فرمودید،من که آب نوشیدم گوارا باد فرمودید،چرا علیکه آب نوشید شما نفرمودید هَنیئاً مَریئاً لَک؟؟
رسول خدا بلند شدند،فاطمه زهرا را غرقِ بوسه کردند،سینه بوسیدند،پیشانی بوسیدند،پهلو بوسیدند،شاید آن جاهایی را بوسیده بودند که بین در و دیوار و قبل و بعد با غلاف شمشیر و با آن نفرینی که شَلتْ یَداکَ،دست هایت قطع بشود که چه کار کردی.
دخترم به تو این کمالات زیبنده است،تو کفوِ علیباید می بودی،برایت شرح بدهم،وقتی که حسینم آب خورد جبرئیل گفتهَنیئاً مَریئا
من متابعت کردم،حسنم که آب خورد جبرئیل گفت هَنیئاً مَریئا،من متابعت کردم،شما که آب خوردی جبرئیل گفت هَنیئاً مَریئاً لَکَ یا فاطمهمن متابعت کردم،ولی علیکه آب خورد دیدم خدا به خلق کلام فرمود هَنیئاً مَریئاً لَکَ یا علیبه شکرانه این فضیلت به سجده افتادم دخترم فاطمه،برای علی مرتضیمقامی است که هیچ کس به آن مقام نرسیده،لذا فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها خودش را فدای علیکرد،خودش را در راه علیقربانی کرد،آن دمِ آخر هم التماس کرد،علی جاناشک بریز،گریه کن،من از تو می خواهم که اشک هایت بر صورت من بریزد،برای اینکه از پدرم رسول خدا شنیدم اشک دیده مظلوم زبانه آتش جهنم را خاموش می کند،

علی جانمن از تو مظلوم تر سراغ ندارم،صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها از علی مرتضی یک تقاضای دیگر هم کرد و آن این بودعلی جاندو فرزند و نور عین من را از من دور نکنی،اگر روی سینه من افتادند بگذارد بمانند،زیرا دوست دارم در حین جان دادن دو نور چشمم روی سینه من باشند.

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم