امام سجاد علیه‌السلام و روضه پدر مصیبت بخوانیم

 شرح آیه ۴۵ سوره مبارکه بقره_ جلسه دوم_۱۳۶۹/۵/۲۵

امام سجاد علیه‌السلام و روضه پدر مصیبت بخوانیم ؛

چشمشان افتاد به قصابی که می خواهد گوسفند ذبح کند،قسمش دادند دست نگه دارد،دست نگه داشت،فرمودند تو را به حقِ حق قسم،تو را به خدا سوگند،این گوسفند را که می خواهی بکُشی آبش دادی؟؟

عرض کرد آقاجان یابن رسول الله من سالهاست قصابی می کنم،محال است من ذبیحه ای را خواسته باشم ذبح کنم آب ندهم،بله آقاجان آبش دادم،حضرت شروع به گریه کردند،بلند بلند گریه کردند،قصاب دست از کار کشید عرض کرد آقاجان شما را چه شده که گریه می کنید؟

فرمودند قصاب تو وقتی می خواهی گوسفندی را ذبح کنی آبش می دهی و او را سر می بری،در حالی که پسرِ دخترِ پیغمبر،جگر گوشه زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها را بینِ دو نهرِ آب،لبِ تشنه شهید کردند،هر چه داد می زد،هر چه صدایش بلند شد آی مردم جگرم از تشنگی می سوزد،کسی جرعه آبی به لبِ عطشانِ او نرساند.

 

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه مع الاخلاص و الصلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

یا علی مدد