اصحاب کربلا

شرح دعای شریفه افتتاح-جلسه اول ۱۳۷۰

ببینید! اصلا نمونه  بارز مسائل معنوی را همیشه باید از کربلا جستجو کنیم هفتاد و دو تن حداقل از شهدای کربلا با اهل بیت علیهم السلام ،اینها در خدمت حضرت سید الشهداء هستند ،”حُر” هم آن صحنه را دیده .حُر دیده که اطراف امام حسین علیه‌السلام چه کسانی هستند،یک وقتی دومرتبه برگشته به آن لشکر او یک حسرت خورده که

آوردنش،یک آهی کشید که کاشکی ما هم .نه اینکه آوردنش ضمیمه کردن به آنها، یک منصب جداگانه ،فوق العاده به حُر دادند ،چون با حسرت آمده است.توبه قبلش یک حسرت است .آنهایی که توبه درست میکنند یک حسرت میخورند و توبه میکنند.خصیصه ای که در حُر هست و در هیچ یک از شهداء نیست این است که تمام شهداء حتی حضرت اباالفضل العباس ،حتی حضرت علی اکبر،هم اهل بیت علیهم السلام ،همه آنها ،زُهیر، بُریر، حبیب بن مظاهر،اینها سه مرتبه امام حسین علیه‌السلام ،یک مرتبه بطور عمومی که کربلا بودند یک مرتبه شب عاشورا بعد از نماز و یکی هم نیمه شب به همه اینها فرمودند بروید شما دنبال کارتان، یک طرد آمد ،حتی با حضرت اباالفضل علیه‌السلام که فرمود عباس جان شما هم برو دیگر ،تا اینجا ما را رساندی دستت درد نکند.ولی حُر ،طرد ندارد در هر سه این نهیبی که از جان امام حسین علیه‌السلام پا شد، حُر این را نشنید.برای همین هم قبرش جداگانه است.چرا نهیب ندارد که تو برو؟ برای اینکه با حسرت و توبه آمد. توبه خوب چیزی است.خدا توبه کننده را از عبادت کننده بیشتر دوست دارد.خیلی فیض میبرند اینهایی که در مجلس امام حسین علیه‌السلام شرکت میکنند و گریه میکنند و چای میدهند و ناله میزنند اما یک کسی یک مرتبه رد شود و یک حسرت بکشد که ما نداریم اینها ببین چه جورند.این از همه آنها جلوتر است ،با حُر اینکار را کردند دیگر،مگر با حُر امام حسین اینکار را نکرد؟گوشش را نگه داشتند از شنیدن صدای برو.این بُرویی که سه مرتبه به آنهای دیگر گفتند به حُر نگفتند  چرا؟ چون با توبه آمد.توبه اینقدر بالا میکشاند که میچسباند بدون فاصله آدم را به متابش. تائب بدون فاصله به متاب می چسبد.و ایابُ الخلقِ الینامعلوم میشود همه در موقع زندگی شان یک حسرت دارند ،همه با یک حسرت به آنجا میرسند که باید برسند .انسان چای میدهد،در مجلس امام حسین علیه‌السلام شرکت میکند،گریه میکند و به سر و سینه میزند بعد که از مجلس بیرون میرود یک حسرت دیگر دارد که کاشکی بیشتر می بود ،آن کاشکی بیشتر می بود (که می گوید) آن حسرتی که میخورد آن کار ساز است.لذا یا حَسْرَهً عَلَى الْعِبادِ  کاشکی بندگان خدا حسرت میخوردند ،این یک آیه است،و هر کس هم تکان میخورد با حسرت تکان میخورد ،هر کس که راه پیدا میکند با حسرت راه پیدا میکند .