شرح زیارت عاشورا-جلسه پنجم
اصحاب رسول الله و امیرالمومنین علیهماالسلام، مقداد،سلمان، ابی ذر
[با اینکه ما آخر روضه آقای آیینه چی آمدیم،متوجه نشدیم ایشان روضه چه خواندند،
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَابنَ رَسول الله
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَابنَ امیرالمومنین
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَابنَ فاطِمَهَ الزهرا سلاماللهعلیها
«یا لَیتَنا کنّا مَعَک فَنَفوزَ فَوْزاً عَظیماً»
یک روز مقداد خدمت رسول خدا شرفیاب شد ،(این منزلت مقداد را بارها عزیزان از من سوال کردند که این حدیث از چه کسی نقل شده است،الان سندش ذکر می شود)
این منزلت مقداد است چون در روایاتِ زیادی ائمه اطهار به مقداد خیلی موقعیت بالایی دادند،حتی ذکر کرده اند که موقعیت وِلایی مقداد از موقعیت وِلایی سلمان هم بیشتر بوده ،با اینکه درجه عاشره ایمان را دارد،آن طرف ایمان هم یک ورطه است، یک وادی است،یک مقامی است که آن مقام را مقداد دارد.
شیخ مفید در اختصاص نقل می کند ؛ امام صادق علیهالسلام فرمودند :《 مَثَلُ المقداد مَثَلِ الاَلِف فی القرآن 》این مقداد است،《لا یَلزِقُ بِها حَرف 》(هم 《به》 نقل شده هم 《بها》، اگر 《به》باشد به مقداد و اگر《بها》باشد به حرف) هیچی به او نمی چسبد و همه حروف بیست و هشت گانه از الف ،شکل می گیرند ،پایه اوست،این مقداد مَثَلِ الف است،یعنی چه؟؟؟
یعنی 《قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ 》
آصف بن برخیا با این حروف آشناست که حرف اصل کاری الف است و مقداد است.
رسول خدا به مقداد فرمودند: یا مقداد «ان للحسین محبه مکنونه فی قلوب المؤمنین ».
[من دنبال این مطلب می گشتم که ببینم به چه مناسبت رسول خدا با مقداد این سخن را در میان گذاشتند،برخورد کردم به یک مساله ای حالا آن سندش خیلی معتبر نیست ولی این سند معتبر دارد،من در سند این تحقیق دارم،می شود دوتایی را که با هم تلفیق کرد به یک اعتبار قطعی رساند]
روایت ادامه دارد ؛ «اِنَّ لِلْحُسَیْنِ مَحَبَّهً مَکْنُونَهً فی قُلُوبِ الْمُؤمِنینَ، یا مقداد سَل اُمَه »،برو بقیه اش را از فاطمه بپرس او میداند چه خبر است.
اگر میخواهی از مقام حسین و محبتش آگاه بشوی برو خدمت دخترم فاطمه.
معلوم می شود مقداد[حالا این حرف است ،که امام صادق علیه الصلاه و السلام فرمودند که ما مایَحتاج خلق را تا دامنه قیامت از صحیفه مادرمان فاطمه تامین می کنیم که در قرآن یک حرف از حروف آن صحیفه نیست،و از قرآن هم یک حرف از حروف در صحیفه نیست ،ما از صحیفه مادرمان فاطمه زهرا سلاماللهعلیها سخن می گوییم که آن صحیفه در نزد بقیه الله الاعظم حجت بن الحسن علیهالسلام است که وقتی تشریف بیاورند و عالم را به نور وجودشان منور بسازند،از آن صحیفه احکام و مسائل احتیاج بشر را تامین می فرمایند ]معلوم می شود مقداد راهی به این طریق داشته است.
مقداد آموختتش معارف را از طریق صدیقه طاهره سلاماللهعلیها بوده است.
《سَل اُمَه》فرستادنش پیش حضرت صدیقه طاهره،حضرت صدیقه طاهره با مقداد سخن گفتند ،از عالم نوریِ وجودِ خودشان و پدر بزرگوار و شوهر بزرگوار،یک حرفهایی را در آنجا با مقداد گفته اند که هیچ خانمی با محرمترین فردش آنجوری سخن نمی گوید،این مقداد است.
آن مساله ای که عرض کردم تلفیق دادم این بود
که یک روز ابی ذر به سلمان عرض کرد سلمان تو رفیق من هستی دوست من هستی رسول الله بین من و تو برادری داده اگر یک گرفتاری در زندگی من به وجود بیاید تو برادر من هستی تو باید رفع مشکل کنی.گفت بگو من آماده ام.
ابی ذر گفت این یک مساله اعتقادی است که من دارم ،گفت خوب بگو.
ابی ذر گفت آخر تو درجه عاشره ایمان را داری و از من در این مساله پیش هستی ،ولی من خجالت می کشم بگویم.
سلمان گفت بگو چیست برای چه خجالت می کشی؟
گفت خیلی مساله اعتقادی است که میترسم تو هم رویت را از من برگردانی.
سلمان گفت نه دیگر بگویی من بدانم و بتوانم حل می کنم .
ابی ذر گفت ببین والله من رسول الله را به همه صفات و خصائص پذیرفته ام،خاتم انبیاء است،اشرف از همه انبیاء است،《مٰا یَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوىٰ》همه اینها درست،من ابالحسن،امیرالمومنین را وصیِ بعد از رسول الله میدانم ،پس از رسول الله او خواهد بود ،فاطمه را اُم ابیها،مقامش را چطور، امام حسن را هم سبط اکبر میدانم اما سلمان من نمیدانم چطوری است که من 《حسین》را از همه آنها بیشتر دوست دارم،حتی از جدش رسول الله،محب این بچه طوری در دل من نشسته که میترسم این صدمه ای به اعت…
سلمان شروع به گریه کرد گفت ابی ذر والله مدتی است من هم بر این اعتقادم و من هم حسین را بیشتر دوست دارم نمی دانم جوابش چیست.گفتند دوتایی برویم پیش رسول خدا بپرسیم.
وقتی آمدند خدمت رسول خدا،آن یکی گفت تو بگو،تو بگو،رسول الله فرمودند سلمان تو بگو.
سلمان وقتی بیان کرد،رسول خدا شروع کردند گریه کردن،فرمودند والله همین گونه است،ما هم 《حسین 》را از همه بیشتر دوست داریم،شاید عبارتی که رسول خدا به مقداد فرمودند
《اِنَّ لِلْحُسَیْنِ مَحَبَّهً مَکْنُونَهً فی قُلُوبِ الْمُؤمِنینَ》،شاید این باشد که مقداد از این مذاکرات مطلع شده آمده خدمت
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم سوال کرده یا رسول الله چگونه است؟؟؟
حضرت به مقداد گفته اند 《اِنَّ لِلْحُسَیْنِ مَحَبَّهً مَکْنُونَهً فی قُلُوبِ الْمُؤمِنینَ》هر کس حسین را دوست داشته باشد علامت ثبوت ایمان او است،علامت اثبات ایمان اوست.
اما هیچ کس توی عالم بعد از پدر و مادر و جد و برادر ،کسی مثل بی بی زینب سلاماللهعلیها به این برادر عِلاقه ندارد،چگونه بود حال این خواهر آنوقتی که آمد به گودی قتلگاه دید برادر سر بر بدن ندارد،شمشیر شکسته ها را کنار زد ،سنگ پاره ها را کنار زد ،لب ها را گذاشت به روی رگ های بریده برادر.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یا علی مدد