شرح-آیه-بیست-و-یکم-سوره-مبارکه-حشر-جلسه اول-۱۳۷۰/ ۰۸/۰۹
اشک بر حسین علیهالسلام
[یک روایت قشنگتری هست اگر آن را که شیعه می گوید بگوییم، آن مالِ سنی هاست، این روایتی که گفتیم سنی ها نقل کردند. شیعه چه می گوید؟
شیعه می گوید اگر اینکه درخت ها قلم شوند، دریاها هفت برابر بشود و مرکب شود، جن و انس کُتاب بشوند، ثواب ذکر یک فضیلت از فضائل امیرالمومنین علیهالسلام را که یکی بالای منبر می کند(خودم را می گویم) نمی توانند بنویسند. نمی دانیم چقدر ثواب به ما دادند. این مالِ شیعه است.
خُب دیگر گریه برای امام حسین چقد ثواب دارد، آن را خدا می داند
این را باز برایتان بگویم، این روایت نیست، این مدرک دارد، مدرکش را هم هر کس می خواهد باید از دلِ قرآن بیرون بیاورد، این دیگر مدرک نوری دارد.
همه عالم ذکر فضائل امیرالمومنین بکنند، خُب، چقدر ثواب می برند؟
یکنفر یک قطره اشک برای امام حسین علیهالسلام بریزد، ثوابش بیشتر از آنهاست.
یک قطره اشک بر امام حسین ثوابش بیشتر است از اینکه گفتیم اگر یک کسی یک فضیلت از فضائل امیرالمومنین را ذکر کند همه درخت ها قلم بشوند، دریاها مرکب بشوند، جن و اِنس بنویسند، نمی توانند اندازه ثوابش را بنویسند، حالا همه عالم همین کار را بکنند، چقدر می شود؟
(کامپیوترها که شکست، خُرد شد) آن را کنار بگذار، یک نفر یک قطره اشک بر امام حسین بریزد، از آنها ثوابش بیشتر است.
باز از آن بیشتر چیست؟
از آن بیشتر آن است که اهل ثواب نباشد. آخی.
بگوید من ثواب می خواهم چه کار کنم، چون این کار را می کنند، دوستان امام حسین به خدا ناز می کنند، خدایا ثواب هایت مالِ خودت، (فقط دوستان امام حسین هم حق دارند به خدا ناز کنند، کس دیگری حق ندارد ها. ناز فقط و فقط حسینیون) روز قیامت که می شود در صحرای محشر حلقه می زنند، دنبالشان می فرستند که بیایید به بهشت بروید، عده ای دور هم هستند، به خدا جواب می دهند که ما به بهشت نمی رویم، آنهایی که اهل بهشت هستند را ببر.
اینها مشغول یک کاری هستند که اصلا به بهشت اعتنا ندارند.
یابن رسول الله آن چیست؟
آنها دارند در خودشان 《یاحسین》می گویند.
بعد عظمت حق آنها را می گیرد، یک جوری می شود که آخرش یکی از اینها سر بالا می کند(یکی) جواب می دهد که 《حسین》کجاست، به ما بگویید ما آنجا برویم.
بعد خداوند تبارک و تعالی از اینها چه تعریفی می کند،
حق می فرماید《 أنتم الحُسینیون》،شما حقتان است. شماها حسابتان از دیگری جداست.
شب سوم این مجلس است، بنده هم این روایت را تمام کنم؛
این مرد مصری از راه رسیده راحله و ناقه اش را در مسجد بست.
گفت که یا رسول الله آیه را برای ما فرستادید برای چه وسیله اش را برای ما نفرستادید؟
آیه بدون وسیله ما می خواهیم چه کار؟
اما چقدر قشنگ، راست گفته ها، آیه را فرستادی وسیله اش کجاست؟
ریسمانش را بده،《 وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا》، آن ریسمان کجاست تا دست بگیرم؟
اینقدر رسول الله از این خوششان آمد، اینقدر از سادگی اش خوششان آمد.
《مِنْ أخْلاقِ الْأنْبِیاءِ حُبُّ اَلطفال》، از اخلاقشان یکی این بود از بچه ها خوششان می آمد یکی از این ساده ها .
به پشت امیرالمومنین علیهالسلام زدند، فرمودند《 هَذا حَبْلُ اللَّهِ الْمَتین وَاعتَصِموا بِه》، این هم باز روی سادگی اش خودش را انداخت در بغل امیرالمومنین، حضرت دو زانو روی زمین نشسته بودند، حضرت را بغل کرد و شروع به بوسیدن سر و پای حضرت کرد.
گفت خدایا تو شاهد باش، حالا نگاه کن دارم چه کار می کنم ( دیدید بعضی ها را غصه می دهد اینها حرفشان اینجوری است) 《علی》را بغل کردم که دست ملائکه ات به او نمی رسد که اینجور بتوانند بغلش کنند.
نه جبرئیل می تواند این کار من را بکند، نه اسرافیل می تواند،[ چه حرفهایی می زند] گفت خداحافظ ما رفتیم، مرا تا آخر عمر، دنیا و آخرتم بس است، دیگر کاری ندارم.
راهش را کشید که برود رسول الله [ از آن طرف آن ملعون مستجاب الدعوه بود، البته مستجاب الدعوه نیست این را از باب هنر منبری گفتیم، او به دعای اولیاء خدا، به نفرین اولیاء خدا، که《 اللَّهُمَّ اَهلِک عَدُوَّهُ》خدایا دشمنان《 علی》را هلاک کن، آن ابابیل به نفرین آنها آمد، والا دعای چه مستجاب می شود، معلوم باشد، آن فن منبری بود]
فرمودند این جزء کسانی است که دعایش مستجاب است، برای هر که دعا کند، به جهت اینکه این دستش به دامن 《علی》رسیده، خدا دعای او را مستجاب می کند.
آمد که پایش را روی شتر بگذارد، دومی رئیس همه خرهای عالم ( نستجیرُ بالله، برای خرها می گویم نستجیربالله اهانت کردیم) آمد گفت ما چندتا حاجت داریم چون رسول الله فرمودند دعای تو مستجاب است.
گفت از تو خرتر من در عالم ندیدم، به جهت اینکه من که اینجوری شدم به واسطه 《علی》 است تو او را رها کردی سراغ من آمدی؟
اویس هم همین حرف را زد.
دامن امیرالمومنین علیهالسلام را وقتی بر بالین صدیقه طاهره سلاماللهعلیها آمدند، اوایل کسالت بوده صدیقه طاهره دو دستی دامن علی علیهالسلام را گرفتند فرمودند علی جان دستم به دامنت.
آقا با همان عطوفت خاص فرمودند چه می خواهی فاطمه جان، اینجوری الحاح نکن تو همیشه امر کن.
صدیقه طاهره فرمودند نه این دفعه با التماس از تو می خواهم قول بدهی که عمل کنی، صدیقه طاهره از امیرالمومنین قول گرفتند.
فاطمه زهرا عنوان کردند علی جان دعا کن فاطمه زودتر بمیرد، خودِ من همه اش دعایم همین است تو هم با من کمک کن.
این فرمایش خیلی خیلی امیرالمومنین را منقلب کرد.
سر به زانو نشستند، صدیقه طاهره فرمودند علی جان تو مگر خوشی من را نمی خواهی، تو مگر راحتی من را نمی خواهی، در دیار و شهری که مردمش به تو پشت کنند جای زندگی زهرا نیست، من می شنوم مردم به تو جفا می کنند.
آقا امیرالمومنین نتوانستند طاقت بیاورند در خانه بمانند،به خارج خانه رفتند.
صدیقه طاهره خیلی ناراحت شدند از اینکه 《علی》را اینجوری رنجاندند، خیلی ناراحت شدند که این چه تقاضایی بود، خودم دعا می کردم چرا اینها را به 《علی》گفتم.
لذا آن دم آخر حضرت صدیقه طاهره سلاماللهعلیها فرمودند علی جان من را حلال کن، دو مرتبه امیرالمومنین را گریاندند، فاطمه جان تو چه کار کردی، من جز خوبی، جز خوشی، جز آنچه که در عالم پیدا نمی شود…
فرمودند من از آن حرفی که به تو زدم الان پشیمان هستم، دعای خودم مستجاب شد دیگر.
«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»
دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.
《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》
یاعلی مدد