شرح آیه۳۶ سوره مبارکه توبه (جلسه اول_۱۳۷۱/۰۴/۱۲)

《بِسم الله الرّحمنِ الرَّحیم، اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین، الصَّلاهُ وَ السَّلام علی خَیرِ خَلقه مُحَمَّد وَ عَلی آله الطَیبینَ الطّاهرینَ المَعصُومین وَ الْلَعْنَهُ الدَّائِم عَلَی أعْدَائِهِمْ وَ مُخَالِفِیهِمْ وَ مُعَانِدیهیمْ وَ مُبغِضیهِم وَ مُنْکَری فَضَائِلهمْ وَ مَناقِبِهم مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین.آمینَ یا ربَ العالَمین》.

《أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ》

《إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اِثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ …》(سوره مبارکه توبه/۳۶)

 

شهر را ماه می‌سازد، شهر معنایش هم در فارسی ماه است، شهرساز نه شهری که در آن ما سکونت می‌کنیم، این شهر فارسی است، شهر و شهرستان، به معنای بَلَد و به معنای مصر است،…، بِلاد و مُدُن.

شهر فارسی نه، شهر عربی که سی روزِ تمام است و گاهی هم که کمتر از سی روز است، این شهر را که ترجمه فارسی اش ماه است، شهر را ماه به معنای قمر او این را می‌سازد، یعنی یک دور تکاملی که پیدا می کند تا اختفای تام قرار می گیرد که تکاملش شب چهارده است که لَیلَهُالبَدر است. و سه شب اولی که ناپیدایی و نامرئی بودنش بیشتر است به آن غُرِّه می گویند، و به سه شب آخری که باز نامرئی بودنش زیاد است سَلْخ می گویند، که گاهی دیدید که در تقویم ها می‌نویسند سَلخ ندارد، یعنی سی کم است، سازنده این سی روزی که اسمش شهر است و ماه است و جمع شهر از اَشْهُر است، یا شُهور هم جمع بسته می‌شود، شهور و اشهُر که مفردش شهر است، سازنده او، به وجود آورنده او، پدید آورنده او، قمر است.

همینطور که سال، دوازده ماه که بشود، سازنده او، به وجود آورنده او، شمس است، خورشید است، سال را شمس(خورشید) می سازد، و ماه را که شهر باشد قمر می‌سازد، در یک حرکت مخصوص حساب شده ای که سی روز طول می کشد به آن ماه،شهر می گویند.

دوازده تا از اینها را سر هم می کنند، اسمش را سَنِه یا عام می‌گذارند، این دوازده شهر به حَسَبِ ظاهر که یک سال می شود، محرم است، و صفر است و ربیعین است و دو جمادی است و رجب و شعبان و رمضان و شوال، ذی القعد و ذی الحج را که می دانید، ولی حق یک اَشهُری دارد و یک شُهوری دارد که آنها در کتابِ الله است، محرم دارد ولی محرم زمانی(سی روز) نیست، صفر دارد ولی صفر زمانی نیست، ماه رمضان دارد ولی ماه رمضانی که روزه می‌گیرند و به هِلال، مُفطِر می شوند و به هِلال دیگر باز عید می کنند، این نیست، رمضان دارد، لذا می‌فرمایند 《إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اِثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ …》

این 《عِنْدَ اللَّهِ》 را ما می شود از یک آیه ای، یک مقداری آدرسش را پیدا کنیم،

《وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ یُرۡزَقُونَ》(سوره مبارکه آل عمران/۱۶۹)

ببینید ما هر چه جستجو کردیم، شهیدمان را بهشت زهرا دیدیم، هر چه جستجو کردیم شهیدمان را رفتیم در قبرستان زیارت کردیم، حق می فرماید نخیر، آنهایی که در راه خدا کشته می شوند اینها در بهشت زهرا و در قبرستان ها دنبالشان نگردید، عِندَ رَبِهم اینها مرده هم نیستند، شما همیشه سر قبر میت می روید، غیر از این است؟

حق می‌فرماید اینگونه نیست که شما خیال می کنید، 《وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ》خیال نکنید آنهایی که در راه خدا کشته شدند مردند، اینها مرده نیستند،《 أَحۡیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ》 زنده هستند اما آدرس آنها را پیدا کردن مشکل است، اینها در نزد خدا هستند، این ماه‌هایی که ما می‌گوییم دوازده ماه، غیر از ماه زمانی است، غیر از محرم و صفر و ربیع و اینهایی که ما به آن مأنوس هستیم، که بهشت زهرا می رویم پیدایش می کنیم، و اینها را هم می ایستیم که ببینیم که چه وقت اعلام می‌کنند که آخرین سیر تکاملی ماه تمام می‌شود که دیده نمی شود، اول که آن را دیدیم همان به محضی که بیرون می آید می گوییم اولِ ماه محرم است، اولِ ماه ذی الحجه است، اول ماه رمضان است، این نیست، دوازده ماه داریم 《فِی کِتَابِ اللَّهِ》، 《إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ 》خدا یک شمارشی پیش خودش دارد، دوازده ماه دارد، که هم ماه عربی است و هم ماه فارسی، لذا در ذیل این آیه کریمه سوال شد از امام علیه الصلاه و السلام، امام معصوم، که آقا این آیه معنایش چیست؟

فرمودند این دوازده ماه، ما هستیم، پیش خدا دوازده ماه ما هستیم، نه رجب و شعبان و رمضان، این وطن شام و عراق و مصر نیست که شیخ بهایی در نان و حلوا این حدیث را معنا می کند، 《حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الْایمان》 دوست داشتن وطن از ایمان است، هر که ایمان دارد وطنش را دوست دارد، شیخ بهاء می فرمایند این وطن، شام و عراق و مصر نیست، این وطن مألوف است که هر کسی این وطن را پیدا کرد دیگر آن وقت میهن پرست واقعی است، وطن پرست واقعی است، وطن پرستی یکی از اصول ایمان است ها، وطن پرست باشید ها، اگر کسی وطن پرست نباشد هیچ ایمان ندارد، این وطن کجاست؟

آنجایی است که دل آرام می‌گیرد.

به معنای تُوطِینِ نفس است، وطن یعنی مکانی که نفس توطین پیدا می کند. از شما بپرسند، سوال کنند که شما دلتان کجا آرام می گیرد؟

همه شما این جوری جواب خواهید داد که ما دلمان در محرم آرام می گیرد، مخصوصا ده روز اولش که آرامش داریم، در عید غدیر، در رمضان، آن زمان نیست، آن مکانی که تو خیال می‌کنی نیست، این یک وطن است که خدا ما را، همه را وطن پرست کند ان شاءالله خودش عنایت کند.

از این ماه که می خواهیم سر در بیاوریم باید برویم هلال را نگاه کنیم نه؟

ولی از این ماهی که 《حُبُّ الوَطَنِ مِنَ الْایمان》

نمونه آن است و ما را راهنمایی می کند و عِندَالله است که دوازده ماه است، بچه های نابالغ صاحب فطرت اطلاع دارند بدون اینکه بروند پشت بام نگاه کنند، جاهایشان را عندالله که می گوییم الان پیدا می‌کنیم خدا کجاست، شما این چند روز چون امروز دوم محرم است هان؟

اگر راه می‌افتادید دم غروب ها راه می‌افتادید، سر شب ها در این پایین شهر خودمان می‌دیدید بچه ها یک چند تا قابلمه دستشان گرفتند، حلبی، یک تکه پارچه سیاه، هنوز محرم نشده ها، یک شب ، دو شب دیگر مانده، زنجیرهای کوچک را برداشتن، اینجاست که می بینی یک بچه، یک طفل، یک شبه ره صد ساله می رود، این از وطن مألوفش اطلاع دارد، از ماه اطلاع دارد، این《اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا》 را پیدا کرده، من و تو نمی‌دانیم.

گفت که من در ناصر خسرو بودم دیدم اینکه یک چند تا از این بچه‌ها پنج شش تا هفت هشت ساله جمع شدند پولهایشان را جمع کردند بیایند از این کتیبه فروش های ناصرخسرو، کتیبه بخرند، آمد پرسید این کتیبه ها متری چند است؟

گفت متری هفتاد تومان.

گفت نمی شود متری سی تومان حساب کنید؟

چون اینها معامله هم که بلد نیستند نمی دانند چه جوری چانه بزنند، ده متر به ما بدهی چون سیصد تومان بیشتر نداشتند، بچه ها پول هایشان را هم گذاشته بودند همه سیصد تومان شده بود.

گفتند نمی شود ده متر از اینها به ما بدهید؟ گفت نه آقا نمی شود، نه بچه جان نمی شود برو دنبال کارت، مثلاً برو بگذار باد بیاید.

خیلی مواظب باشد آدم ها، یک وقتی با این ها اینجوری صحبت نکند، یک مردی آنجا بود، رفت دنبال این بچه‌ها گفت بابا بیایید این می گوید می دهم، بیایید سی تومان هم می دهد کمتر هم می دهد.

گفتند آقا گفت نمی دهم.

مرد گفت نه اشتباه کرد.[ خود صاحبش آمد و رفت به او گفت من پول اینها را می دهم دلشان نرنجد] حالا معلوم نبود این چه کاره بوده، اینهایی که کنار ناصر خسرو معمولا سیگار قاچاق می کنند، نمی دانم، معمولا، حالا هر که بوده، هرکه بوده در این حرکت از اولیاء خداست، هر که بوده، به چشم حقارت نگاه نکن که ساکنان درش محرمان پادشاه اند.

خواجه می‌فرماید که به در میکده که عبور می‌کنی به حقارت به اینجا نگاه نکن؛

 

که ساکنان درش محرمان پادشهند

 

بچه باشد، مَحرَم است، این مَحرمِ سلطان عشق است، با دلش بازی کردند دیگر، زمان هم نمی‌خواهد، مکان هم نمی‌خواهد، سن و سال هم نمی‌خواهد.

فقط پیرمردها باید خجالت بکشند، بله، که وقتی به آنها می گویی برای امام حسین خرج کن، این پا و آن پا می کنند(تعلل می کنند) بله این پیرمردها باید خجالت بکشند وقتی به آنها بگویند این که برای امام حسین علیه السلام باید اینکه دستت در جیبت برود خودش را این طرف و آن طرف می‌کند، این باید خجالت بکشد. باب امام حسین باب بی حسابی است، حساب برنمی‌دارد، یک وقتی بچه ای می آید یکی از این قبض ها دستش است فکر باطل نکنی پول به او ندهی، تو باید که هر کار می گویند بکنی، این جبرئیل عشق است، این جبرئیل عشق است، این بچه سراغت آمده و کسی که لبیک ندهد به این ندای عشق، خیلی وضعش کوتاه است.

لذا مُحرَم آن زمانی است که حق برایش حریم گذاشته است و حرم قرار داده است، مُحرم آن زمانی است که مواظب باشد آدم به این حریم و به این حرم تجاوز خیالی نکند، یک مقدار خودمان را از این ظاهر بالا بکشیم دیگر.

بیاییم اینجا همین بچه‌ها را استاد خودمان قرار بدهیم، برای چه دنبال پیر و مرشد می گردید؟

🔴 اولاً این را به تو بگویم من که اینجا نشستم، گوش بده، هر چه آراء علمی در دنیا راجع به مذاهب و فِرَق مختلف است من دیدم، در اسلام هم هفتادو دو تن بیشتر که رسول خدا فرمودند

《سَتَتَفْتَرِقُ أُمَّتِی عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِینَ فِرقَهٌ عَلَی ناجِیَه، وَ اِثنِین وَ سَبعِین فِرقهَ فِی النار》

رسول خدا فرمودند بعد از من امتم هفتادو سه فرقه می شوند، هفتاد و دو‌ فرقه در آتش هستند و یک فرقه اهل نجات هستند، بیشتر از این هفتاد و سه فرقه هم همه را دیدم، آراء موحدین، آراء عرفا، آراء اهل سلوک، همه را تمام، یعنی خدا ان شاءالله در عمرم برای من ادعا نیاورد که نمی‌آورد، ولی این یکی بعدی را که می‌خواهم بگویم که اینها که چیزی نیست آدم بداند حالا، ادعایی ندارد، اصلاً چیزی نیست، یعنی یک کسی که می گوید بدی خودش را روشن کرده، وقتش را تلف کرده، هیچ راهی در عالم درست‌تر، صحیح‌تر، امضاء شده‌تر، که از خدا تا چهارده معصوم و اولیاء خدا امضاء کرده باشند، هیچ راهی بالاتر از همین مجلس امام حسین علیه السلام و گریه کردن نداریم، این تضمین شده است، همین جور که دنبال پیر و مرشد و مراد راه می روی برو دنبال این بچه، این مرادت است، این تضمین شده، ملائکه آسمان، انبیائی که به مقصد رسیدند آنها هم وقتی که می‌خواهند بارشان را ببندند آنها هم می آیند در همین مجالس می‌نشینند.

از چه کسی فیض می‌گیرند؟

این را دعا کن امروز دوم محرم است، روز جمعه است، متعلق به امام زمان علیه السلام است، دعا کن خدا به تو یقین بدهد، که این راهی که آمدی همین است و غیر از این نیست، این یقین را دعا کن که داشته باشی.

تو خیال کردی حسینیه کوچک است؟

کعبه که خانه خداست هم به گَردش نمی رسد، نه به گَرد کربلا، این حرف ها فقط از من زیبنده است ها، اگر هم خواستید نقل کنید بگویید فلانی گفته، کربلا اَشرف از کعبه است، اینکه نرخ رایجش است که کربلا اشرف از کعبه است، حسینیه‌هایش اشرف از کعبه است.

تو را به حق صاحب بیت که خودِ خداست، تو را به حق صاحب کربلا که امام حسین علیه السلام است، وقتی طواف دور کعبه کردی بیشتر اُنس داشتی یا در مجلس امام حسین علیه السلام که هستی؟

از دلت بپرس، تو خیال کردی ما دلیل ها را از کتابها می آوریم؟

از دلت بپرس دور خانه کعبه گشتی فقط آن وقتی حالت جا آمد که بعد از طواف رفتی روبروی مُستَجار نشستی گفتی اینجا شکافیست که 《علی》 به دنیا آمد، آنوقت حالت جا آمد، کدام؟

آی حاجی های حج رفته، آی آنهایی که کعبه را دیدید، آی آنهایی که در این مجالس نشستید.

همه طواف ها را که کردم پشتم را به کعبه کردم گفتم آی حسینیه خانه آقای جلوه، مخصوصا این، همه حسینیه ها، درست ما خیلی به هیئت بزازها اعتقاد داریم و آنجا هم منبر می رویم و دعوت هم از صاحب مجلس شده، بالا، ولی خانه آقای جلوه نمی شود، حالا اسمشان هم هست بگوییم اینجا نمی شود چون اسم کسی را می‌خواهیم نبریم، خدا پدرشان را، مرحوم مادرشان را تا مرحوم فیض کاشانی چون اینها از ناحیه پدر و مادر هر دو به فیض کاشانی می‌رسند، این هم دودمان اینها، خدا همه شان را رحمت کند، از فیض کاشانی هم تا حضرت آدم همه آباء و اجدادشان را رحمت کند، و از الان هم تا انقراض عالم، خدا همه ذریه آن‌ها را مشمول عنایت و الطاف خاصه حسینی قرار بدهد.

خدایا ما، بچه‌های ما، برادرهایمان، خواهرهایمان، اقوام، خویش و قوممان، دوستانمان همیشه درِ خانه امام حسین علیه الصلاه و السلام ثابت قدم بدار.

 

من اگر جاهل گمراهم اگر شیخ طریق

قبله ام روی حسین است همینم دین است

 

بدون هیچ زحمت و کوشش و بدون هیچ دغدغه خاطر آوردند اینجا تو را نشاندند، قدر بدان.

یک آن، یک لحظه، یک چشم به هم زدن، این مجلس را یک دهر، یک قرن طواف کعبه ندارد، کعبه اعتبارش مالِ این مجلس است، کعبه شرفش مال این مجلس است، ندیدی که صاحب کربلا، ندیدی کعبه شناس اول عالم، ندیدی قبله شناس اول عالم، یُوم التَرویه که شد پشت به کعبه کرد رو به کربلا راه افتاد؟ ندیدی؟

هشتم ذی‌الحجه که شد فرمود ما کربلایی هستیم.

چرا دور این خانه نمی‌گردی، آقا جان شما حافظ سنت جدتان رسول خدا صلی الله علیه و آله هستید، شما حافظ دین جدتان رسول خدا هستید، یوم الترویه حرام است کسی از حرم بیرون برود، نمی شود باید برود برای حج احرام ببندد، شما چرا این کار را می‌کنید؟

من یک سرزمین می شناسم که آنجا مَهبَطِ عشق است، دیر هم شده، باید زودتر بروم، یک جهت هم این بود، یک جهت باطنی دیگر هست، امام حسین علیه السلام دلش گواه است، حجت خداست، دلش گواه است می‌داند که کربلا الان منتظرش است به یک جهت، چون کوفه دارد به قتل مسلم تکان می خورد، کوفه دارد به شهادت مسلم این پسر عموی عزیز تکان می خورد، دیگر امام حسین را نمی‌ گذارد آنجا بماند.

یعنی آی حسینی، آی حسینی، آی حسینی، آی امام حسین دوست هرجای عالم اگر یک امام حسین دوستی دارد تنش می‌لرزد به طرفش رو نکنی معنای حسینی بودن را دریافت نکردی، بارش افتاده از نظر مادی باید بلند کنی، بارش افتاده از نظر اجتماعی باید بلند کنی، بارش افتاده باید تکان بخوری، اگر دلت گواه است.

امروز روضه ورود را می خوانند، ما هم دیگر ایام محرم دَأْبمان(روش و عادت) این است که حرف کمتر می زنیم، خدایا این ماه محرم را بر ما حریم و حرم قرار بده، یک حصار محکم بشود که در این ماه محرم تجاوز به جانمان، جسممان، روحمان از عالم دنیا و طبیعت نشود.

خدایا این ماه محرم را به ما ماه معرفت، ماه یقین، ماه درک، ماه هدایت قرار بده.

به برکت محرم، به برکت صاحب محرم، به ما این یقین را بده که اینجا که نشستیم درست امام صادق علیه السلام فرمودند《مَنْ بَکی اَؤاَبْکی اَؤتَباکی عَلَی الحُسِین وَجِبَتْ لُه الْجَنَّه》 هر کسی که گریه کند، هر کسی بگریاند، هر کسی به دروغ خودش را به گریه بزند، هر سه فرقه و گروه با هم بهشت بر آنها واجب است، خدایا از وسوسه مقدس مآب که کنار فرمایش امام صادق علیه السلام حاشیه می گذارد، کوتاه می کند، جلویش را می گیرد، می گوید پس ما همه کار بکنیم بیاییم گریه کنیم؟

خدایا از این آفت بزرگ ما را نجات بده، خدایا به آنها فهم بده، درک بده، شعور بده، یک جرعه از جام زلال، یک جرعه از جام زلال، یک جرعه از آن آب صافی که محبت امام حسین علیه السلام است در کام همه بریز، در کام آنها هم بریز تا آنها هم بیایند با ما بنشینند دیگر، امام صادق، حجت خداست، کنار این حرف می تواند… این یک مثل است ما زدیم و همیشه هم می گوییم اگر یک کسی، یک دکتر تابلو می زند می گوید که من چشم تو را خوب می‌کنم، پزشک نوشته است دیگر، معنایش این است که برو چشمت را کور کن؟ معنایش این است؟ یعنی شما هیچ وقت شده بروید به دکتر بگویید برای چه می گویی بابا ما چشممان را کور کنیم، خجالت نمی کشی؟

اگر می گویی که من دکتر قلب هستم معناش این است که تو برو قلبت را خراب کن؟ هان؟ شده بروید به دکتر بگویی برای چه می‌گویی قلبمان را خراب کنیم، تو چه دکتری؟

نه می گوید اگر قلبت خراب است من درستش می کنم.

وقتی می گویی مجلس امام حسین، مجلس بکاء، کسی که گریه کند و بگریاند و خودش را به گریه بزند این همه گناهانش بخشیده می شود این معنایش این نیست که برو گناه کن، شعور داشته باش، فهم داشته باش، این باطن است، دل است با یک نقطه امام حسین نمی‌خواند، دقیق بدان و بخواه که منضبط بشوی، نمی‌خواند این حرف را پیش می کشد و اِلا کجای عقل، کجای عاقل، کجای معقول، کجای دین، کجای ائمه، کجای قول، چه کسی گفته برو همه کار بکن بیا گریه کن، چه کسی این را گفته؟

می گوید آی همه کار کننده، وقتی پا گذاشتی در این مجلس، کارت درست می شود، آی که مرض قلبی داری من وقتی که چاقو جراحی دستم بگیرم قلبت را خوب می‌کنم. معنایش این است، فهم داشته باش، درک داشته باش، این حرف دارد از معصیت دورت می‌کند، نه اینکه اجازه معصیت به‌ تو بدهد.

نمی‌توانی عزت آل محمد علیهم السلام را ببینی؟

لذا در یک عبارتی امام صادق علیه الصلاه و السلام فرمودند امام رضا علیه الصلاه و السلام فرمودند صحبت عاشورا، صحبت امام حسین، صحبت بکاء و گریه 《أذَلَّ عَزیزَنا》 این معنا دارد،《أذَلَّ عَزیزَنا》.

وقتی صحبت امام حسین علیه السلام می آید، صحبت عاشورا می آید، صحبت گریه می آید، این عزیزان ما را در چشم بعضی ها ذلیل می کند، یعنی چه؟

یعنی به او می گوییم بابا این عزیز امام حسین است، می گوید نه قبول ندارم.

مشمول این حرف امام رضا نشوی، یک وقتی که فرمودند وقتی صحبت امام حسین می آید صحبت عاشورا می آید صحبت گریه می آید این عزیزان ما را در چشم بعضی ها ذلیل می کند.

یعنی چه؟ یعنی به او می گوییم بابا این عزیز امام حسین است می گوید نه قبول ندارم. مشمول این حرف امام رضا نشوی یک وقتی که فرمودند

《أذَلَّ عَزیزَنا》،《لعن الله من قتلک بالایدی وَ اَلْأَلْسُن》خدا لعنت کند آنهایی که شما را با دست و زبان با دست و زبان کشتند، با زبان چه جوری می شود امام را کشت؟

حرفش را باور نکرد، حرفش را قبول نکرد.

وقتی بگویی[ خوب دقت کن به همه جا برو نقل کن که ان شاءلله این سد محکم بشود بین…] وقتی که امام صادق تو بفرمایند《مَنْ بَکی اَؤاَبْکی اَؤتَباکی عَلَی الحُسِین وَجِبَتْ لُه الْجَنَّه》 زبان باز کنی که این چه جور می شود؟ تو امام کشی با زبان، می دانی؟

این را دقیق بدان ، نکند در آن صف باشی، نکند در آن صف قرار بگیری.

💠روضه کربلا؛

فرمودند اگر کسی بر جد غریب ما ابا عبدالله الحسین گریه کند به قدر جَنَاحِ ذُبَابه، بال مگس، و کمتر از این، بعد فرمودند نه، اشک دور چشمهایش حلقه هم نزند، یعنی اشک بیرون نیامده، اگر این یک‌ قطره اشک از هر کسی، از هر کسی، از هر‌ کسی، از هر کسی، خوب دقت کن، روایت را آن جوری که می گویند ما می‌گوییم، آن جوری که اماممان می فرمایند، تابع شرع باش، تابع دین باش، تابع امامت باش، اگر این قطره‌ اشک از هر کسی یک قطره، در دل جهنم بیفتد همه جهنم را خاموش می‌کند، نگویی نه، که با زبان و دهان بنای مخالفت ریختی، این مُحرَم و صفر و گریه است که دین را جان می دهد، شجره دین را ریشه می دهد، قوام می دهد، وجود می دهد.

آقا سیدالشهداء علیه السلام سوال کردند اسم این زمین چیست؟ آقاجان اینجا را، به این زمین ماریه می‌گویند.

اسم دیگر دارد؟

بله نینوا می‌گویند.

اسم دیگر دارد؟

بله غاضِریه می گویند.

اسم دیگر دارد؟

بله شاطِ الفُرات می گویند.

این چهارتا و پنجمین اسم آن، مجلس بزازها نشمردیم حالا شمردیم، ماریه می گویند، نینوا می گویند، غاضِریه می گویند، شاطِ الفُرات می گویند، اسم آخرش به نام خودش است،ماریه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، غاضِریه یعنی امیرالمومنین علیه السلام، شاط الفُرات صدیقه زهرا سلام الله علیها، نینوا امام حسن علیه السلام است، چهارم که نام بردند کربلا با اسم خودش تطبیق کرد، سِرّش را نگفتیم تا تطبیق کرد با اسم خودش، همانی که آدمِ پدر را لرزاند، همانی که اشک چشم آدم را درآورد، اشک چشم ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و موسی و عیسی و شیث و ادریس همه اینها را درآورد خود امام حسین علیه السلام هم شروع کردند به گریه کردن، فرمودند وَالله

هاهُنا مَناخُ رِکابِنا》، تا به من نرسد کسی پیاده نمی شود، فهمیدی؟

در رسول الله خیلی ها گیر هستند(نگارنده: متوقف هستند)، در امیرالمومنین خیلی ها گیر هستند، در مقام شامخ صدیقه زهرا سلام الله علیها، وجود گیر است، وجود گیر است، یعنی یک نفر نتوانسته تجاوز کند به معرفت بی بی سلام الله علیها منتقل بشود.

در وجود امام حسن علیه الصلاه و السلام همه گیر هستند، خیلی ها گیر هستند، این گیر برداشته نمی شود تا به امام حسین علیه السلام منتهی بشود. فرمودند به خدا اینجا همه سوار ها پیاده می شوند، نه سواره های کربلا فقط، سواره بر مَنصب در امام حسین پیاده می شود، مقام در امام حسین پیاده می شود،

《مِناخُ رِکابِنا》پول، جاه، 《هاهُنا مَسْفَکُ دِمائِنا》 در اینجاست که خون عزیزان ما ریخته می‌شود.

قبل بوده یا بعد بوده بی‌بی زینب سلام الله علیها آمدند، دامن برادر را گرفتند، آویزان شدند، حسین جان همه غم‌های عالم روی دلم آمده، حسین جان طاقت ندارم در این سرزمین بمانم، زبان حال این است خواهرم حالا که من را زنده می بینی کنارت ایستادم، دستور دادم خیمه‌ تو را بغل خیمه من بزنند، روزی خواهد آمد که تو را از روی نَعش من به عُنف (خشونت)و زُور( اجبار)حرکت خواهند داد و تازیانه و کعبِ نی تو را از من جدا خواهد کرد.

 

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»

دعاهایی که میفرمایند به اجابت مقرون،رحمه الله من قراء فاتحه و الاخلاص و الصلوات.

《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》

یاعلی مدد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *